دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۱۰

فیض کاشانی
از می عشق مست خواهم شد و ز نگاهی ز دست خواهم شد
پیش بالای سر و بالائی خواهم افتاد و پست خواهم شد
غمزهٔ یار اگر بود ساقی باده ناخورده مست خواهم شد
گر ازین دست بادهٔ خواهد میکش و می پرست خواهم شد
زلفش ار این چنین زند راهم کافر و بت پرست خواهم شد
در ره او ز پای خواهم ماند رفته رفته ز دست خواهم شد
گرچه در عشق نیست گشتم فیض باز از عشق مست خواهم شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده تصویری از تسلیمِ محضِ عاشق در برابرِ نیرویِ ویرانگر و در عین حال تعالی‌بخشِ عشق است. شاعر در فضایی عرفانی، مستی و بی‌خودی را نه در شرابِ مادی، بلکه در تماشایِ اوصافِ معشوق می‌جوید و با بیانی مشتاقانه از زوالِ خود و پیوستن به معشوق سخن می‌گوید.

در این ابیات، مفاهیمی چون «کفر»، «بت‌پرستی» و «مستی» نه به معنایِ مذمومِ شرعی، بلکه به عنوانِ نمادهایی از رها کردنِ عقلِ مصلحت‌اندیش و دل‌سپردن به جنونِ مقدسِ عاشقی به کار رفته‌اند. شاعر در پیِ آن است که با پشت سر نهادنِ منیت و هویتِ فردی، در راهِ محبوب محو شود.

معنای روان

از می عشق مست خواهم شد و ز نگاهی ز دست خواهم شد

از شرابِ عشق الهی مست خواهم شد و با یک نگاهِ محبوب، تمامِ اختیار و کنترلِ خود را از دست خواهم داد.

نکته ادبی: می عشق، اضافه استعاری است که عشق را به شراب تشبیه کرده و مستی را پیامد آن دانسته است.

پیش بالای سر و بالائی خواهم افتاد و پست خواهم شد

در برابرِ قد و بالایِ بلندِ یار، فروتنانه به خاک می‌افتم و از آن مقامِ بلند، من در برابرش کوچک و بی‌مقدار خواهم شد.

نکته ادبی: بالا در اینجا به معنای قد و قامت و مرتبه است و تکرار واژه در دو معنای متفاوت جناس ایجاد کرده است.

غمزهٔ یار اگر بود ساقی باده ناخورده مست خواهم شد

اگر ناز و کرشمه‌هایِ یار به جایِ ساقی عمل کند و جامِ شراب را به دستم دهد، حتی بدونِ نوشیدنِ باده، مست و بی‌هوش خواهم شد.

نکته ادبی: غمزه به عنوانِ عاملی برای برانگیختنِ شورِ عاشقانه فراتر از عواملِ مادی معرفی شده است.

گر ازین دست بادهٔ خواهد میکش و می پرست خواهم شد

اگر شرابِ عشق چنین خاصیتِ سکرآوری داشته باشد، من دست از همه چیز می‌شویم و به باده‌نوشی و پرستشِ این شرابِ عشق روی می‌آورم.

نکته ادبی: میکش در متون کهن به معنای شراب‌نوش و عاشقِ مست است.

زلفش ار این چنین زند راهم کافر و بت پرست خواهم شد

اگر پیچ و تابِ زلفِ یار، مرا از راهِ راستِ عقل و دین بیرون ببرد، باکی نیست؛ من به خاطرِ او از اعتقاداتِ ظاهری دست می‌کشم و بت‌پرست می‌شوم.

نکته ادبی: کفر و بت‌پرستی در ادبیات عرفانی نمادِ گسستن از باورهایِ عمومی برایِ رسیدن به عشقِ حقیقی است.

در ره او ز پای خواهم ماند رفته رفته ز دست خواهم شد

در مسیرِ رسیدن به او، توانِ رفتن از پایم می‌افتد و آرام‌آرام هستی و وجودم را در این راه از دست خواهم داد.

نکته ادبی: ز دست شدن کنایه از نابودی و فنایِ کاملِ عاشق در مسیرِ طلب است.

گرچه در عشق نیست گشتم فیض باز از عشق مست خواهم شد

اگرچه در دریایِ عشق، هستیِ من به نیستی تبدیل شد (و من در عشق فانی شدم)، اما باز هم از همین عشق مست و سرگشته خواهم شد.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است و «نیست گشتن» اشاره به مقام فنای عرفانی دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره می عشق

تشبیه عشق به شراب به جهتِ مست‌کنندگی و زوالِ عقلِ عاشق.

تضاد باده ناخورده مست

تضاد میانِ عاملِ مادی (باده) و نتیجه‌یِ روحانی (مستی) برای نشان دادنِ قدرتِ معشوق.

اغراق کافر و بت پرست خواهم شد

بزرگ‌نماییِ حدِ نهاییِ دل‌سپردگی که عاشق برای آن حاضر است از دین و آیین بگذرد.