لحظه ها و احساس

فریدون مشیری

زبانم بسته است

فریدون مشیری
عشق تو به تار و پود جانم بسته است بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد در پیش نگاه تو زبانم بسته است