دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۳۹

فیض کاشانی
کسی کو چشم دل بیدار دارد زهر مو دیده دیدار دارد
وصالش هر کرا گردد میسر سرمست و دل هشیار دارد
کجا بیند رخش آنگوز پستی نظر پیوسته با اغیار دارد
کسی کو بار هستی بسته بر دوش کجا در بزم رندان بار دارد
ترا زاهد گل بیخار جنت که گلهای محبت خار دارد
تنی خواهد سراپا چشم باشد که در سردیدن دلدار دارد
روان من سوی جانان روانست گهی شبگیر و گه انوار دارد
گهی فکر و گهی ذکر و گهی سوز گهی جان سیر در اسرار دارد
نباشد لذتی از عشق خوشتر اگر چه محنت بسیار دارد
شب آبستن شد از املاح امروز چه غم تا فیض را دربار دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش طریق عشق و سلوک معنوی سروده شده است و بر ضرورت بیداریِ دیدگانِ دل برای درک حقیقت تاکید می‌ورزد. شاعر معتقد است که برای رسیدن به وصال محبوب حقیقی، باید از قیدوبندهای دنیوی و خودخواهی‌های وجودی رها شد و با دیده‌ای گشوده به جهان نگریست.

در بخش‌های دیگر، شاعر به ماهیتِ دشوار و در عین حال لذت‌بخشِ راه عشق اشاره می‌کند. این مسیر نه یک خط مستقیم، بلکه تجربه‌ای است آمیخته به رنج، ذکر، تفکر و اشتیاق که در نهایت، علی‌رغم تمام سختی‌هایش، تنها پاداشِ ارزشمندِ جانِ آدمی و دروازه‌ای به سوی فیض الهی است.

معنای روان

کسی کو چشم دل بیدار دارد زهر مو دیده دیدار دارد

کسی که چشمِ باطن و دلش بینا و بیدار باشد، در تمامی ذرات هستی نشانه‌ای از معشوق و دیدار او را می‌یابد.

نکته ادبی: «زهر مو» به معنای در هر مو (هر جزء یا ذره) است که نشان از وحدت وجود دارد.

وصالش هر کرا گردد میسر سرمست و دل هشیار دارد

هر کس توفیقِ وصال یار را بیابد، از سرور و مستیِ این عشق، از خود بی‌خود می‌شود، اما در عین حال قلبی آگاه و هوشیار دارد.

نکته ادبی: تضاد میان مستی و هوشیاری، نشان‌دهنده حالتی است که عاشق در عینِ بی‌پروایی، به حقیقت واقف است.

کجا بیند رخش آنگوز پستی نظر پیوسته با اغیار دارد

کسی که غرق در پستی‌ها و لذت‌های دنیوی است، چگونه می‌تواند جمالِ یار را ببیند؟ چرا که تمام توجه او معطوف به غیرِ او (امور دنیوی) است.

نکته ادبی: «آنگوز» مخفف یا صورتی از «آن‌که» است که در بافت کلام به معنای کسی است که در پستی مانده.

کسی کو بار هستی بسته بر دوش کجا در بزم رندان بار دارد

کسی که بار سنگینِ تعلقاتِ دنیوی و خودخواهی را بر دوش می‌کشد، چگونه می‌تواند به محفلِ آزادگان و عارفان (رندان) راه یابد؟

نکته ادبی: «رندان» در عرفان به معنای وارستگانی است که قیدوبندهای زاهدانه و ریایی را کنار گذاشته‌اند.

ترا زاهد گل بیخار جنت که گلهای محبت خار دارد

ای زاهد، تو به دنبال بهشتِ بی‌دردسر و بی‌رنجی؛ بدان که گلِ محبت، حتماً با خارهای رنج و سختی همراه است.

نکته ادبی: کنایه از اینکه کمالِ عشق بدون تحمل سختی و دوری ممکن نیست.

تنی خواهد سراپا چشم باشد که در سردیدن دلدار دارد

برای دیدنِ سیمای دلدار، عاشق باید به چنان کمالی برسد که سراسرِ وجودش به چشم و دیدن تبدیل شود.

نکته ادبی: استعاره از کمالِ توجه و تمرکزِ عاشق بر محبوب.

روان من سوی جانان روانست گهی شبگیر و گه انوار دارد

روح و روان من پیوسته در حرکت به سوی جانان است؛ گاهی در سختیِ شبِ هجران طی طریق می‌کند و گاهی به انوارِ امید و وصال دست می‌یابد.

نکته ادبی: «شبگیر» استعاره از حرکت در زمان‌های سخت و تیره است.

گهی فکر و گهی ذکر و گهی سوز گهی جان سیر در اسرار دارد

این سیر و سلوک گاه با تفکر، گاه با ذکر و یادآوری، گاه با سوزِ گداز و گاه با سیری در اسرارِ نهانِ عالم همراه است.

نکته ادبی: فهرست‌وار بیان کردنِ مراحلِ سیر و سلوک عارفانه.

نباشد لذتی از عشق خوشتر اگر چه محنت بسیار دارد

با وجود تمام سختی‌ها و رنج‌هایی که در راه عشق وجود دارد، لذتی بالاتر و شیرین‌تر از آن در عالم نیست.

نکته ادبی: تاکید بر اینکه رنجِ عشق، خود نوعی کمال و لذت است.

شب آبستن شد از املاح امروز چه غم تا فیض را دربار دارد

شبِ تاریک، اکنون آبستنِ خیر و برکت است؛ پس دیگر جای اندوه نیست، چرا که سرانجامِ این انتظار، دسترسی به فیض و عنایتِ الهی است.

نکته ادبی: «آبستن شدن» استعاره از فراهم شدن مقدماتِ رسیدن به نتیجه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره چشم دل

اشاره به بصیرت و بینش باطنی فراتر از دیدگان ظاهری.

تضاد (طباق) سرمست و دل هشیار

جمع میان مستیِ ناشی از عشق و هشیاریِ خردمندانه عارفانه.

تمثیل گل و خار

توصیفِ جدایی‌ناپذیریِ رنج از لذت در مسیر عاشقی.

تشخیص شب آبستن شد

دادن ویژگی انسانی (بارداری) به شب برای نشان دادنِ زایشِ روشنایی از دل تاریکی.

کنایه بار هستی

کنایه از تعلقات دنیوی و خودخواهی‌های فردی که مانع سیر و سلوک است.