دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۱

فیض کاشانی
گرانی از بدرون آید از در جنت برون روم زدر دیگر ای فلان همت
خیال قرب گرانان دلم گران دارد چو جای دیدن ایشان و کلفت صحبت
شود زدور چو سنگین عمامهٔ پیدا نعوذ بالله از این قوم فاقروا تبت
بسر ببسته و پیچیده حبلهای مسد برد زحبلش حمالهٔ الحطب غیرت
عمامهای گران بر سرگران جانان چو کوه بر سر کوهیست در دل الفت
از آن عمامه سنگین بسر نهد سنگین که بر زمین بنشاند قرارهٔ کلفت
اگر عمامهٔ سنگین گران بسر ننهند زجا گیرد و در آید جهان همه وحشت
بمعنی است گران چونکه بر دلست گران تنش اگر چه سبک باشد از ره صورت
خدا زشر گرانش نگاه میدارد کسی که خوی کند همچو فیض با خلوت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر شعری در نکوهش و هجو جماعتی از مردم است که شاعر آن‌ها را «گران‌جان» و سنگین‌دل می‌نامد. شاعر با زبانی طنزآمیز و گزنده، از ظاهرسازی‌ها و تظاهر این افراد که عمامه‌های بسیار بزرگ بر سر می‌گذارند، به شدت انتقاد می‌کند.

درونمایه‌ی اصلی شعر، بیزاری از این افرادِ پرمدعا و ترجیح انزوا و تنهایی بر همنشینی با آنان است. شاعر معتقد است که این سنگینیِ ظاهری، بازتابی از سنگینیِ روح و جان آنان است که وجودشان را برای اطرافیان تحمل‌ناپذیر می‌سازد.

معنای روان

گرانی از بدرون آید از در جنت برون روم زدر دیگر ای فلان همت

اگر افراد گران‌جان و بی‌مایه از یک در وارد شوند، من از در دیگر بیرون می‌روم تا با آنان روبرو نشوم.

نکته ادبی: واژه گران در اینجا استعاره از افراد متکبر، کسل‌کننده و دارای روحِ سنگین است که تضاد معنایی زیبایی با سبک‌بالی و آزادی دارد.

خیال قرب گرانان دلم گران دارد چو جای دیدن ایشان و کلفت صحبت

تصورِ نزدیک شدن به این افرادِ سنگین‌جان، دلم را آزرده و سنگین می‌کند؛ چرا که نه تنها دیدنِ آن‌ها رنج‌آور است، بلکه گفتگو با آنان نیز مایه‌ی دل‌گرفتگی است.

نکته ادبی: ترکیب «کلفت صحبت» به معنای زحمت و سختیِ معاشرت است که در ادبیات کلاسیک برای اشاره به همنشینی‌های آزاردهنده به کار می‌رود.

شود زدور چو سنگین عمامهٔ پیدا نعوذ بالله از این قوم فاقروا تبت

وقتی از دور عمامه‌های بزرگ و سنگین‌شان دیده می‌شود، گویی نشانه‌ای از عذاب دوزخ است؛ پناه بر خدا از این قومی که تداعی‌گر آیات عذاب و دوزخیان‌اند.

نکته ادبی: اشاره به سوره مسد (تبت یدا...) که در آن از طنابِ دوزخ سخن رفته است و تلمیح به این دارد که ظاهرِ آنان، باطنِ عذاب‌آورشان را فاش می‌کند.

بسر ببسته و پیچیده حبلهای مسد برد زحبلش حمالهٔ الحطب غیرت

عمامه‌هایشان آنچنان پیچیده و سنگین است که گویی طناب‌های دوزخ (حبل المسد) را بر سر بسته‌اند؛ تا جایی که زن ابولهب (حمالة الحطب) از دیدنِ این همه بارِ اضافی بر سرِ آنان، احساس حسادت می‌کند.

