دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۷

فیض کاشانی
سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است در بهار تو چریدن چه خوش است
در جمالت نگرستن چه نکوست گل زگلزار تو چیدن چه خوشست
از دهان تو گرفتن کامی شکر از تنک کشیدن چه خوش است
جای در سایهٔ زلفت کردی مو بموی تو رسیدن چه خوش است
در تمنای وصالت تا حشر تلخی مرگ چشیدن چه خوشست
گلهٔ دوست شمردن بر دوست زان دهان عذر شنیدن چه خوش است
در مجاز تو حقیقت گفتن پرده در پرده دریدن چه خوش است
شکر از مصر معانی بیان زنی خامه کشیدن چهٔ خوشست
فیض شوری بجهان افکندی سخنان تو شنیدن چه خوشست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه ستایش‌نامه‌ای است آمیخته با شور و اشتیاقِ عاشقانه که در فضایی آکنده از لطافت و طراوتِ خیال، سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، زیبایی‌های معشوق را ستوده و پیوند میان جمالِ ظاهری و کمالِ باطنی را به تصویر می‌کشد.

درونمایه اصلی اثر، لذت بردن از لحظه‌های عاشقی است؛ حتی لحظاتی که با رنج یا دشواری همراه باشد. نگاه شاعر به هستی، نگاهی وحدت‌گراست که در آن، تمامی ابعاد وجودی معشوق، از دهان و زلف گرفته تا عذرخواهی و سکوتش، مجالی برای تماشای حقیقتِ زیبایی است.

معنای روان

سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است در بهار تو چریدن چه خوش است

دیدنِ نخستین موهای روییده بر چهره‌ات (خط) بسیار دل‌انگیز است و بهره‌مندی از بهارِ وجود و جوانی‌ات، لذتی وصف‌ناپذیر دارد.

نکته ادبی: خط در اصطلاح ادبی به موهای لطیفِ تازه روییده بر چهره معشوق گفته می‌شود.

در جمالت نگرستن چه نکوست گل زگلزار تو چیدن چه خوشست

تماشای زیبایی چهره‌ات کاری بسیار نیکوست و بهره‌مند شدن از جلوه‌های لطیفِ وجودت، همچون چیدنِ گل از گلزار، شادی‌بخش است.

نکته ادبی: گل استعاره از زیبایی‌های معشوق است و گلزار تمثیلی از وجودِ وی.

از دهان تو گرفتن کامی شکر از تنک کشیدن چه خوش است

کامیابی و بوسه گرفتن از لبان تو که به شیرینیِ شکر است، حلاوت و لذتی بی‌نظیر دارد.

نکته ادبی: تنک در اینجا صفتِ دهان یا شکر است که به ظرافت و سرخیِ آن اشاره دارد.

جای در سایهٔ زلفت کردی مو بموی تو رسیدن چه خوش است

پناه گرفتن در سایه‌سارِ زلفِ تو و بهره‌مندی از تک‌تکِ تارهای موی تو، عالمی از خوشی و نزدیکی را برایم رقم می‌زند.

نکته ادبی: مو بموی تو رسیدن کنایه از وصالِ تام و تمام و دقت در جزئیاتِ زیبایی معشوق است.

در تمنای وصالت تا حشر تلخی مرگ چشیدن چه خوشست

در راهِ رسیدن به تو، حتی اگر مرگ به سراغم بیاید، آن تلخی هم برایم چون شهدِ زندگی شیرین است.

نکته ادبی: حشر در اینجا به معنای روز قیامت و استعاره از انتهای عمر و ابدیت است.

گلهٔ دوست شمردن بر دوست زان دهان عذر شنیدن چه خوش است

گلایه کردن از تو نزد خودت و شنیدنِ بهانه‌ها و عذرهایی که از آن دهانِ شیرینت بیرون می‌آید، بسیار دلکش است.

نکته ادبی: گله در اینجا شکوهِ عاشقانه است که در ادب فارسی از شیرینی‌هایِ گفتگو با معشوق محسوب می‌شود.

در مجاز تو حقیقت گفتن پرده در پرده دریدن چه خوش است

در مسیرِ عشق، عبور از ظاهرِ فریبنده (مجاز) به سمت حقیقتِ وجودیِ تو، همچون دریدنِ پرده‌های پندار، کاری است بسیار باشکوه و لذت‌بخش.

نکته ادبی: مجاز و حقیقت از اصطلاحاتِ عرفانی است؛ مجاز یعنی دنیای مادی و حقیقت یعنی اصلِ هستی که معشوق تجلی‌گاه آن است.

شکر از مصر معانی بیان زنی خامه کشیدن چهٔ خوشست

نگاشتنِ سخنانِ شیرین و پرمعنا، همچون برداشتنِ شکر از سرزمینِ مصرِ معانی، کاری است بسیار دل‌انگیز و هنرمندانه.

نکته ادبی: خامه به معنای قلم است و مصرِ معانی استعاره از سرچشمه‌ی کلامِ متعالی است.

فیض شوری بجهان افکندی سخنان تو شنیدن چه خوشست

تو با کلام و حضورت شور و غوغایی در جهان به پا کردی که شنیدنِ سخنانت برای هر جانِ مشتاقی لذت‌بخش است.

نکته ادبی: فیض به معنای بخشش و لطفِ بی‌کران است که از کلامِ معشوق بر عالم می‌تابد.

آرایه‌های ادبی

استعاره گل زگلزار

معشوق به گلزار و زیبایی‌هایِ ظاهریِ او به گل تشبیه شده است.

تضاد تلخی مرگ / شکر

تقابل میان تلخیِ مرگ و شیرینیِ شکر برای نشان دادن غلبه‌ی عشق بر هراس از نیستی.

کنایه مو بموی تو رسیدن

کنایه از نزدیکیِ بسیار زیاد و وصالِ کامل به معشوق.

تکرار چه خوش است

تکرارِ ردیف در پایانِ ابیات برای ایجادِ ضرب‌آهنگِ موسیقایی و تأکید بر لذت‌بخش بودنِ تجربه‌یِ عاشقی.