دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۷

فیض کاشانی
بیمار زارم انت الطبیب درد تو دارم انت الحبیب
از تست دردم گرد تو گردم درمان من کن انت الطبیب
بر تو عیانست سوز نهانم بر سر و اعلان انت الرقیب
هر سو کنم رو باشی تو آن سو با هر من و او انت القریب
آمد رهی شیء للهی بهر بهی انت المجیب
آمد بر تو خاک در تو باجرم بی حد انت الحسیب
هم چشم گریان هم دل پشیمان ترسان و لرزان انت المهیب
فیضست و عجزی بر درگه تو یا قابل التوب یا استثیب
اغفر ذنوبی و استر عیوبی انی انیب یا مستجیب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نجوایی عارفانه و نیایش‌گونه است که پیوند میان بنده گناهکار و درگاهِ پرمهرِ خداوند را به تصویر می‌کشد. شاعر در این قطعه، با تکیه بر ضعف و نیازِ خویش، از پروردگار به عنوان تنها پناه و درمانگر دردهای درونی یاد می‌کند و با به کارگیری اوصافِ الهی در قالب عباراتِ عربی، فضایی روحانی و سرشار از خضوع و خشوع فراهم آورده است.

درونمایه اصلی اثر، اعتراف به ناتوانی، طلبِ آمرزش و اقرار به حضورِ همیشگی و ناظرِ حق‌تعالی است. شاعر با زبانی صمیمانه، خود را نیازمندِ مطلق و خداوند را بی‌نیازِ مطلق می‌بیند و با تکرارِ صفاتِ خداوند در پایانِ هر بند، بر عظمت و یگانگی او تأکید می‌ورزد تا از این رهگذر، آرامش و امید را در دلِ خود و مخاطب زنده کند.

معنای روان

بیمار زارم انت الطبیب درد تو دارم انت الحبیب

من بیمارِ ناتوان و دردمندی هستم و تو طبیبِ جانِ منی؛ دردِ عشقِ تو را در دل دارم و تو تنها محبوب و پناهِ منی.

نکته ادبی: استفاده از ترکیبِ فارسی و عربی (ملمع) برای بیانِ اوجِ نیازِ بنده به خداوند؛ 'انت الطبیب' (تو طبیبی) تلمیحی به شفابخشی مطلق پروردگار است.

از تست دردم گرد تو گردم درمان من کن انت الطبیب

دردم از جانبِ توست و من به همین دلیل گِردِ کویِ تو می‌گردم؛ حال که دردم از توست، پس درمانم کن که تنها تو طبیبِ واقعی هستی.

نکته ادبی: در اینجا درد، امری است برخاسته از عشقِ الهی که منجر به طوافِ عارفانه و نزدیک شدن به او می‌شود.

بر تو عیانست سوز نهانم بر سر و اعلان انت الرقیب

سوزِ درونی و غمِ پنهانِ من بر تو آشکار است؛ چرا که تو هم بر رازهای نهان و هم بر کارهای آشکارِ من، مراقبی و نظارت داری.

نکته ادبی: 'رقیب' در اینجا نه به معنایِ امروزی (رقیب در مسابقه)، بلکه به معنایِ قرآنی و عرفانیِ 'نگهبان و مراقبِ دائمی' به کار رفته است.

هر سو کنم رو باشی تو آن سو با هر من و او انت القریب

به هر سو که رو می‌کنم، تو در آن سمت حضور داری؛ تو برای هر انسانی (چه 'من' و چه هر 'او'یِ دیگر)، همیشه نزدیک و در دسترس هستی.

نکته ادبی: اشاره به آیه 'و نحن اقرب الیه من حبل الورید'؛ القریب در اینجا به معنایِ نزدیکیِ بی واسطه خداوند به بنده است.

آمد رهی شیء للهی بهر بهی انت المجیب

بنده و رهگذری برای گدایی و طلبِ خیر به سوی تو آمده است؛ برایِ خاطرِ آن خوبی و زیبایی که داری، تویی که دعاها را مستجاب می‌کنی.

نکته ادبی: 'شیء لله' عبارتی است که فقیران و سائلان برای طلبِ نذورات یا کمک استفاده می‌کردند؛ اینجا نمادی از گداییِ معنوی است.

آمد بر تو خاک در تو باجرم بی حد انت الحسیب

خاکساری به درگاهِ تو آمده که کوله‌باری از گناهانِ بی‌حد و مرز دارد؛ اما می‌داند که تو حسابگرِ اعمال و پاداش‌دهنده هستی.

نکته ادبی: 'حسیب' از اسماء الهی است و به معنای کسی که به حسابِ بندگان می‌رسد و کفایتِ کارِ آنان را می‌کند.

هم چشم گریان هم دل پشیمان ترسان و لرزان انت المهیب

با چشمانی گریان و دلی که از کرده‌ی خود پشیمان است، ترسان و لرزان به سوی تو آمده‌ام؛ چرا که تو صاحبِ هیبت و شکوهِ بزرگی هستی.

نکته ادبی: 'مهیب' از ریشه هیبت و به معنایِ پرشکوه و ترس‌انگیز است که بنده را در برابرِ عظمتِ حق به لرزه می‌اندازد.

فیضست و عجزی بر درگه تو یا قابل التوب یا استثیب

در این درگاه، فیضِ تو جاری است و من با ناتوانیِ خود ایستاده‌ام؛ ای پذیرنده توبه‌ها و ای کسی که امید دارم به سوی تو بازگردم.

نکته ادبی: 'استثیب' در اینجا به معنای طلبِ پاداش یا بازگشتِ خیر از سوی خداوند است که ریشه در توبه دارد.

اغفر ذنوبی و استر عیوبی انی انیب یا مستجیب

گناهانم را بیامرز و عیب‌هایم را بپوشان؛ من با پشیمانی به سوی تو بازمی‌گردم، ای که پاسخگویِ دعایِ بندگان هستی.

نکته ادبی: شکل‌گیریِ پایان‌بندیِ شعر با استفاده از کلماتِ دعاییِ 'اغفر' (آمرزش) و 'انی انیب' (من بازمی‌گردم) که نشان‌دهنده توبه خالصانه است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح انت الطبیب، انت الرقیب، انت القریب

اشاره به صفاتِ الهی در قرآن کریم که به عنوان محورِ ایمان در ابیات تکرار شده است.

تکرار (ردیف) انت... (در پایان مصرع‌ها)

تکرارِ ضمیر و اسم به جهتِ ایجادِ موسیقیِ کناری و تأکید بر حضورِ خداوند در تمامِ احوالِ شاعر.

تضاد من و او / سر و اعلان

استفاده از متضادها برای نشان دادنِ شمولِ رحمتِ الهی که همگان (خرد و کلان) را در بر می‌گیرد.

ملمع ترکیب فارسی و عربی

درآمیختنِ زبانِ فارسی با عباراتِ عربیِ قرآنی و ادعیه، که ویژگیِ بارزِ اشعارِ نیایشی است.