نکته ادبی: اشاره مستقیم به «حمالة الحطب» (زن ابولهب) که در قرآن به عنوان کسی که طنابی از لیف خرما بر گردن دارد توصیف شده است؛ اغراقی هنرمندانه در توصیف بزرگی عمامه‌ها.

عمامهای گران بر سرگران جانان چو کوه بر سر کوهیست در دل الفت

عمامه‌ای سنگین بر سرِ انسانی که خود سنگین‌جان و بی‌مهر است، مانند این است که کوهی را بر روی کوهی دیگر قرار داده باشند؛ در وجود چنین کسانی هیچ بویی از دوستی و الفت نیست.

نکته ادبی: تشبیه بلیغ «کوه بر سر کوه» برای نشان دادنِ سنگینیِ مضاعفِ ظاهر و باطنِ این افراد.

از آن عمامه سنگین بسر نهد سنگین که بر زمین بنشاند قرارهٔ کلفت

این افراد عمامه را به عمد سنگین می‌کنند و بر سر می‌گذارند تا سنگینیِ وجودِ خود را به زمین فشار دهند و آرامشِ کاذبِ ناشی از غرورشان را حفظ کنند.

نکته ادبی: کنایه از اینکه سنگینیِ ظاهریِ عمامه، تلاشی برای پنهان کردن یا تثبیتِ سنگینیِ بی‌ارزشِ روحِ آنان است.

اگر عمامهٔ سنگین گران بسر ننهند زجا گیرد و در آید جهان همه وحشت

اگر این عمامه‌های سنگین نبود، آنچنان سبک‌سر و بی‌مایه بودند که ممکن بود از جای خود کنده شوند و با آشفتگی، وحشت را به تمامِ جهان پراکنده کنند.

نکته ادبی: استفاده از مبالغه (اغراق) برای نشان دادنِ پستی و بی‌مایگیِ درونیِ این افراد که تنها با ابزارِ ظاهری (عمامه) به تعادلِ ساختگی رسیده‌اند.

بمعنی است گران چونکه بر دلست گران تنش اگر چه سبک باشد از ره صورت

این افراد اگرچه از نظر ظاهری و جسمانی سبک‌پا به نظر می‌رسند، اما به لحاظ معنایی بسیار گران‌بار و سنگین‌دل‌اند و همین معناست که بر دلِ اطرافیان بار می‌شود.

نکته ادبی: تضاد میان «سبک» (در صورت/ظاهر) و «گران» (در معنی/باطن) که بن‌مایه اصلی نقد شاعر را تشکیل می‌دهد.

خدا زشر گرانش نگاه میدارد کسی که خوی کند همچو فیض با خلوت

خداوند هر کسی را که مانند من (فیض) تنهایی و خلوت را برمی‌گزیند، از شرِ وجودِ این افرادِ گران‌جان و ناخوشایند در امان نگاه می‌دارد.

نکته ادبی: استفاده از تخلص «فیض» در بیت پایانی برای تأکید بر موضعِ شخصیِ شاعر در دوری جستن از اهلِ ظاهر.

آرایه‌های ادبی

تلمیح قوم فاقروا تبت و حبل‌های مسد و حمالة الحطب

اشاره به آیات قرآن (سوره مسد) در نکوهشِ ابولهب و همسرش برای تمثیلِ زشتیِ ظاهری و باطنیِ این گروه.

تضاد گران و سبک

تقابلِ میان سنگینیِ عمامه/روح و سبکیِ جسم/منطق برای برجسته کردنِ نفاقِ شخصیت‌های مورد هجو.

تشبیه چو کوه بر سر کوهیست

تشبیه وضعیتِ فردِ گران‌جانِ عمامه‌به‌سر به کوه بر روی کوه برای نمایشِ سنگینیِ تحمل‌ناپذیر آنان.

ایهام گران

استفاده از واژه گران در دو معنای سنگین‌وزن (فیزیکی) و گران‌جان/بی‌مایه (معنایی و روانی).