دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۶۵

فیض کاشانی
آمرزش من از تو خدایا غریب نیست از بنده جرم و عفو زمولا غریب نیست
وهابی و جوادی معطی ذوالمنن بنوازی ار بلطف گدا را غریب نیست
افتاده ام بخاک درت از ره نیاز راهم دهی بعالم بالا غریب نیست
سودی نمیرسد بتو از طاعت کسی گر بگذری ز جرم برایا غریب نیست
از بنده دور نیست که جرم و خطا کند بخشیدن از خدای تعالی غریب نیست
اقرار میکنم به گناهان خویشتن رحمی کن ای کریم و ببخشا غریب نیست
گر طاعتم سزا نبود رایگان ببخش کالاوریش صاحب کالا غریب نیست
گر معصیت سزا نبود معصیت مبین بیچارگی ببین ز تو اینها غریب نیست
از من غریب نیست که سوزم در آتشت ور تو دهی بنزد خودت جا غریب نیست
از حد خود زیاده اگر میکنم طلب در حضرت کریم تمنا غریب نیست
فیضست و درگه تو ازین در کجا رود الحاح بر در تو خدایا غریب نیست
دارم محبت نبی و خاندان او گر در جوارشان دهیم جا غریب نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نجوایی عمیق و خاضعانه میان بنده و پروردگار است که بر محور مفهوم توبه و امید به رحمت بی‌کران الهی بنا شده است. شاعر با تکرارِ مصرعِ «غریب نیست»، به این نکته اشاره دارد که رابطه‌ی میان ضعف و خطایِ آدمی و فضل و بخششِ خداوندی، رابطه‌ای ذاتی و همیشگی است و هیچ‌گاه نباید از درگاه کرم او ناامید شد.

درونمایه‌ی اصلی متن، تبیینِ جایگاهِ کریمانه‌ی خداوند و عجزِ بنده است. نویسنده با استدلال‌های ساده و عارفانه، معتقد است که چون عبادت انسان سودی به حال خداوند ندارد، پس بخشیدنِ گناهان نیز نه تنها عجیب نیست، بلکه نتیجه‌ی طبیعیِ بزرگواریِ ذات حق است. این متن دعوت به تسلیمِ همراه با محبت، به ویژه در سایه‌ی دوستی با پیامبر و خاندان اوست.

معنای روان

آمرزش من از تو خدایا غریب نیست از بنده جرم و عفو زمولا غریب نیست

درخواستِ بخششِ من از درگاه تو ای پروردگار، امری دور از انتظار نیست؛ چرا که گناهکار بودن از بنده و بخشنده بودن از مولا و صاحب‌اختیار، امری طبیعی و همیشگی است.

نکته ادبی: واژه «غریب» در اینجا به معنای دور از انتظار و عجیب است. تضاد میان «بنده» و «مولا» در این بیت، شالوده‌ی اصلی بحث را تشکیل می‌دهد.

وهابی و جوادی معطی ذوالمنن بنوازی ار بلطف گدا را غریب نیست

تو که بخشنده (وهّاب)، سخی (جواد) و اعطا کننده‌ی همه نعمت‌ها هستی؛ اگر با نگاهِ لطف و احسان، به گدایِ درگاهت توجه کنی، جای هیچ تعجبی نیست.

نکته ادبی: واژگان «وهّاب»، «جواد» و «معطی»، از صفات جمالیه‌ی خداوند هستند که در فرهنگ اسلامی برای تأکید بر بخشندگی بی‌منت به کار می‌روند.

افتاده ام بخاک درت از ره نیاز راهم دهی بعالم بالا غریب نیست

من از سر نیاز و فروتنی به خاک درگاه تو افتاده‌ام؛ اگر مرا به سوی عالم بالا و قرب الهی راه دهی، امری عجیب نیست، بلکه شایسته‌ی مقام توست.

نکته ادبی: ترکیب «خاک درت» کنایه از اوج ذلت و تواضع عاشق در برابر معشوق است.

سودی نمیرسد بتو از طاعت کسی گر بگذری ز جرم برایا غریب نیست

عبادت و اطاعت هیچ‌کس، نفعی به حال تو ندارد؛ پس اگر از سر لطف، از گناهان بندگان درگذری، کار شگفت‌آوری انجام نداده‌ای بلکه این اقتضایِ بزرگی توست.

نکته ادبی: این بیت به این باور کلامی اشاره دارد که خداوند از عبادت بندگان بی‌نیاز است (استغنای الهی).

