دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۳

فیض کاشانی
یارا یارا ترا چه یارا تا دل بربائی اذکیا را
این دلبری از تو نیست بالله این فتنه زدیگریست یارا
آنکسکه نگاشته است نقشت بر صفحهٔ نیکوئی نگارا
در پردهٔ حسن تست پنهان دل میبرد از بر آشکارا
از خال و خطت کتاب مسطور داده است بدست دیده مارا
تا درنگریم و باز خوانیم در روی تو سورهٔ ثنا را
هر جزو تو آیتی زقرآن هر شیوه ستایشی خدا را
هر جلوهٔ تو کند ثنائی در پرده جناب کبریا را
آئینهٔ حسن تو نماید بی صورت و بی جهت خدا را
از فیض کسی دگر برد دل تو بیخبری ز دل نگارا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه در زمره اشعار عرفانی قرار دارد که به تبیین مفهوم تجلی می‌پردازد. شاعر در این ابیات، با مخاطب قرار دادن معشوق، این نکته عمیق را گوشزد می‌کند که زیبایی‌های ظاهری و قدرت ربایش دل‌ها، نه از ذات خودِ معشوق، بلکه بازتابی از نور و فیضِ الهی است که در پسِ چهره او پنهان شده است.

در این نگاه، معشوق به مثابه آیینه و کتابی مقدس تصویر می‌شود که نشانه‌های الهی را در خود دارد. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم دینی و قرآنی، زیبایی جسمانی را به یک امر فرازمینی و روحانی پیوند می‌زند و معشوق را تنها مظهری می‌بیند که بی‌آنکه خود بداند، واسطه‌ی ظهور زیبایی مطلق و بی‌پایان خداوندی است.

معنای روان

یارا یارا ترا چه یارا تا دل بربائی اذکیا را

ای معشوق، تو را چه شده است که این‌گونه قدرت ربودن دل‌های خردمندان و اهل معرفت را یافته‌ای؟

نکته ادبی: واژه یارا در مصرع اول به معنای محبوب است و در پایان بیت به عنوان قافیه و تکرارِ ساختاری به کار رفته است.

این دلبری از تو نیست بالله این فتنه زدیگریست یارا

سوگند به خدا که این تواناییِ دلربایی و آشوب‌گری از آنِ تو نیست؛ این فتنه‌انگیزی و جذب قلوب، کارِ کس دیگری (خداوند) است.

نکته ادبی: حرف سوگند بالله برای تأکید بر ادعای شاعر و جداسازی هویت معشوق از منبع اصلی زیبایی استفاده شده است.

آنکسکه نگاشته است نقشت بر صفحهٔ نیکوئی نگارا

آن کسی که نقشِ چهره‌ات را بر صفحه زیبایی‌ها نگاشته و آراسته است، هنرمند و خالق اصلی است.

نکته ادبی: نقش به معنای صورت و نگار است و با فعل نگاشتن جناس اشتقاقی دارد که بر آفرینشِ دقیق الهی دلالت دارد.

در پردهٔ حسن تست پنهان دل میبرد از بر آشکارا

ذاتِ آن محبوبِ حقیقی در پسِ پرده زیباییِ تو پنهان است؛ اوست که دل‌ها را می‌رباید، اگرچه تو ظاهراً در دیدگان آشکاری.

نکته ادبی: پرده در عرفان به معنای حجاب و مظهری است که حقیقت را می‌پوشاند تا در عین حال آن را نشان دهد.

از خال و خطت کتاب مسطور داده است بدست دیده مارا

از خالِ چهره و خطِ بناگوشت، کتابی نوشته‌شده و خواندنی در برابر چشمان ما گشوده شده است.

نکته ادبی: خال و خط از اصطلاحات کلاسیک ادبیات غنایی برای توصیف اجزای صورت معشوق هستند که در اینجا به کتابی تشبیه شده‌اند.

تا درنگریم و باز خوانیم در روی تو سورهٔ ثنا را

تا ما به زیبایی‌های تو نگاه کنیم و در چهره‌ات، سوره ثنا و ستایشِ حضرت حق را بازخوانی کنیم.

نکته ادبی: شاعر چهره معشوق را به متن مقدس تشبیه کرده که خواندن آن، عبادت و ستایش خداست.

هر جزو تو آیتی زقرآن هر شیوه ستایشی خدا را

هر جزء از وجود تو نشانه‌ای از آیات الهی است و هر شیوه و رفتارت، ستایشی برای خدا محسوب می‌شود.

نکته ادبی: آیت به معنای نشانه است و در اینجا پیوند مستقیمی با معنای قرآنیِ آن برقرار می‌کند.

هر جلوهٔ تو کند ثنائی در پرده جناب کبریا را

هر جلوه و نمودی از تو، در واقع تسبیح و ستایشی است در پیشگاهِ آن ذاتِ کبریایی و بلندمرتبه.

نکته ادبی: جلوه اصطلاحی عرفانی است به معنای ظهور و آشکار شدنِ صفات حق در مظاهر خلقت.

آئینهٔ حسن تو نماید بی صورت و بی جهت خدا را

آیینه زیباییِ تو، ذاتِ خداوند را که بدون صورت و مکان است، به نمایش می‌گذارد.

نکته ادبی: اشاره به تنزیه خداوند که در عین بی‌صورتی، در تمام جهان جلوه‌گر است.

از فیض کسی دگر برد دل تو بیخبری ز دل نگارا

دل‌ها به خاطرِ فیض و لطفِ کسی دیگر جذبِ تو می‌شوند، و تو خود ای معشوق، از اینکه چه نیرویی در توست و چه کسی دل می‌برد، بی‌خبری.

نکته ادبی: فیض در عرفان به معنای بخششِ وجود و نور از جانب خدا به ممکنات است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و نمادپردازی آیینه، کتاب، آیات

معشوق به کتابی تشبیه شده که آیات آن (اجزای صورت) نشان از حقیقتِ غایب دارند.

تلمیح قرآن، سوره، آیات، کبریا

بهره‌گیری از واژگان و مفاهیم مذهبی برای تقدس‌بخشی به زیبایی زمینی.

تناقض‌نمایی (پارادوکس) پنهان بودن در آشکار

اشاره به اینکه معشوق در عینِ دیده‌شدن، پوشاننده‌ی حقیقتِ والاتری است که در پسِ آن حضور دارد.