تشنه طوفان

فریدون مشیری

حکایت حرمان

فریدون مشیری
من دلخوشم به سوختن و دوست داشتن با خون دل حکایت حرمان نگاشتن
عاشق نگشته ای و ندانی چه عالمی است از دست دوست، سر به بیابان گذاشتن