دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۶۲

فیض کاشانی
خوشا آنکو انابت با خدا کرد بحق پیوست و ترک ماسوا کرد
خوشا آنکو دلش شد از جهان سرد گذشت از هر هوس ترک هوا کرد
خوشا آنکسکه دامن چید از غبار بیار واحد فرد اکتفا کرد
خوشا آنکسکه فانی گشت از خود ز تشریف بقای حق قبا کرد
خوشا آنکو در بلا ثابت قدم ماند بجان و دل بعهد او وفا کرد
خوش آنکو لذت دار الفنا را فدای لذت دار البقا کرد
خوش آن دانا که هر دانش که اندوخت یکایک را عمل بر مقتضا کرد
خوشا آنکو بحدس صایب عقل مهم و نامهم از هم جدا کرد
خوشا آنکو به تنهائی گرفت انس چو فیض ایام بگذشته قضا کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، ستایش‌نامه‌ای است در توصیف احوال سالکان طریق حق و رهروان کوی حقیقت که با زبانی ساده و در عین حال حکیمانه، ویژگی‌های یک انسان آزاده و عارف‌مسلک را برمی‌شمارد.

شاعر در این ابیات، بر مفاهیمی چون ترک تعلقات دنیوی، خلوص نیت، ثبات قدم در سختی‌ها، و پیوند میان دانش و عمل تأکید می‌ورزد و فضای کلی شعر، بستری زاهدانه و عاقبت‌اندیشانه دارد که خواننده را به بازنگری در زندگی و توجه به ارزش‌های والای معنوی دعوت می‌کند.

معنای روان

خوشا آنکو انابت با خدا کرد بحق پیوست و ترک ماسوا کرد

خوشا به حال کسی که به سوی خدا بازگشت و توبه کرد، با حقیقت هستی پیوند خورد و از هرچه غیر از خداست، دل برید.

نکته ادبی: واژه انابت به معنای بازگشت خالصانه به درگاه الهی است و ماسوا اصطلاحی عرفانی برای اشاره به تمام عالم هستی جز خداوند است.

خوشا آنکو دلش شد از جهان سرد گذشت از هر هوس ترک هوا کرد

خوشا به حال کسی که دلش نسبت به زرق و برق دنیا سرد شد، از خواهش‌های نفسانی عبور کرد و هوس‌های زودگذر را کنار گذاشت.

نکته ادبی: هوا در این بیت به معنای هوای نفس و خواهش‌های دنیوی است که در تقابل با عقل قرار می‌گیرد.

خوشا آنکسکه دامن چید از غبار بیار واحد فرد اکتفا کرد

خوشا به حال کسی که دامن خود را از آلودگی‌های دنیوی پاک نگاه داشت و تنها به خداوند یکتا و یگانه تکیه کرد.

نکته ادبی: دامن چیدن از غبار کنایه از پاکدامنی و پرهیز از گناه و تعلقات دنیایی است.

خوشا آنکسکه فانی گشت از خود ز تشریف بقای حق قبا کرد

خوشا به حال کسی که از خودخواهی و خودپرستی رها شد (فنای فی‌الله) و مقام جاودانگی و بقای الهی را مانند ردایی بر تن کرد.

نکته ادبی: فانی گشتن از خود در اصطلاح عرفان، رسیدن به مقام فناست که مقدمه بقای بالله است.

خوشا آنکو در بلا ثابت قدم ماند بجان و دل بعهد او وفا کرد

خوشا به حال کسی که در سختی‌ها و بلاها استوار ماند و با جان و دل به پیمانی که با خدا بسته بود، وفادار ماند.

نکته ادبی: عهد در اینجا اشاره به عهد الست و پیمان بندگی خداوند است که سالک باید به آن پایبند باشد.

خوش آنکو لذت دار الفنا را فدای لذت دار البقا کرد

خوشا به حال کسی که لذت‌های دنیای ناپایدار را فدای بهره‌مندی از لذت‌های ابدی و پایدار آخرت کرد.

نکته ادبی: تضاد میان دارالفنا (دنیا) و دارالبقا (آخرت) از مضامین رایج در ادبیات تعلیمی و زاهدانه است.

خوش آن دانا که هر دانش که اندوخت یکایک را عمل بر مقتضا کرد

خوشا به حال آن دانشمندی که هر دانشی را آموخت، در پی آن بود که به اقتضای آن دانش، در عمل نیز رفتار کند.

نکته ادبی: مقتضا در اینجا به معنای ضرورت و نتیجه عملی یک آگاهی است، اشاره به اینکه علم بدون عمل بی‌ثمر است.

خوشا آنکو بحدس صایب عقل مهم و نامهم از هم جدا کرد

خوشا به حال کسی که با بینش دقیق و عقل درست‌سنج خود، توانست امور مهم و اصلی را از امور بیهوده و فرعی تشخیص دهد.

نکته ادبی: حدس صایب به معنای حدس درست، گمان قوی و بینش هوشمندانه است که از ویژگی‌های عقل سلیم است.

خوشا آنکو به تنهائی گرفت انس چو فیض ایام بگذشته قضا کرد

خوشا به حال کسی که با تنهایی و خلوت‌گزینی انس گرفت و فرصت‌هایی را که در گذشته از دست داده بود، با عبادت و بندگی جبران کرد.

نکته ادبی: قضا کردن در اینجا به معنای به‌جا آوردن تکالیف فوت‌شده یا جبران فرصت‌های از دست رفته است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (واج‌آرایی/واژگانی) خوشا / خوش

تکرار واژه خوشا در ابتدای ابیات، نوعی موسیقی درونی ایجاد کرده و بر ارزش و فضیلتِ اعمال ذکر شده تأکید می‌کند.

تضاد دار الفنا / دار البقا

تقابل میان دنیای فانی و آخرت پایدار که پیامی اخلاقی و عمیق را به ذهن متبادر می‌کند.

کنایه دامن چیدن از غبار

کنایه از دوری از گناه، آلودگی‌های اخلاقی و تعلقات دنیوی است.

استعاره قبا کردن تشریف بقا

تشبیه مقام بقای الهی به لباس یا ردایی فاخر که سالک بر تن می‌کند.