دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۰۶

فیض کاشانی
هر کرا عشق یار میباشد زبدهٔ روزگار میباشد
هر که با علم و دانشست قرین در جهان نامدار میباشد
هر که توفیق دست او گیرد عارف کردگار میباشد
هر که اخلاص را شعار کند حکمت او را نثار میباشد
هر که یاری نخواهد از مخلوق حق تعالی اش یار میباشد
هر که ز اغیار بر کنار بود دوستش بر کنار میباشد
با وفا هر که عقد محکم کرد عهدهاش استوار میباشد
با قناعت هر آنکه خوی گرفت بی نیازیش یار میباشد
هر که باری نهد بدوش کسی گردنش زیر بار میباشد
هر کرا جهل گشت دامن گیر خوار و بی اعتبار میباشد
هر که با حرص و با طمع شد یار سخرهٔ افتقار میباشد
با جسد هر که باشدش سروکار تا ابد سوگوار میباشد
هر که خود را بزرگ میداند سبک و خورد و خوار میباشد
هر که افکندگی و پستی کرد عزتش پایدار میباشد
بکرم هر که میگشاید بکف بر اعادی سوار میباشد
شعر فیض است سربسر حکمت غیر این شعر عار می باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات مجموعه‌ای از نصایح اخلاقی و عرفانی است که مسیر کمال انسانی را در گروِ صفاتی همچون عشق الهی، دانایی، خلوص نیت، توکل و قناعت می‌داند. شاعر در این قطعه به دنبال ترسیم چهره‌ فردی است که با پشت پا زدن به خواهش‌های نفسانی و وابستگی‌های مادی، به عزت نفس و جایگاه معنوی والا دست می‌یابد.

سراینده با تقابل میان ویژگی‌های پسندیده و ناپسند، راه رسیدن به رستگاری و خوش‌نامی را نشان می‌دهد. در نگاه او، هر آنچه انسان را به غیرِ حق وابسته کند، منشأ خاری و اندوه است و هر آنچه او را به خلوص و حکمت نزدیک سازد، ضامن عزت و ماندگاری اوست.

معنای روان

هر کرا عشق یار میباشد زبدهٔ روزگار میباشد

کسی که عشق به محبوب حقیقی در دل دارد، بهترین و برگزیده‌ترین فرد روزگار خویش است.

نکته ادبی: زبده در اینجا به معنای عصاره، برگزیده و بهترین بخش هر چیز است.

هر که با علم و دانشست قرین در جهان نامدار میباشد

هر کس که همنشین دانش و آگاهی باشد، در میان مردم نامی نیک و بلندآوازه خواهد داشت.

نکته ادبی: قرین به معنای همراه و همنشین است.

هر که توفیق دست او گیرد عارف کردگار میباشد

هر کسی که توفیق الهی دست او را بگیرد و راهنمایش شود، به مقام شناخت خداوند (عرفان) دست می‌یابد.

نکته ادبی: کردگار از نام‌های خداوند به معنای آفریننده است.

هر که اخلاص را شعار کند حکمت او را نثار میباشد

هر کس که خلوص نیت را شیوه و رفتار همیشگی خود قرار دهد، حکمت و دانش الهی به عنوان پاداش به او بخشیده می‌شود.

نکته ادبی: نثار به معنای پراکندن و پیشکش کردن است که در اینجا به معنای بخشش الهی به کار رفته است.

هر که یاری نخواهد از مخلوق حق تعالی اش یار میباشد

هر کس که از بندگان خدا یاری نطلبد و تنها به خداوند تکیه کند، حق‌تعالی حامی و یار او خواهد بود.

نکته ادبی: مخلوق در اینجا اشاره به غیر خدا و موجودات دنیوی دارد.

هر که ز اغیار بر کنار بود دوستش بر کنار میباشد

هر کس که از توجه به اغیار (همه آنچه غیر از خداست) دوری گزیند، خداوند که دوست حقیقی اوست در کنارش خواهد بود.

نکته ادبی: اغیار جمع غیر است و در ادبیات عرفانی به تمام تعلقات دنیوی که مانع یاد خداست گفته می‌شود.

