دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۶

فیض کاشانی
لذات نماند و المها شادی گذرد جو برق و غمها
غمناک مباش ازآن و زین خوش چون هردو رود سوی عدمها
هر حادثهٔ که برسرآید هم سوی عدم کشد قدمها
هر پسریر است عسر در پی هر عسریرا ز پی کرمها
آخر همه خواب با خیالیست الا بنوشتهٔ قلمها
کز بهر جزای زشت و نیکو ماند بصحیفها رقمها
لذات نماند و بماند از پیروی هوا ندمها
هر محنت و هر بلا که بینی کفاره شمار بر ستمها
اندوه چو ما حی گناهست خوشتر که در آن کشیم دمها
آن کن که بعاقبت بود خیر فیض است و امید بر کرمها

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره حکمت عملی و اندرزنامه قرار دارند و بر ناپایداری و گذراییِ جهانِ مادی تأکید می‌کنند. سراینده، شادی و غمِ دنیوی را به مثابه رعد و برقی گذرا می‌داند که هیچ‌کدام ماندگار نیستند و از این رو، خواننده را به نوعی بی‌اعتناییِ حکیمانه نسبت به فراز و فرودهای روزگار دعوت می‌کند.

در لایه‌های عمیق‌تر، این کلام به مسئولیت اخلاقی و اخروی انسان می‌پردازد. شاعر رنج‌ها و سختی‌های زندگی را نه بیهوده، بلکه به مثابه کفاره گناهان و محملی برای تزکیه نفس می‌بیند و با ارجاع به مفهوم «نوشتن اعمال توسط قلم تقدیر»، بر اهمیت کردارِ نیک و نتیجه‌گراییِ اخروی تأکید می‌ورزد.

معنای روان

لذات نماند و المها شادی گذرد جو برق و غمها

لذت‌ها و دردها هیچ‌کدام پایدار نیستند؛ شادی همچون برق در گذر است و غم‌ها نیز به همان سرعت محو می‌شوند.

نکته ادبی: تشبیه شادی به برق، نمادی برای سرعتِ گذرِ زمان و ناپایداریِ حالاتِ انسانی است.

غمناک مباش ازآن و زین خوش چون هردو رود سوی عدمها

نه از سختی‌های دنیا اندوهگین باش و نه به خوشی‌های آن دل ببند؛ چرا که هر دو سرانجام به دیار نیستی خواهند رفت.

نکته ادبی: واژه «عدم» در اینجا به مفهوم فناپذیریِ هستیِ مادی به کار رفته است.

هر حادثهٔ که برسرآید هم سوی عدم کشد قدمها

هر رخداد و حادثه‌ای که برای انسان پیش می‌آید، در نهایت به سوی نابودی و نیستی گام برمی‌دارد.

نکته ادبی: انسان‌انگاریِ حادثه (کشد قدم) برای تصویرسازیِ حرکتِ زمان به سوی پایان کار است.

هر پسریر است عسر در پی هر عسریرا ز پی کرمها

در پی هر آسانی، سختی نهفته است و در پی هر سختی، گشایش و کرم الهی پدیدار می‌شود.

نکته ادبی: تضاد میان «عسر» (سختی) و «کرم» (گشایش و بخشش) برای نشان دادنِ چرخه زندگی است.

آخر همه خواب با خیالیست الا بنوشتهٔ قلمها

در نهایت، تمامیِ این زندگی همچون خواب و خیالی بیش نیست، مگر آنچه توسط قلمِ تقدیر برای پاداش و جزا ثبت شده است.

نکته ادبی: تلمیح به «لوح محفوظ» و ثبت اعمال در باورهای دینی.

کز بهر جزای زشت و نیکو ماند بصحیفها رقمها

چرا که برای کیفر دادنِ کارهای زشت و پاداش دادن به کارهای نیک، نشانه‌ها و اسناد آن در صحیفه‌های اعمال باقی می‌ماند.

نکته ادبی: «صحیفه» استعاره از کتابِ ثبتِ اعمالِ انسان است.

لذات نماند و بماند از پیروی هوا ندمها

لذت‌های مادی از بین می‌روند، اما حسرت‌ها و پشیمانی‌هایی که حاصلِ پیروی از هوای نفس است، باقی می‌مانند.

نکته ادبی: «ندم» به معنای پشیمانی و حسرت، نتیجه‌ای است که برخلاف لذات، پایدار است.

هر محنت و هر بلا که بینی کفاره شمار بر ستمها

هر درد و رنجی که در زندگی مشاهده می‌کنی، آن را به حسابِ تاوان و پاک‌کننده‌ی گناهان و ستم‌های خود بگذار.

نکته ادبی: «کفاره» اصطلاحی فقهی-عرفانی برای پاک شدن از گناه به وسیله رنج است.

اندوه چو ما حی گناهست خوشتر که در آن کشیم دمها

از آنجا که اندوه، پاک‌کننده‌ی گناهان است، بهتر است که با شکیبایی آن را تحمل کنیم و نفس بکشیم.

نکته ادبی: «ماحی» به معنای پاک‌کننده و محوکننده است.

آن کن که بعاقبت بود خیر فیض است و امید بر کرمها

طوری زندگی کن که عاقبتت خیر باشد؛ چرا که امیدِ نهایی ما، همواره به فیض و بخششِ بی‌کرانِ الهی است.

نکته ادبی: تکیه بر مفهومِ رجا (امید) در پایانِ مسیرِ سلوکِ اخلاقی.

آرایه‌های ادبی

تشبیه شادی گذرد چو برق

تشبیه شادی به برق برای تأکید بر گذرا بودن آن.

تضاد لذات و المها / شادی و غم

استفاده از تقابلِ واژگان برای نشان دادنِ ناپایداری احوال متضاد.

تلمیح نوشتهٔ قلمها / صحیفه‌ها

اشاره به باورهای مذهبی درباره ثبتِ اعمال انسان توسط فرشتگان یا در لوح محفوظ.

کنایه کشیم دمها

کنایه از تحمل کردن، صبر پیشه کردن و زنده ماندن در میان سختی‌ها.