دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۰

فیض کاشانی
کعبهٔ وصل تو پناه منست طاق ابروت قبله گاه منست
چشم فتان مست خونریزت خود زبیداد خود پناه منست
خود ره لشگر غمت دادم غارت خان و مان گناه منست
بنگاهی اگر خراب شدم چشم مست تو عذرخواه منست
شد دلم خون زروی گلگونت اشک خونین من گواه من است
روی و راه دگر نمیدانم لطف و قهر روی و راه منست
فیض روز تو هم تیره از آنست بخت من هم سیه ز آه منست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این اشعار، شاعر با زبانی سرشار از خضوع و دلدادگی، رابطه‌ای میان عاشق و معشوق ترسیم می‌کند که در آن معشوق، محورِ تمامیِ هستی و کانونِ توجهِ عاشق است. شاعر با بهره‌گیری از مضامین مذهبی همچون «کعبه» و «قبله»، عشقِ زمینی را به مرتبه‌ای والا و مقدس ارتقا می‌دهد تا نشان دهد که معشوق، تنها پناهگاه و مرجعِ آرامش اوست.

درونمایه اصلی اثر، پذیرشِ آگاهانه رنجِ عشق است. شاعر اعتراف می‌کند که خود، زمینه و بسترِ ورودِ غمِ معشوق را فراهم کرده است و اگرچه این دلدادگی به ویرانیِ زندگی و آشفتگیِ احوالِ او انجامیده، اما او همچنان این رنج را به جان خریده و هیچ راه و مقصدی جز کویِ معشوق نمی‌شناسد؛ حتی اگر این راه با قهر و جفای معشوق همراه باشد.

معنای روان

کعبهٔ وصل تو پناه منست طاق ابروت قبله گاه منست

وصال و رسیدن به تو برای من همچون کعبه است که پناهم می‌دهد و قوسِ ابروان تو، همان جهت و قبله‌ای است که من رو به آن به راز و نیاز می‌ایستم.

نکته ادبی: استفاده از تشبیه بلیغ برای «کعبهٔ وصل» و «طاق ابرو» برای قداست‌بخشی به معشوق.

چشم فتان مست خونریزت خود زبیداد خود پناه منست

چشمانِ فتنه‌گر، مست و خون‌ریزِ تو، با اینکه به من ستم می‌کنند، خود تنها پناهگاهِ من در برابر این رنج‌ها هستند.

نکته ادبی: «فتان» به معنای فتنه‌انگیز و آشوبگر، صفتی کلاسیک برای چشمانِ معشوق در ادب غنایی است.

خود ره لشگر غمت دادم غارت خان و مان گناه منست

من خودم راه را برای لشکرِ اندوه تو در قلبم باز کردم؛ بنابراین ویرانیِ خانه و زندگی‌ام تنها به خاطر اشتباه و انتخابِ خودم بوده است.

نکته ادبی: «خان و مان» کنایه از تمام هستی، دارایی و زندگیِ فرد است.

بنگاهی اگر خراب شدم چشم مست تو عذرخواه منست

اگر من با یک نگاه تو ویران شدم و هستی‌ام بر باد رفت، چشمانِ مستِ تو خود عذرخواه و جبران‌کننده این ویرانی برای من هستند.

نکته ادبی: «عذرخواه» در اینجا به معنای کسی است که برای اشتباهی طلب بخشش می‌کند یا جبرانِ مافات می‌کند.

شد دلم خون زروی گلگونت اشک خونین من گواه من است

دلم به خاطرِ چهرهٔ سرخ‌فام و زیبای تو خون شد و اشک‌های خونینی که می‌ریزم، گواه و شاهدِ بر این رنج و مصیبتِ من است.

نکته ادبی: «گلگون» صفتی است برای تشبیه صورت به گل، که تداعی‌کننده زیبایی و لطافت است.

روی و راه دگر نمیدانم لطف و قهر روی و راه منست

من غیر از این مسیر، راهِ دیگری نمی‌شناسم؛ لطف و قهرِ تو، هر دو تنها راه و مقصدِ من در زندگی هستند.

نکته ادبی: تضادِ «لطف و قهر» نشان‌دهنده تسلیم کامل عاشق است که هر دو رویِ رفتارِ معشوق را می‌پذیرد.

فیض روز تو هم تیره از آنست بخت من هم سیه ز آه منست

حتی روشناییِ روزِ تو نیز به خاطرِ حالِ من تیره و تار به نظر می‌رسد و بختِ سیاه من، ناشی از آهِ عمیق و پردردِ خودم است.

نکته ادبی: «فیض» به معنای برکت و روشنایی است که در اینجا با تصویر تیرگی، تضادِ معنایی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و استعاره کعبهٔ وصل، طاق ابرو

استفاده از مفاهیم دینی برای توصیف زیبایی و جایگاه معشوق.

تضاد (طباق) لطف و قهر

کنار هم آوردن دو مفهوم متقابل برای نشان دادن پذیرش کامل عاشق.

کنایه خان و مان

اشاره به تمام دارایی و زندگی انسان.

اغراق لشگر غم

بزرگ‌نماییِ اندوهِ عشق با تشبیه آن به سپاهی ویرانگر.