از بنده دور نیست که جرم و خطا کند بخشیدن از خدای تعالی غریب نیست

اینکه بنده خطا کند و مرتکب گناه شود، امری دور از انتظار نیست؛ در مقابل، اینکه خدای بلندمرتبه از سر کرم ببخشد نیز امری عادی و همیشگی است.

نکته ادبی: استفاده از تقابل «جرم» و «بخشیدن» برای توازن بخشیدن به کلام.

اقرار میکنم به گناهان خویشتن رحمی کن ای کریم و ببخشا غریب نیست

به گناهان خویش اعتراف می‌کنم؛ ای خدای کریم و بخشنده، بر من رحم کن و مرا ببخش، چرا که بخشش از سوی تو، امری غریب نیست.

نکته ادبی: واژه «اقرار» در اینجا به معنای اعتراف به خطا در پیشگاه الهی و آغاز توبه است.

گر طاعتم سزا نبود رایگان ببخش کالاوریش صاحب کالا غریب نیست

اگر طاعت و عبادت من شایسته نیست، تو به رایگان مرا ببخش؛ چرا که بخشیدنِ مال برای صاحبِ مال، کاری دشوار و عجیب نیست.

نکته ادبی: تمثیل «صاحب کالا» به خداوند اشاره دارد؛ همان‌طور که صاحب کالا در بخششِ مال خود آزاد است، خداوند نیز در بخشش بندگانش مطلق‌العنان است.

گر معصیت سزا نبود معصیت مبین بیچارگی ببین ز تو اینها غریب نیست

اگر گناه شایسته‌ی مجازات است، تو به گناه نگاه مکن؛ بلکه به بیچارگی و درماندگی من بنگر، که چشم‌پوشی از چنین بنده‌ای، برای تو عجیب نیست.

نکته ادبی: تکیه کلام بر «بیچارگی» است که در عرفان، برترین وسیله برای جلب رحمت الهی است.

از من غریب نیست که سوزم در آتشت ور تو دهی بنزد خودت جا غریب نیست

اینکه من به خاطر گناهانم در آتشِ دوزخ بسوزم، امری دور از انتظار نیست؛ اما اگر تو مرا نزد خودت جای دهی (به بهشت ببری)، این نیز برای تو امری عجیب و دور نیست.

نکته ادبی: اشاره به دوگانه‌ی خوف و رجا (ترس و امید) در ادبیات دینی که در اینجا با برتری بخشش همراه است.

از حد خود زیاده اگر میکنم طلب در حضرت کریم تمنا غریب نیست

اگر از حدِ خود فراتر می‌روم و درخواست‌های بزرگی دارم، ملامتم مکن؛ چرا که در پیشگاهِ خدایِ کریم، امید داشتن به بخشش‌های بزرگ، امری غیرعادی نیست.

نکته ادبی: تأکید بر صفت «کریم» که نشان می‌دهد هیچ درخواستی از درگاه او بعید نیست.

فیضست و درگه تو ازین در کجا رود الحاح بر در تو خدایا غریب نیست

این درگاه، محلِ فیضِ توست؛ پس من کجا بروم؟ اصرار و پافشاری بر درِ خانه‌ی تو ای خداوند، امری ناپسند یا غریب نیست.

نکته ادبی: «الحاح» در متون دینی به معنای اصرار و پافشاری در دعا و نیایش است.

دارم محبت نبی و خاندان او گر در جوارشان دهیم جا غریب نیست

من دل‌بسته و دوستدارِ پیامبر و خاندان او هستم؛ اگر تو مرا در پناه و جوارِ آن‌ها جای دهی، امری عجیب و دور از انتظار نیست.

نکته ادبی: اشاره به جایگاه شفاعتِ پیامبر و اهل بیت در فرهنگ اسلامی که به عنوان وسیله‌ای برای بخشش گناهان یاد می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) غریب نیست

تکرار عبارت «غریب نیست» در پایان تمام ابیات، علاوه بر ایجاد موسیقی گوش‌نواز، پیام اصلی شاعر مبنی بر طبیعی و همیشگی بودنِ فضلِ الهی را تقویت کرده است.

کنایه خاک درت

کنایه از نهایتِ فروتنی، کوچکی و خاکساری بنده در برابر شکوهِ خداوند است.

تمثیل کالاوریش صاحب کالا

شاعر با تشبیه خداوند به صاحب کالا، استدلال می‌کند که همان‌طور که صاحبِ کالا برای بخشیدنِ مالِ خود به دیگران، از کسی اجازه نمی‌گیرد، خداوند نیز در عفوِ بندگانش صاحب‌اختیار است.