دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۲۸

فیض کاشانی
جان روشندلان که مظهر تست پرتوی از جمال از هر تست
مستی عاشقان شیدائی از لب لعل روح پرور تست
دل ما بیدلان سودائی خستهٔ غمزهٔ ستمگر تست
مست و مخمور از شراب توایم غم و شادی ما زساغر تست
باعث اختلاف لیل و نهار زلف مشکین وروی انور تست
سبب انقلاب بدر و هلال روی خوب و میان لاغر تست
همه سرگشتگان کوی توایم همه را روی عجز بر در تست
هرچه در عالم کبیر بود همه شرح کتاب اکبر تست
تو زمن حال دی چه میپرسی من چگویم زدل چو دل برتست
لطف و رحمت زبنده باز مگیر فیض از جان کمینه چاکرتست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در زمره‌ی اشعار عرفانی و عاشقانه جای می‌گیرد که در آن شاعر با زبانی شورمند، رابطه‌ی عاشق و معشوق حقیقی (خالق و مخلوق) را ترسیم می‌کند. در این ابیات، تمام پدیده‌های هستی و احوالات درونی انسان، نه به عنوان پدیده‌های مستقل، بلکه به عنوان جلوه‌ها و بازتاب‌هایی از صفات جمال و جلال الهی نگریسته می‌شوند.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، حیرت و سرگشتگیِ عارف در برابر عظمتِ معشوق است. شاعر بر این باور است که جهانِ کبیر و نظامِ آفرینش، تنها نشانه‌ها و آیاتی از حقیقتِ وجودیِ معشوقِ ازلی هستند و انسانِ سالک، با درکِ این پیوند، خود را در برابر او ناچیز شمرده و تنها خواهانِ فیض و لطفِ اوست.

معنای روان

جان روشندلان که مظهر تست پرتوی از جمال از هر تست

جان‌های آگاه و پاک، آیینه‌ای برای بازتاب نور الهی هستند و هر زیبایی و روشنایی که در جهان می‌بینیم، پرتوهایی از زیبایی بی‌پایان توست.

نکته ادبی: روشن‌دلان در فرهنگ عرفانی به کنایه از عارفان و وارستگان است و مظهر در اینجا به معنای محل ظهور است.

مستی عاشقان شیدائی از لب لعل روح پرور تست

سرمستی و شیداییِ دلدادگانِ راستین، نتیجه‌ی فیض‌بخشی و حیات‌بخشیِ لب‌های توست که همچون لعلِ گران‌بهاست.

نکته ادبی: لب لعل استعاره از سرچشمه‌ی فیض و کلامِ الهی است که به جان‌های تشنه حیات می‌بخشد.

دل ما بیدلان سودائی خستهٔ غمزهٔ ستمگر تست

قلب‌های ما که در عشق تو سرگردان و آشفته‌اند، مجروح و اسیر کرشمه‌ها و نازهایِ فریبنده‌ی تو هستند.

نکته ادبی: غمزه به معنای نگاه‌های تند و پرمعنای معشوق است که عاشق را گرفتار می‌کند.

مست و مخمور از شراب توایم غم و شادی ما زساغر تست

ما در مستی و بی‌خودیِ ناشی از عشقِ تو غرق شده‌ایم و هرگونه غم یا شادی که در وجودمان رخنه می‌کند، از جامِ محبتِ تو سرچشمه می‌گیرد.

نکته ادبی: ساغر نمادِ تجلیات الهی است که عارف با نوشیدن از آن به جذبه می‌رسد.

باعث اختلاف لیل و نهار زلف مشکین وروی انور تست

تغییر و تناوبِ شب و روز، حاصلِ تضادِ زیباییِ گیسوی سیاه و چهره‌ی تابناک و درخشانِ توست.

نکته ادبی: زلف نمادِ تجلیات جلالی و پنهان‌کننده‌ی حقیقت و روی نمادِ تجلیات جمالی و آشکارکننده‌ی حقیقت است.

سبب انقلاب بدر و هلال روی خوب و میان لاغر تست

دگرگونیِ ماه از بدرِ کامل تا هلالِ باریک، ناشی از زیباییِ چهره‌ی همچون ماه و ظرافتِ اندامِ توست.

نکته ادبی: اشاره به تشبیه چهره به ماهِ کامل و میان (کمر) به خطِ باریک.

همه سرگشتگان کوی توایم همه را روی عجز بر در تست

همگی ما شیفتگان و آوارگانِ درگاهِ تو هستیم و در برابر عظمتت، جز اظهارِ ناتوانی و نیاز، چاره‌ای نداریم.

نکته ادبی: کوی در اینجا استعاره از حریمِ قربِ الهی است که رسیدن به آن هدفِ نهاییِ عارف است.

هرچه در عالم کبیر بود همه شرح کتاب اکبر تست

هرآنچه در این جهانِ بزرگ وجود دارد، تنها تفسیر و شرحی است بر آن حقیقتِ بزرگ و ازلی که در وجودِ توست.

نکته ادبی: کتاب اکبر در اصطلاح عرفانی همان جهانِ هستی به عنوان تجلیِ ذاتِ حق است.

تو زمن حال دی چه میپرسی من چگویم زدل چو دل برتست

تو که خود از حالِ من آگاهی، دیگر چرا از حالم می‌پرسی؟ وقتی قلبم نزدِ توست، من چگونه می‌توانم از خود سخنی بگویم؟

نکته ادبی: دل بر تو است یعنی دلم اسیرِ عشقِ توست و دیگر در اختیار من نیست تا از آن سخنی بگویم.

لطف و رحمت زبنده باز مگیر فیض از جان کمینه چاکرتست

پروردگارا، لطف و مهربانی‌ات را از این بنده‌ی ناچیز دریغ مکن؛ چرا که تمامِ آنچه در جانِ من است، ناشی از بخشش و فیضِ توست.

نکته ادبی: کمینه چاکر نهایتِ تواضع و فروتنیِ عارف در برابر حق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ساغر

اشاره به جامِ عشق و تجلیات الهی که عارف از آن بهره‌مند می‌شود.

تضاد لیل و نهار / غم و شادی

بهره‌گیری از تقابل‌های رایج در طبیعت و احوالات انسانی برای نشان دادنِ دامنه‌ی قدرتِ معشوق.

تناسب بدر و هلال

مراعات نظیر میان اجرام آسمانی برای توصیف زیبایی معشوق.

کنایه میان لاغر

اشاره به باریکیِ کمر که در ادبیات کلاسیک نمادِ ظرافت و زیبایی است.