دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۶

فیض کاشانی
سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب همت خود بلند کن سوی حق ارتقا طلب
فاش ببین که دعا روی خدا در اولیا بهر جمال کبریا آئینة صفا طلب
گفت خدا که اولیا روی من و ره منند هر چه خواهی از خدا بر در اولیا طلب
سرور اولیا نبیست و زپس مصطفی علی است خدمت مصطفی کن و همت مرتضی طلب
پیروی رسول حق دوستی حق آورد پیروی رسول کن دوستی خدا طلب
چشم بصیرتت بخود نور پذیر کی شود نور بصیرت دل از صاحب انما طلب
شرع سفینهٔ نجات آل رسول ناخدات ساکن این سفینه شو دامن ناخدا طلب
دل بدمم بگوش هوش میفکنند این سروش معرفت ار طلب کنی از برکات ما طلب
خستهٔ جهل را بگوی خیز و بیا بجست جوی از برما شفا بجو از دم ما دعا طلب
مفلس بینوا بیا از در ما بجوا نوا صاحب مدعا بیا از در ما دوا طلب
چند زپست همتی فرش شوی برین زمین روی بروی عرش کن راه سوی سما طلب
چیست سما سمای غیب ممکلت بری زعیب جای بقای جاودان سعی کن آن بقا طلب
نیست خوشی در این سرا کیست بجز غم و عنا عیش در این سرا مجو عیش در آن سرا طلب
راحت و امن و عافیت گر طلبی درین جهان زهد و قنوع پیشه کن مملکت رضا طلب
هست طلب بحق سبب گر بسزا بود طلب هر چه طلب کنی چو فیض یاوه مگو بجا طلب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در زمره اشعار عرفانی و تعلیمی جای می‌گیرد که بر ضرورت راهبری و پیروی از اولیای الهی به عنوان واسطه‌های فیض میان خالق و مخلوق تأکید دارد. شاعر با بیانی آمرانه و دلسوزانه، سالک طریق حق را فرامی‌خواند تا از بند تعلقات دنیوی که سرشار از رنج و ناپایداری است رها شده و با تمسک به دامن خاندان رسالت و پیروی از شریعت، به سوی بقای جاودان و حقیقت هستی گام بردارد.

درونمایه اصلی شعر، توحید در سایه ولایت است. شاعر بر این باور است که معرفتِ حق، بدون واسطه قرار دادنِ اولیای الهی و پیمودن راهِ پیشوایان دین، میسر نیست. او دنیا را جایگاه غم و عنا می‌داند و مخاطب را تشویق می‌کند تا با همتی بلند و رویکردی زاهدانه، به جای دلبستگی به امور فانی، در جست‌وجوی کمال معنوی و قرب الهی باشد.

معنای روان

سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب همت خود بلند کن سوی حق ارتقا طلب

ای کسی که جوینده راه خدایی، از همان ابتدا از اولیای الهی مدد بخواه و همت خود را عالی و بلند کن تا بتوانی به سوی حقیقت حق صعود کنی.

نکته ادبی: ارتقا در اینجا به معنای تعالی و صعود معنوی به سوی جایگاه قرب الهی است.

فاش ببین که دعا روی خدا در اولیا بهر جمال کبریا آئینة صفا طلب

به روشنی ببین که دعا و روی آوردن به خدا، از طریق اولیا میسر است؛ پس برای مشاهده زیبایی و جلال پروردگار، قلب خود را همچون آینه‌ای صاف و زلال در برابر اولیا قرار ده.

نکته ادبی: جمال کبریا استعاره از تجلیات خداوند است که در وجود اولیا متجلی می‌شود.

گفت خدا که اولیا روی من و ره منند هر چه خواهی از خدا بر در اولیا طلب

خداوند خود فرموده است که اولیا، مظهر چهره من و راه رسیدن به من هستند؛ بنابراین هرچه که از خدا طلب می‌کنی، آن را در پیشگاه و از طریق اولیا بخواه.

نکته ادبی: اشاره به مضامین عرفانی مبنی بر اینکه اولیای الهی مجلای صفات حق‌تعالی هستند.

سرور اولیا نبیست و زپس مصطفی علی است خدمت مصطفی کن و همت مرتضی طلب

بزرگترینِ اولیا پیامبر(ص) است و پس از او علی(ع) جانشین اوست؛ پس به پیامبر خدمت کن و یاری و امداد از علی(ع) بخواه.

نکته ادبی: اشاره به ولایت علوی و جایگاه رفیع اهل‌بیت در سلسله مراتب معنوی.

پیروی رسول حق دوستی حق آورد پیروی رسول کن دوستی خدا طلب

پیروی کردن از پیامبر حق، محبت و دوستی خدا را به ارمغان می‌آورد؛ پس تابع رسول خدا باش و دوستیِ خدا را طلب کن.

نکته ادبی: اشاره به آیه قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی که بر لزوم اطاعت از رسول برای رسیدن به محبت الهی دلالت دارد.

