دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۵۹

فیض کاشانی
ما را با دوست آشنائیست از دل روش روشنائیست
در صورت اگر چه بس حقیریم ما را بر دو کون پادشاهیست
آنکس که ز شهر ماست داند کاین گوهر قیمتی کجائیست
ما را نتوان خرید ارزان در صدف بلا بهائیست
این گوهر شب چراغ درویش از مخزن خاص کبریائیست
بر ما دو جهان برند حسرت این عشق عنایت خدائیست
گر پادشهی کنیم شاید ما را بر او ره گدائیست
این فیض که حق بفیض بخشد بر جان شکسته مومیائیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر محوریت کرامت نفس و ارزش والای معنوی انسان در عین فروتنی ظاهری سروده شده است. شاعر با زبانی عرفانی، بر این باور است که حقیقت آدمی از آنِ عالم بالاست و پیوند با حضرت حق، به او شکوه و پادشاهی در هر دو عالم می‌بخشد.

درونمایه اصلی اثر، غنای درونیِ عارف و رنجِ تعالی‌بخشِ اوست. این اشعار به شکلی ایجاز‌آمیز بیانگر آن است که انسانِ واصل، اگرچه در ظاهر خوار و بی‌مقدار بنماید، اما در حقیقتِ وجودی خویش، گوهری الهی دارد که نه تنها برای آن رنجِ بلا را می‌پذیرد، بلکه تمامِ جهان در حسرتِ آن عشق و پیوندِ الهی است.

معنای روان

ما را با دوست آشنائیست از دل روش روشنائیست

ما با حضرت دوست پیوندی دیرینه داریم و این نورِ هدایت و بینش، نه از بیرون که از درونِ دلِ ما سرچشمه می‌گیرد.

نکته ادبی: واژه «روش» در اینجا به معنای راه و شیوه است و به تعبیری استعاره از نور و تجلی درون است.

در صورت اگر چه بس حقیریم ما را بر دو کون پادشاهیست

هرچند در ظاهرِ فیزیکی و مادی، ناچیز و بی‌مقدار به نظر می‌رسیم، اما در باطن، بر هر دو عالمِ ماده و معنا سلطنت و اقتدار داریم.

نکته ادبی: «دو کون» به معنای دنیا و آخرت است که تضاد میان «حقیر» و «پادشاهی» برجسته شده است.

آنکس که ز شهر ماست داند کاین گوهر قیمتی کجائیست

تنها کسی که از سرزمینِ اهلِ معنا و معرفت باشد، می‌داند که این گوهرِ ارزشمندِ انسانی (روح) از کجا سرچشمه گرفته و در کجا جای دارد.

نکته ادبی: «گوهر قیمتی» استعاره از روح یا حقیقتِ والای انسانی است.

ما را نتوان خرید ارزان در صدف بلا بهائیست

ارزشِ وجودیِ ما به سادگی به دست نمی‌آید و بهای آن، تحمل رنج‌ها و سختی‌های دنیاست که همچون صدفی، ما را در خود پرورده است.

نکته ادبی: «صدف بلا» تمثیلی از رنج است که در دلِ آن، مرواریدِ کمال شکل می‌گیرد.

این گوهر شب چراغ درویش از مخزن خاص کبریائیست

این نورِ الهی و درخشان که در دلِ عاشقِ پاک‌باخته وجود دارد، از خزانهٔ بی‌کران و ویژهٔ خداوند به دست آمده است.

نکته ادبی: «گوهر شب‌چراغ» استعاره از ایمان و نورِ عرفانی است.

بر ما دو جهان برند حسرت این عشق عنایت خدائیست

ساکنانِ هر دو عالم، به مقام و جایگاهِ معنویِ ما غبطه می‌خورند؛ چرا که این عشق، موهبتی خاص از جانبِ پروردگار است.

نکته ادبی: «عنایت» به معنای توجه و لطفِ ویژهٔ خداوند است.

گر پادشهی کنیم شاید ما را بر او ره گدائیست

اگر ما به مقامِ پادشاهی و بزرگیِ معنوی دست یابیم، شایسته است، اما با این وجود، مسیرِ رسیدنِ ما به درگاهِ حضرتِ حق، همواره از جاده‌ی فروتنی و نیازمندی است.

نکته ادبی: تضادِ «پادشاهی» و «گدایی» بیانگر جمعِ کثرت و وحدت در سلوک است.

این فیض که حق بفیض بخشد بر جان شکسته مومیائیست

این لطفی که خداوند به انسانِ رنج‌دیده ارزانی می‌دارد، همچون مرهمی شفابخش برای روحِ مجروح و آسیب‌دیده است.

نکته ادبی: «مومیایی» در ادبیات کهن دارویی شفابخش برای ترمیم شکستگی‌ها بوده که در اینجا به فیضِ الهی تشبیه شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گوهر

اشاره به روح و جانِ انسانی که با ارزش و درخشان است.

تضاد حقیر و پادشاهی

تقابل میان ظاهرِ ناچیز و باطنِ بزرگ و سلطنتیِ عارف.

تشبیه فیض ... مومیایی

مانند کردنِ لطفِ خداوند به داروی شفابخش برای ترمیمِ جانِ شکسته.