دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۶۶

فیض کاشانی
لعل لب تو چه با شکر کرد وان لولو تر چه با گهر کرد
زلف و خالت چه کرد با مهر چشم و ابرو چه با قمر کرد
رفتار خوشت چه کرد با سرو گفتار خوشت چه با شکر کرد
آب و رنگت چو کرد با گل سیب ذقنت چه با ثمر کرد
لطف و قهرت چه کرد با جان هجر تو چه با دل و جگر کرد
چشم خوش مست تو چه پرداخت چون جانب عاشقان نظر کرد
ایزد روزی که حسن میساخت حسن تو ز نشاءه دگر کرد
بر خورد ز عمر هر که یکبار بر صفحهٔ عارضت نظر کرد
امروز نسیم بوی جان داشت مانا بحوالیت گذر کرد
وصف حسن تو فیض میگفت چون نتوانست مختصر کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، ستایش‌نامه‌ای در وصف زیباییِ بی‌مثالِ معشوق است که شاعر با بیانی پرسشی و حیرت‌زده، تک‌تک اجزای چهره و رفتار محبوب را برتر از مظاهرِ زیبایی در طبیعت و هستی می‌داند.

شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کلاسیک نشان می‌دهد که چگونه زیباییِ یار، خورشید و ماه و گل و سرو را به حاشیه رانده و تمامیِ ادراکاتِ شاعرانه را به خود معطوف کرده است؛ گویی هستی در برابر تجلیِ رخسار او رنگ می‌بازد.

معنای روان

لعل لب تو چه با شکر کرد وان لولو تر چه با گهر کرد

لب‌های لعل‌فام تو در برابر شیرینی شکر چه کرد؟ و آن مرواریدهای درخشانِ دندان‌هایت، گوهرها را چه کرد؟ (همه را شرمنده ساخت).

نکته ادبی: لعل استعاره از لب سرخ و لولو استعاره از دندان‌های درخشان است.

زلف و خالت چه کرد با مهر چشم و ابرو چه با قمر کرد

زلف و خال تو با خورشید چه کرد؟ و چشم و ابرویت با ماه چه کرد؟ (هر دو را از جلوه انداخت).

نکته ادبی: مهر و قمر استعاره از زیبایی آسمانی است که در برابر جمال یار محو شده‌اند.

رفتار خوشت چه کرد با سرو گفتار خوشت چه با شکر کرد

راه رفتن موزونت با سرو چه کرد؟ و گفتار شیرینت با شکر چه کرد؟

نکته ادبی: سرو نماد قامت بلند و شکر نماد شیرینی کلام است.

آب و رنگت چو کرد با گل سیب ذقنت چه با ثمر کرد

لطافت و زیبایی‌ات با گل چه کرد؟ و گودی چانه‌ات با میوه‌ها چه کرد؟

نکته ادبی: سیب ذقن اشاره به زیبایی، نرمی و برجستگی چانه دارد.

لطف و قهرت چه کرد با جان هجر تو چه با دل و جگر کرد

مهربانی و خشم تو با جان من چه کرد؟ و دوری تو با قلب و روحم چه کرد؟

نکته ادبی: لطف و قهر تضاد ظاهری دارند که هر دو بر عاشق اثرگذار است.

چشم خوش مست تو چه پرداخت چون جانب عاشقان نظر کرد

چشم‌های مست و زیبای تو وقتی به عاشق نگاه کرد، چه قیامتی به پا کرد.

نکته ادبی: چشم مست کنایه از نگاه گیرا و تأثیرگذار است که عاشق را بی‌‌خود می‌کند.

ایزد روزی که حسن میساخت حسن تو ز نشاءه دگر کرد

خداوند روزی که زیبایی تو را می‌آفرید، آن را از حال و هوایی متفاوت و خاص خلق کرد.

نکته ادبی: نشاءه به معنی حالت و کیفیت خاص خلقت است.

بر خورد ز عمر هر که یکبار بر صفحهٔ عارضت نظر کرد

هر کسی که یک بار به چهره تو نگریست، در واقع از عمر خود بهره برده و رستگار شده است.

نکته ادبی: عارض به معنی چهره و صورت است.

امروز نسیم بوی جان داشت مانا بحوالیت گذر کرد

امروز نسیم بوی زندگی می‌داد، گویا از حوالی تو عبور کرده است.

نکته ادبی: مانا به معنی گویی و انگار است.

وصف حسن تو فیض میگفت چون نتوانست مختصر کرد

فیض (شاعر) ناچار شد زیبایی تو را توصیف کند، چون نتوانست آن را در کلمات کم خلاصه کند.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است که در بیت آمده و به ناتوانی خود در وصف اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره لعل، لولو، سرو، شکر

به کارگیری عناصر طبیعت برای توصیف ویژگی‌های جسمانی و رفتاری محبوب.

تضاد لطف و قهر

بیان حالات متناقض معشوق که عاشق را در تلاطم قرار می‌دهد.

تخلص فیض

نام شاعر که در بیت پایانی برای تأکید بر هویت خود آورده شده است.