بهار را باورکن

فریدون مشیری

خاموشِ

فریدون مشیری
در ساغر ما گل شرابی نشکفت در این شب تیره ماهتابی نشکفت
گفتم به ستاره خانه صبح کجاست افسوس که بر لبش جوابی نشکفت