دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۸

فیض کاشانی
ای که چون عمر میروی بشتاب خستگانرا به غمزهٔ دریاب
گروفا میکنی بوعده قتل کارم از دست میرود بشتاب
غم تو راحت دل غمگین عشقت آرام سینهای کباب
بی خودم کن از آن لب میگون تشنهٔ را به جرعهٔ دریاب
شب نشستم بیاد ابرویت پشت بر خواب و روی در محراب
عاشقانرا سر غنودن نیست دیدهٔ بی دلان ندارد خواب
خواب در چشم من چه سان آید چون دمی نیست خالی از سیلاب
بر رخم بسته تا بکی در وصل افتتح یا مفتح الابواب
فیض آندم بدوست پیوندی که نباشی تو در میانه حجاب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی شورمندانه و عارفانه، بیانگر سوز و گداز عاشقی است که در هجران محبوب، تمام هستی خود را به امید وصال به بازی گرفته است. فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از بی‌قراری، شب‌زنده‌داری و اشتیاق شدید است که در آن، عاشق از رنج و غم، پلی به سوی آرامش و وصل می‌سازد.

مضمون اصلی، فنای خود و گذشتن از حجابِ منیّت است. شاعر با تکیه بر مفاهیمِ سنتیِ ادبیات فارسی همچون محراب، سیلاب اشک و نگاه مست‌کننده، به دنبالِ رسیدن به آن یگانگیِ نهایی است که در آن، عاشق و معشوق یکی می‌شوند و فاصله میان آن‌ها از میان برمی‌خیزد.

معنای روان

ای که چون عمر میروی بشتاب خستگانرا به غمزهٔ دریاب

ای که مانند عمر به سرعت می‌گذری، بشتاب و با یک نگاهِ محبت‌آمیز، خستگانِ طریقِ عشق را یاری کن.

نکته ادبی: تشبیه عمر به گذرنده، کنایه از ناپایداری و سرعت گذرِ زمان.

گروفا میکنی بوعده قتل کارم از دست میرود بشتاب

اگر قصد داری به وعده‌ی خود مبنی بر کشتنِ من وفا کنی، پس بشتاب که دیگر تاب و توانم در حال زوال است.

نکته ادبی: استفاده از تضاد در مفهوم قتل که در اینجا به معنای رهایی از رنج است.

غم تو راحت دل غمگین عشقت آرام سینهای کباب

غمِ تو برای دلِ غمگینِ من، عینِ آسایش است و عشقِ تو مایه آرامشِ سینه‌های سوخته است.

نکته ادبی: استفاده از صنعت تضاد (غم و راحت) برای بیان اوجِ لذت در رنجِ عاشقانه.

بی خودم کن از آن لب میگون تشنهٔ را به جرعهٔ دریاب

با آن لب‌های میگون و مست‌کننده، مرا از هوش و خودی برهان و این تشنه‌کام را با جرعه‌ای از وصال دریاب.

نکته ادبی: استفاده از استعاره برای لب محبوب که به شراب تشبیه شده است.

شب نشستم بیاد ابرویت پشت بر خواب و روی در محراب

شب را به یادِ قامت و ابروی تو بیدار ماندم؛ پشت به لذت خواب کردم و روی به سوی محرابِ عبادت آوردم.

نکته ادبی: اشاره به محراب که می‌تواند نمادِ طاقِ ابروی محبوب باشد.

عاشقانرا سر غنودن نیست دیدهٔ بی دلان ندارد خواب

عاشقان هرگز تمایلی به خوابیدن ندارند و چشمانِ کسانی که دل از دست داده‌اند، خواب را نمی‌شناسد.

نکته ادبی: واژه غنودن به معنای چرت زدن و خواب سبک است.

خواب در چشم من چه سان آید چون دمی نیست خالی از سیلاب

چگونه خواب به چشمانم راه یابد در حالی که هیچ لحظه‌ای از شب و روز، خالی از سیلابِ اشک نیست؟

نکته ادبی: اغراقِ شاعرانه در توصیفِ گریه که آن را به سیلاب تشبیه کرده است.

بر رخم بسته تا بکی در وصل افتتح یا مفتح الابواب

تا چه زمانی درِ وصال را به روی من بسته‌ای؟ ای خداوندِ گشاینده‌ی درها، بر من بگشا.

نکته ادبی: اشاره به آیه قرآن (یا مفتح الابواب) که برای درخواست گشایش کار استفاده شده است.

فیض آندم بدوست پیوندی که نباشی تو در میانه حجاب

ای فیض، آن زمان به دوستِ حقیقی می‌رسی که خودت در میان نباشی و حجابِ منیّت کنار برود.

نکته ادبی: اشاره به مفهوم عرفانیِ «فنا» که شرطِ اصلیِ رسیدن به خداوند است.

آرایه‌های ادبی

تضاد غم تو راحت دل غمگین

قرار گرفتن دو مفهوم متضاد غم و راحت در کنار هم برای بیان لذتِ دردِ عشق.

استعاره محراب

تشبیه طاق ابروی محبوب به محراب عبادت برای نشان دادن قداست و جهت‌گیری عاشق.

اغراق سیلاب

توصیف حجم زیاد اشک به سیلاب برای نشان دادن شدت بی‌قراری.

تلمیح افتتح یا مفتح الابواب

اشاره به دعای قرآنی برای طلب گشایش و فرج.