دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۸

فیض کاشانی
سوی تو بی تاب دویدن خوشست برقع از آن روی کشیدن خوشست
می زدهان تو کشیدن نکوست جان زلبان تو مکیدن خوش است
در هوس بوسه لعل لبت جان بلب کام رسیدن خوش است
گوشهٔ ابروی تو آن ماه نو بر رخ خورشیدن تو دیدن حوشست
نیست به از باغ رخت روضهٔ سیب زنخدان تو چیدن خوش است
فیض زمیخانه لعل لبش ساغر سرشار کشیدن خوش است
قصه شیرین لبش دم بدم از نی کلک توشنیدن خوشست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در زمره غزل‌های عاشقانه و تغزلی قرار می‌گیرند که تمرکز اصلی آن‌ها بر ستایش زیبایی معشوق و بیان اشتیاق و بی‌تابی عاشق است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف و کلاسیک، لذت وصال و حتی رنجِ انتظار برای رسیدن به معشوق را به شکلی شورانگیز و دلپذیر ترسیم می‌کند.

درونمایه کلی، تسلیمِ عاشق در برابر زیبایی و خواستِ معشوق است، به گونه‌ای که هر آنچه از جانب او باشد، خوشایند و ارزشمند تلقی می‌شود و عاشق در آرزوی کوچک‌ترین بهره‌مندی از حضور معشوق، لحظه‌شماری می‌کند.

معنای روان

سوی تو بی تاب دویدن خوشست برقع از آن روی کشیدن خوشست

شتاب‌زده به سوی تو رفتن، حالتی بسیار دلپذیر است و کنار زدنِ نقاب از چهره‌ی زیبای تو، لذتی دوچندان دارد.

نکته ادبی: برقع پوششی است که بر چهره می‌افکنند و در اینجا استعاره از حجاب و دوری معشوق است.

می زدهان تو کشیدن نکوست جان زلبان تو مکیدن خوش است

نوشیدنِ شرابِ عشق از دهان تو کاری نیکوست و بهره بردن از بوسه‌های لب تو، جان‌بخش و گواراست.

نکته ادبی: استفاده از عبارت مکیدن جان برای نشان دادن اوج لذت و نزدیکی به معشوق است.

در هوس بوسه لعل لبت جان بلب کام رسیدن خوش است

در آرزوی دستیابی به بوسه‌ای از لب‌های سرخت، حتی رسیدنِ جان به لب و سختی کشیدن نیز، بسیار دل‌انگیز است.

نکته ادبی: کنایه از جان به لب رسیدن به معنای در آستانه مرگ بودن به دلیل شدتِ اشتیاق است.

گوشهٔ ابروی تو آن ماه نو بر رخ خورشیدن تو دیدن حوشست

نگاه کردن به گوشه ابروی تو که همچون ماهِ نو بر چهره‌ی درخشان و خورشیدگونه‌ات جلوه‌گری می‌کند، بسیار زیباست.

نکته ادبی: خورشیدن در اینجا صفتی به معنای خورشیدگونه است و تشبیه ابرو به ماه نو از آرایه‌های کلاسیک است.

نیست به از باغ رخت روضهٔ سیب زنخدان تو چیدن خوش است

هیچ باغ و بوستانی زیباتر از چهره‌ی تو نیست؛ از این رو، چیدنِ میوه‌یِ چانه‌یِ تو از این باغ، بسیار خوشایند است.

نکته ادبی: زنخدان به معنای چانه است و تشبیه آن به سیب نشان از لطافت و زیبایی آن دارد.

فیض زمیخانه لعل لبش ساغر سرشار کشیدن خوش است

بهره‌مند شدن از فیض و برکتِ میخانه‌یِ لب‌های سرخت و نوشیدنِ جامی لبریز از این عشق، مایه خوشبختی است.

نکته ادبی: لب در اینجا به میخانه تشبیه شده که منبع فیض و مستی برای عاشق است.

قصه شیرین لبش دم بدم از نی کلک توشنیدن خوشست

شنیدنِ حکایتِ شیرین و دل‌انگیزِ لب‌های تو از زبانِ قلم که مانند سازی نغمه‌سرایی می‌کند، لحظه‌به‌لحظه دلپذیرتر می‌شود.

نکته ادبی: نی کلک استعاره از قلم نی است که صدای آن به صدای نی تشبیه شده تا بیانگر آوای دلنشینِ نامِ معشوق باشد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماه نو

تشبیه ابروی معشوق به ماه نو برای نشان دادن قوس و زیبایی آن.

استعاره باغ رخت

صورت معشوق به باغی پر از زیبایی و طراوت تشبیه شده است.

کنایه جان به لب رسیدن

کنایه از نهایتِ بی‌‌تابی و سختی در مسیر عشق.

مراعات نظیر می، میخانه، ساغر

تناسب کلمات در بیت ششم برای توصیف فضای مستی و عاشقی.