دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۰۴

فیض کاشانی
عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد جمله امراض را عشق شفا میدهد
گاه دوا را دهد خاصیت درد و غم گاه دگر درد را طبع دوا میدهد
این صدف چشم من گاه گهر ریختن همچو دل بحر و کان داد سخا میدهد
هست درو بحرها موج زنان وین عجب بحر بود در صدف عشق چها میدهد
دم بدم اندوه و غم بر سر هم می نهم باز دل تنگ را وسعت جا میدهد
حاصل ایام عمر هر چه بود غیر دوست دین و دل و عقل و هوش کل بفنا میدهد
هر دمی از فیض جان گیرد و بازش دهد آنکه ستاند دگر باز چرا میدهد