دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۹۲

فیض کاشانی
رفتار آشوب بالا قیامت رفتار سر کن بنما قیامت
پیدا شدی شد خورشید پنهان پنهان شدی شد پیدا قیامت
این رستخیزی کامروز ماراست پیشش چه سنجد فردا قیامت
در هر بن مو صد شور و غوغا از پای تا سر صد جا قیامت
شد چون نشستی از دست دلها برخواستی شد بر پا قیامت
در هر نشستت پنهان بهشتی در هر قیامت پیدا قیامت
نزد رقیبی دور از محبان او را بهشتی ما را قیامت
فیض ارنگوید جز حرف خوبان ممنون اوئیم ما تا قیامت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، توصیفی پرشور و عارفانه از قدرتِ بی‌کرانِ حضورِ معشوق است که تمامیِ معادلاتِ هستی را برای عاشق برهم می‌زند. شاعر، لحظاتِ دیدار، نشستن و برخاستنِ یار را چنان وصف می‌کند که گویی رستاخیزِ حقیقی، نه در آینده‌ای دور و در جهانِ پس از مرگ، بلکه در همین لحظاتِ عاشقی رخ می‌دهد.

تضادِ عمیق میانِ حضور و غیابِ معشوق و تأثیرِ شگرفِ آن بر روانِ عاشق، محورِ اصلیِ این ابیات است. معشوق با حرکاتِ خود، عالمی از آشوب و دگرگونی در دلِ عاشق می‌آفریند که در برابرِ آن، تمامیِ هول و هراسِ روزِ قیامتِ موعود، کوچک و ناچیز جلوه می‌کند.

معنای روان

رفتار آشوب بالا قیامت رفتار سر کن بنما قیامت

طرزِ راه رفتنِ پر از آشوب و فتنه‌ی تو، خودِ رستاخیز است؛ پس کمی به راه رفتن و رفتارِ خود بپرداز تا قیامتِ دیگری به پا کنی.

نکته ادبی: واژه رفتار در اینجا جناسِ تام دارد؛ در مصراع اول به معنای شیوه حرکت و در مصراع دوم به معنای به راه انداختن و انجام دادن است.

پیدا شدی شد خورشید پنهان پنهان شدی شد پیدا قیامت

هنگامی که آشکار می‌شوی، نورِ خورشید در برابرِ درخششِ وجودِ تو پنهان و بی‌اثر می‌شود؛ و زمانی که از نظرها غایب می‌شوی، غوغایِ هجرانت قیامت را در دلِ ما زنده می‌کند.

نکته ادبی: تقابلِ میانِ پنهان و پیدا، تضادی معنایی ایجاد کرده که قدرتِ معشوق را برتر از خورشید نشان می‌دهد.

این رستخیزی کامروز ماراست پیشش چه سنجد فردا قیامت

این قیامت و دگرگونیِ روحی که امروز در حضورِ تو تجربه می‌کنیم، آن‌قدر عظیم و پرشور است که قیامتِ موعودِ روزِ پسین در برابرش هیچ جایگاه و ارزشی ندارد.

نکته ادبی: شاعر از آرایه اغراق برای نشان دادنِ شدتِ حالِ عاشق نسبت به معشوق بهره برده است.

در هر بن مو صد شور و غوغا از پای تا سر صد جا قیامت

در هر تارِ مویِ تو صدها فریاد و غوغا نهفته است؛ به طوری که از سر تا پایِ وجودت، گویی صدها رستاخیزِ جداگانه برپاست.

نکته ادبی: اغراق در وصفِ زیبایی که گویی هر جزئی از وجودِ معشوق، جهانی از معنا و آشوب است.

شد چون نشستی از دست دلها برخواستی شد بر پا قیامت

زمانی که نشستی، دل‌ها از کف رفت و آرامش را از ما گرفتی؛ و همین که برخاستی، قیامت و هیاهویی در وجودمان برپا شد.

نکته ادبی: ایهامِ لطیفی در کلمه برخاستن وجود دارد که هم به معنایِ ایستادنِ فیزیکی است و هم به معنایِ برپا شدنِ قیامت (رستاخیز).

در هر نشستت پنهان بهشتی در هر قیامت پیدا قیامت

در هر لحظه که می‌نشینی، بهشتی پنهان در رفتارِ توست و هر آن‌گاه که برمی‌خیزی، قیامتِ دیگری در مقابلِ چشمانِ ما ظهور می‌کند.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میانِ بهشت و قیامت برای نشان دادنِ حالاتِ متناقضِ معشوق.

نزد رقیبی دور از محبان او را بهشتی ما را قیامت

تو در نزدِ رقیبِ ما، مایه آرامش و بهشت هستی، اما همین حضورِ تو در کنارِ او، برایِ ما که عاشقِ واقعی هستیم، عینِ عذاب و رستاخیز است.

نکته ادبی: رقیب در ادبیاتِ کلاسیک به معنایِ مدعی یا کسی است که به ناحق در پیِ وصالِ یار است.

فیض ارنگوید جز حرف خوبان ممنون اوئیم ما تا قیامت

اگر فیض (شاعر) جز از خوبی‌ها و اوصافِ یار سخنی نمی‌گوید، ما تا پایانِ زمان و روزِ قیامت وام‌دارِ کلامِ او و سپاسگزارش خواهیم بود.

نکته ادبی: فیض تخلصِ شاعر است؛ اشاره به ابدیت و روزِ قیامت، برای تأکید بر جاودانگیِ سپاسگزاری استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

جناس تام رفتار

به کار بردن واژه رفتار در دو معنای متفاوت (شیوه حرکت و به راه انداختن) در بیت اول.

تضاد پیدا / پنهان

ایجاد تقابل معنایی برای توصیف حالاتِ متغیرِ معشوق و تأثیرِ آن بر عاشق.

اغراق پیشش چه سنجد فردا قیامت

بزرگ‌نماییِ حالِ عاشق در حضورِ معشوق تا حدی که رستاخیزِ آخرت در برابرِ آن ناچیز شمرده می‌شود.

تلمیح قیامت

اشاره به مفهومِ مذهبیِ روزِ رستاخیز و زنده شدنِ مردگان که در کلِ شعر به عنوانِ نمادِ آشوب و دگرگونی استفاده شده است.