دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۷۶

فیض کاشانی
گذشت آن گل و حسرت بیادگار گذاشت برفت از نظر عندلیب و خار گذاشت
چو آسمان بسرم سایه فکند از لطف بعزتم ززمین بر گرفت و خوار گذاشت
چشید ذوق وصالش چو دل نهان گردید ببرد لذت مستی ز سرخمار گذاشت
ربود چون زمیان دل کناره کرد از من وفا و مهر بیکباره بر کنار گذاشت
شکفت غنچه دل از گشاد چهره او ولی برشته جان عقده بی شمار گذاشت
مثال زینت دنیاست حسن مهرویان خوش آنکه زین دو گذشت و باختیار گذاشت
بفیض گفتم خوبان وفا نمیدارند ببین چگونه ترا زارو دلفکار گذاشت