چشم بصیرتت بخود نور پذیر کی شود نور بصیرت دل از صاحب انما طلب

چشم دل و بینش درونی تو چگونه می‌تواند بدون راهنما به نور حقیقت برسد؟ نور بصیرت و بینایی دل را از کسی طلب کن که صاحب مقام ولایت (آیه انّما) است.

نکته ادبی: انّما اشاره به آیه ۵۵ سوره مائده در اثبات ولایت دارد.

شرع سفینهٔ نجات آل رسول ناخدات ساکن این سفینه شو دامن ناخدا طلب

شریعت اسلامی همچون کشتی نجات است و خاندان پیامبر ناخدا و راهبران آن هستند؛ پس در این کشتی جای بگیر و به دامن این ناخدایان چنگ بزن.

نکته ادبی: استفاده از تمثیل کشتی نجات برای شریعت و هدایت‌گری اهل‌بیت.

دل بدمم بگوش هوش میفکنند این سروش معرفت ار طلب کنی از برکات ما طلب

به گوش هوش و جانت می‌گویم که این پیام را بشنو: اگر به دنبال معرفت و شناخت حقیقی هستی، آن را از برکات و انفاس ما طلب کن.

نکته ادبی: سروش به معنای پیام غیبی است که در اینجا به کلام پیر و راهبر اشاره دارد.

خستهٔ جهل را بگوی خیز و بیا بجست جوی از برما شفا بجو از دم ما دعا طلب

به آن کسی که از نادانی رنج می‌کشد بگو برخیز و به جست‌وجو بیا، از محضر ما شفا بجوی و از دعای ما طلب فیض کن.

نکته ادبی: خسته جهل کنایه از کسی است که در غفلت و ناآگاهی گرفتار شده است.

مفلس بینوا بیا از در ما بجوا نوا صاحب مدعا بیا از در ما دوا طلب

ای کسی که تهیدست و بی‌نوایی، بیا و از درگاه ما طلب ثروت معنوی کن؛ ای کسی که حاجتی داری، بیا و از درگاه ما شفای درد خود را طلب کن.

نکته ادبی: مفلس بینوا نماد انسان خالی از معرفت و کمالات معنوی است.

چند زپست همتی فرش شوی برین زمین روی بروی عرش کن راه سوی سما طلب

چقدر می‌خواهی با همتی پست و ناچیز، فرشِ زمین باشی و به دنیا دل ببندی؟ نگاه خود را به عرش الهی بدوز و راه رسیدن به عالم بالا را طلب کن.

نکته ادبی: تقابل میان فرش و عرش نشان‌دهنده تضاد میان دلبستگی دنیوی و تعالی معنوی است.

چیست سما سمای غیب ممکلت بری زعیب جای بقای جاودان سعی کن آن بقا طلب

آسمان و عالمِ برتر چیست؟ همان عالم غیب است که از هرگونه عیب و نقصی پاک است؛ جایگاه ابدی تو آنجاست، پس برای رسیدن به آن بقا و جاودانگی تلاش کن.

نکته ادبی: سما در اینجا نماد عالم ملکوت و قرب الهی است.

نیست خوشی در این سرا کیست بجز غم و عنا عیش در این سرا مجو عیش در آن سرا طلب

در این جهانِ فانی خوشی واقعی وجود ندارد و هرچه هست غم و رنج است؛ پس در این دنیا به دنبال عیش و شادی نباش، بلکه عیش حقیقی را در آن سرای باقی طلب کن.

نکته ادبی: اشاره به بیزاری از دنیا و دعوت به زهد و آخرت‌گرایی.

راحت و امن و عافیت گر طلبی درین جهان زهد و قنوع پیشه کن مملکت رضا طلب

اگر در این جهان آسایش، امنیت و سلامت می‌خواهی، زهد و قناعت را پیشه خود کن و ملکوتِ رضای الهی را طلب کن.

نکته ادبی: قنوع به معنای قناعت‌ورزی و خرسندی به داشته‌هاست.

هست طلب بحق سبب گر بسزا بود طلب هر چه طلب کنی چو فیض یاوه مگو بجا طلب

طلب کردن، تنها زمانی مؤثر و سبب رسیدن است که به شایستگی باشد؛ هرچه طلب می‌کنی، ای فیض، بیهوده نگو و آن را در جایگاه درستش جست‌وجو کن.

نکته ادبی: شاعر تخلص خود فیض را در بیت آورده و بر لزوم طلبِ عالمانه و درست تأکید می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره سفینه نجات (شرع)

شریعت به کشتی‌ای تشبیه شده که سالک را از دریای متلاطم دنیا به ساحل نجات می‌رساند.

تضاد (طباق) فرش و عرش

تقابل میان پستی دنیا و بلندی مقام معنوی برای تأکید بر تغییر نگرش سالک.

تلمیح صاحب انما

اشاره به آیه ولایت (آیه ۵۵ سوره مائده) که به شأن و منزلت علی(ع) و اولیا اشاره دارد.

کنایه خسته جهل

کنایه از انسان غافل و ناآگاهی که از حقیقت دور مانده است.

استعاره ناخدا

اشاره به اهل‌بیت که هدایت‌گران و سکان‌داران کشتی شریعت هستند.