دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۱۷

فیض کاشانی
رازها با اهل گفتن زاهل عرفان خوش نماست یار یکدیگر شدن از قوم و خویشان خوش نماست
نصرت دین حق و در درد بودن متفق زاهل علم و پیشوایان و فقیهان خوش نماست
این فقیهان مجادل از کجا حکمت کجا درس وبحث وعلم وحکمت ازحکیمان خوش نماست
خواندن قرآن و فهمیدن به آواز حزین با خضوع جان و تن از اهل قرآن خوش نماست
چون نمازی در جماعت میشود کوته بهست ترک تطویل و ریا از مقتدیان خوش نماست
گز مزاحی میکند مومن بحق نیکوست آن تقوی از باطل نمودن زاهل ایمان خوش نماست
مرد چون بالغ شود باید بحق رو آورد خنده و بازی و خوش طبعی زطفلان خوش نماست
‍ژندة پاکیزه بر بالای درویشان نکو و آن قبای تار در بر قد خوبان خوش نماست
سهل باشد گر کنند افتادگان افتادگی مهربانی و تواضع از بزرگان خوش نماست
اقتصار سایلان بر قوت از روی سکوت بخشش بی من و ایذا از کریمان خوش نماست
هر کسی را حق تعالی بهر کاری آفرید هر که کار خویش را نیکو کند آن خوش نماست
عاقلان را عاقلی خوش عاشقان را عاشقی مستی و شوریدگی از می پرستان خوش نماست
زاهد ار از زهد گوید عابد از صوم و صلوه عاشقانرا حرف وصل یار و هجران خوش نماست
واعظ ار آرد حدیثی از کلام انبیا عارفان را سیر در اسرار قرآن خوش نماست
فیض میکن جهد تا سنجیده تر آید سخن گفتن شعر از دم سنجیده گویان خوش نماست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه به تبیین تناسب و بایستگی هر عمل با جایگاه، شخصیت و احوالات انسان می‌پردازد. شاعر با رویکردی حکمت‌آمیز، هر رفتار و خصلتی را در ترازوی سنجش می‌گذارد تا نشان دهد فضیلت هر کس در گرو شناخت دقیق جایگاه و وظیفه‌ی ویژه‌ی اوست.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، دعوت به اصالت و پرهیز از تظاهر است. از نگاه شاعر، زیبایی و کمال در آن است که هر کس در کسوت و مقام خود، به لوازم همان مقام عمل کند و از خروج از مدار خویش، چه در اندیشه و چه در عمل، بپرهیزد.

معنای روان

رازها با اهل گفتن زاهل عرفان خوش نماست یار یکدیگر شدن از قوم و خویشان خوش نماست

راز و نیاز با اهل راز و عارفان نیکو است و پشتیبانی از خویشاوندان نیز شایسته و زیباست.

نکته ادبی: واژه خوش‌نما در اینجا به معنای شایسته، نیکو و درخور است.

نصرت دین حق و در درد بودن متفق زاهل علم و پیشوایان و فقیهان خوش نماست

یاری رساندن به دین خدا و همدلی در درد و رنج، برای عالمان و پیشوایان دینی کاری پسندیده است.

نکته ادبی: ترکیب در درد بودن کنایه از همدلی و همدردی است.

این فقیهان مجادل از کجا حکمت کجا درس وبحث وعلم وحکمت ازحکیمان خوش نماست

این فقیهان که کارشان تنها مجادله است را چه به حکمت و دانش حقیقی؟ چرا که بحث و دانش و حکمت، شایسته‌ی حکیمان و اندیشمندان واقعی است.

نکته ادبی: استفاده از تضاد بین مجادله (گفتگوی بیهوده) و حکمت (دانش راستین).

خواندن قرآن و فهمیدن به آواز حزین با خضوع جان و تن از اهل قرآن خوش نماست

خواندن قرآن با لحنی غمگین و سوزناک، هنگامی که با فروتنی و خشوع جان و تن همراه باشد، برای اهل قرآن کاری بسیار زیباست.

نکته ادبی: اشاره به آداب قرائت که باید با خضوع قلبی همراه باشد.

چون نمازی در جماعت میشود کوته بهست ترک تطویل و ریا از مقتدیان خوش نماست

در نماز جماعت، کوتاهی کردن (از طولانی خواندن نماز) بهتر است و پرهیز از تظاهر و ریا برای مقتدیان و نمازگزاران کاری شایسته است.

نکته ادبی: تطویل به معنای طولانی کردن بی‌مورد است که در نماز مکروه شمرده شده.