با وفا هر که عقد محکم کرد عهدهاش استوار میباشد

هر کس که پیمان وفاداری را محکم ببندد و به آن پایبند باشد، تمام عهدها و پیمان‌های او در زندگی استوار و معتبر خواهد بود.

نکته ادبی: عقد محکم کردن کنایه از تعهد جدی و استوار است.

با قناعت هر آنکه خوی گرفت بی نیازیش یار میباشد

هر کس که عادت به قناعت و ساده‌زیستی کند، احساس بی‌نیازی و استغنا همدم و یار همیشگی او می‌شود.

نکته ادبی: خوی گرفتن به معنای عادت کردن و خو گرفتن است.

هر که باری نهد بدوش کسی گردنش زیر بار میباشد

هر کس که بار مسئولیت یا حاجت خود را بر دوش دیگران بیندازد، در واقع خود را در جایگاه فرودست و زیردست آن‌ها قرار داده است.

نکته ادبی: گردن زیر بار بودن کنایه از ذلت و فرمان‌برداری است.

هر کرا جهل گشت دامن گیر خوار و بی اعتبار میباشد

هر کس که نادانی و جهل دامنگیرش شود و آن را رها نکند، نزد مردم خوار و بی‌اعتبار خواهد شد.

نکته ادبی: دامن‌گیر شدن کنایه از گرفتار شدن به چیزی است.

هر که با حرص و با طمع شد یار سخرهٔ افتقار میباشد

هر کس که با حرص و طمع همراه شود، اسیر و بنده فقر و تنگ‌دستی خواهد گشت.

نکته ادبی: سخره به معنای مسخر، اسیر و بنده است؛ افتقار به معنای فقر و نیازمندی است.

با جسد هر که باشدش سروکار تا ابد سوگوار میباشد

هر کس که تمام دغدغه‌اش فقط مسائل جسمانی و مادی باشد، تا همیشه در اندوه و حسرت خواهد ماند.

نکته ادبی: جسد نماد تعلقات دنیوی و مادی در مقابل روح است.

هر که خود را بزرگ میداند سبک و خورد و خوار میباشد

هر کس که خود را بزرگ و برتر بشمارد (خودپسند باشد)، در نگاه دیگران کوچک و بی‌ارزش جلوه خواهد کرد.

نکته ادبی: سبک و خُرد و خوار هم‌معنی و نشان‌دهنده حقارت است.

هر که افکندگی و پستی کرد عزتش پایدار میباشد

هر کس که فروتنی و تواضع پیشه کند، عزت و سربلندی او در میان مردم ماندگار و پایدار خواهد ماند.

نکته ادبی: افکندگی در اینجا به معنای تواضع و شکستن غرور است.

بکرم هر که میگشاید بکف بر اعادی سوار میباشد

هر کس که با بخشندگی و سخاوت دست‌ودلباز باشد، بر دشمنان خود پیروز و مسلط خواهد شد.

نکته ادبی: اعادی جمع عدو به معنای دشمنان است؛ سوار بودن کنایه از تسلط و غلبه است.

شعر فیض است سربسر حکمت غیر این شعر عار می باشد

شعرِ فیض (نام شاعر یا اشاره به اشعار حکمت‌آمیز) تماماً حکمت و دانش است و هر شعری غیر از این، مایه شرمساری و بیهودگی است.

نکته ادبی: عار به معنای ننگ و شرم است. فیض تخلص شاعر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) بزرگ / سبک و خورد

تقابل میان صفات متضاد برای نشان دادن نتیجه اخلاقی

تضاد (طباق) افکندگی / عزتش پایدار

بیان اینکه فروتنی ظاهری باعث عزت باطنی می‌شود

کنایه گردنش زیر بار می‌باشد

کنایه از ذلت، بندگی و شکستن غرور

کنایه بر اعادی سوار می‌باشد

کنایه از غلبه و تسلط بر دشمنان

ردیف می‌باشد

تکرار واژه 'می‌باشد' در پایان تمام ابیات که به نوعی تأکید بر قطعیت و ثبات این نتایج اخلاقی است