دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۲

فیض کاشانی
این چه چشمست و چه ابرو و چه لب این چه قدست و چه رفتار عجب
این چه خطست و چه خالست و چه حسن این چه تمکین چه جا و چه ادب
هر یکی از دگری شیرین تر لب و دندان و دهان و غبغب
جلوه هایت همه آرایش ناز غمزه هایت همه اسباب و طرب
حرکاتت همه موزون و بجا سکناتت همه مطبوع و عجب
پای تا سر همه شیرین و لطیف این چه نخلست سراپای رطب
شب هجران تو غم بر سر غم روز وصلت همه شادی و طرب
شب اغیار زدیدار تو روز روز من از غم هجران تو شب
شب اغیار ز تو روز و چه روز روز فیض از تو شب آنگاه چه شب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش زیبایی بی حد و حصر معشوق سروده شده و شاعر با لحنی سرشار از حیرت و ستایش، به توصیف کمالات ظاهری و رفتاری محبوب می‌پردازد. فضا، فضایی تغزلی و عاشقانه است که در آن، تک‌تک اجزای چهره و حرکات معشوق به مثابه نشانه‌هایی از زیبایی مطلق تصویر شده‌اند.

در بخش پایانی، شعر از توصیف ظاهری به تحلیل احوال درونی عاشق در دو وضعیت هجران و وصل تغییر جهت می‌دهد. شاعر با استفاده از تضادهای بنیادین میان شب و روز، عمق اندوه خود در دوری از معشوق و شعف بی‌کران خود در هنگام وصال را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه حضور معشوق، نظام عالم و ادراک عاشق را دگرگون می‌کند.

معنای روان

این چه چشمست و چه ابرو و چه لب این چه قدست و چه رفتار عجب

این چه چشم و ابرو و لبِ زیبایی است! این قد و قامت و طرزِ رفتارِ شگفت‌انگیز چیست که مرا چنین حیران کرده است؟

نکته ادبی: واژه عجب در اینجا به معنای شگفت‌انگیز و حیرت‌آور به کار رفته است که نشان‌دهنده تعجب شاعر از کمال زیبایی معشوق است.

این چه خطست و چه خالست و چه حسن این چه تمکین چه جا و چه ادب

این موهای تازه‌روییده بر چهره، این خال و این زیبایی خیره‌کننده چیست؟ این وقار و جایگاه والا و این رفتار مؤدبانه از کجا آمده است؟

نکته ادبی: خط در اصطلاح شاعران به معنای موهای ظریف و تازه‌روییده‌ی چهره (سبزه) است و تمکین به معنای وقار و آرامش است.

هر یکی از دگری شیرین تر لب و دندان و دهان و غبغب

هر یک از اجزای صورت تو، شامل لب، دندان، دهان و چانه، از دیگری دل‌رباتر و شیرین‌تر است.

نکته ادبی: غبغب در اینجا به معنای چانه و زیر گلو است که در ادبیات کلاسیک از نشانه‌های زیبایی به شمار می‌آید.

جلوه هایت همه آرایش ناز غمزه هایت همه اسباب و طرب

خودنمایی‌های تو همگی تزیین‌شده با ناز و کرشمه است و اشاره‌های چشم تو، همگی مایه‌ی شادی و لذت است.

نکته ادبی: غمزه به حرکت‌های چشم و ابرو برای دلبری و ناز فروختن گفته می‌شود که در اینجا به عنوان منشأ طرب معرفی شده است.

حرکاتت همه موزون و بجا سکناتت همه مطبوع و عجب

تمام حرکات بدن تو هماهنگ و به‌جاست و تمام لحظات آرامش تو نیز دلپذیر و شگفت‌انگیز است.

نکته ادبی: سکنات جمع سکون است و به حرکات ایستا یا لحظات آرامش بدن در مقابل حرکات اشاره دارد.

پای تا سر همه شیرین و لطیف این چه نخلست سراپای رطب

تو از سر تا پا شیرین و لطیف هستی؛ این چه درخت تناوری است که تمام اجزایش مانند خرمای تازه (رطب) شیرین و گواراست؟

نکته ادبی: نخل استعاره از قد و بالای معشوق و رطب استعاره از شیرینی کلام و اندام اوست.

شب هجران تو غم بر سر غم روز وصلت همه شادی و طرب

شبِ دوری از تو برای من پر از اندوهِ پی‌درپی است، در حالی که روزِ دیدار تو سراسر شادمانی و لذت است.

نکته ادبی: در اینجا تضاد شب و روز برای نشان دادن تغییر احوال عاشق در دو موقعیت هجران و وصل استفاده شده است.

شب اغیار زدیدار تو روز روز من از غم هجران تو شب

شبِ نشستنِ رقیبان با تو، به خاطر حضور تو برای آن‌ها چون روز روشن است؛ اما روزِ روشنِ من به خاطر غم دوری از تو، به تیرگیِ شب است.

نکته ادبی: اغیار جمع غیر و در اینجا به معنای رقیبان و دیگران است که در تقابل با عاشق قرار می‌گیرند.

شب اغیار ز تو روز و چه روز روز فیض از تو شب آنگاه چه شب

شب‌های رقیبان با حضور تو تبدیل به روز می‌شود و چه روزِ درخشانی! اما روزِ من با محرومیت از فیض دیدار تو، به شبِ تاریکی بدل می‌شود.

نکته ادبی: شاعر از ایهامِ شب و روز برای برجسته‌سازی تضاد روحی خود با رقیبان بهره برده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه این چه نخلست سراپای رطب

تشبیه قد و قامت معشوق به درخت نخل و شیرینی اجزای وجودش به خرمای تازه (رطب).

تضاد (طباق) شب و روز

استفاده مکرر از تقابل شب و روز برای بیان تفاوت حالات روحی عاشق در زمان وصل و هجران.

تکرار این چه...

تکرار عبارت این چه در ابتدای مصراع‌ها که نشان‌دهنده حیرت و تحسین شاعر است.

استعاره خط

استعاره از موهای ظریف و نازکی که تازه بر چهره‌ی نوجوان می‌روید.