گز مزاحی میکند مومن بحق نیکوست آن تقوی از باطل نمودن زاهل ایمان خوش نماست

اگر مؤمن به شکلی درست شوخی کند، پسندیده است، اما مهم‌تر از آن، پارسایی و دوری از باطل برای اهل ایمان زیباتر است.

نکته ادبی: تقوی در اینجا به معنای مراقبت نفس از آلودگی به باطل است.

مرد چون بالغ شود باید بحق رو آورد خنده و بازی و خوش طبعی زطفلان خوش نماست

انسان هنگامی که به سن بلوغ می‌رسد باید به سوی حق رو آورد؛ چرا که بازی و خوش‌گذرانی تنها برازنده‌ی کودکان است.

نکته ادبی: تضاد بین بالغ شدن و طفلان برای نشان دادن تغییر مسئولیت‌های انسانی.

‍ژندة پاکیزه بر بالای درویشان نکو و آن قبای تار در بر قد خوبان خوش نماست

پوشیدن لباس ساده و وصله‌دار (ژنده) برای درویشان شایسته است و در مقابل، جامه‌های آراسته برای افراد زیبارو و خوش‌سیمایان پسندیده است.

نکته ادبی: ژنده به معنای لباس کهنه و وصله‌دار است که نماد زهد است.

سهل باشد گر کنند افتادگان افتادگی مهربانی و تواضع از بزرگان خوش نماست

افتادگی و تواضع برای کسانی که جایگاه پایین دارند، آسان و عادی است، اما تواضع و مهربانی از سوی بزرگان و صاحبان منصب کاری بسیار ارزشمند است.

نکته ادبی: تضاد مفهومی میان افتادگان و بزرگان در عمل تواضع.

اقتصار سایلان بر قوت از روی سکوت بخشش بی من و ایذا از کریمان خوش نماست

قناعت کردن نیازمندان به غذای اندک و سکوت پیشه کردن آنان شایسته است، همان‌طور که بخششِ بدون منت و آزار برای کریمان و بخشندگان نیکو است.

نکته ادبی: سایلان به معنای درخواست‌کنندگان و نیازمندان است.

هر کسی را حق تعالی بهر کاری آفرید هر که کار خویش را نیکو کند آن خوش نماست

خداوند هر کس را برای کار خاصی آفریده است؛ بنابراین هر کس باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد که آن برایش شایسته‌ترین است.

نکته ادبی: اشاره به حکمت آفرینش و مسئولیت فردی انسان‌ها.

عاقلان را عاقلی خوش عاشقان را عاشقی مستی و شوریدگی از می پرستان خوش نماست

خردمندی برای عاقلان و عاشقی برای عاشقان شایسته است، همان‌گونه که شوریدگی و مستی (عشق) برازنده‌ی می پرستان است.

نکته ادبی: تشبیه و تفکیک احوالات متناسب با هر گروه.

زاهد ار از زهد گوید عابد از صوم و صلوه عاشقانرا حرف وصل یار و هجران خوش نماست

اگر زاهد از زهد بگوید و عابد از عبادت، نیکوست؛ اما برای عاشقان، سخن گفتن از وصال و هجرانِ یار دلنشین‌تر است.

نکته ادبی: اشاره به تفاوت دغدغه‌های ذهنی گروه‌های مختلف اخلاقی و عرفانی.

واعظ ار آرد حدیثی از کلام انبیا عارفان را سیر در اسرار قرآن خوش نماست

اگر واعظ سخن از کلام پیامبران می‌آورد بجاست، اما برای عارفان، سیر و تفکر در اسرار و باطن قرآن شایسته‌تر است.

نکته ادبی: تفاوت سطح برداشت از دین: وعظ (ظاهری) در مقابل عرفان (باطنی).

فیض میکن جهد تا سنجیده تر آید سخن گفتن شعر از دم سنجیده گویان خوش نماست

ای فیض، تلاش کن تا سخنت سنجیده و دقیق باشد، چرا که شعر گفتن تنها از کسانی که کلامشان سنجیده و پخته است، نیکو و زیباست.

نکته ادبی: تخلص شاعر فیض است که در بیت آخر آمده است.

آرایه‌های ادبی

ردیف خوش‌نماست

تکرار واژه خوش‌نماست در پایان تمام ابیات که به عنوان ردیف، آهنگ و ساختار شعر را یکپارچه کرده است.

تضاد (طباق) عاقلان و عاشقان، زاهد و عاشق، طفلان و بالغ

استفاده از تقابل میان گروه‌های مختلف و رفتار متناسب با هر یک، برای برجسته‌سازی معنا.

تلمیح زاهد، عابد، فقیهان، اهل قرآن

اشاره به تیپ‌های شخصیتی و طبقات اجتماعی-مذهبی مرسوم در متون ادبی و عرفانی فارسی.