ابر و کوچه

فریدون مشیری

سفر

فریدون مشیری
سحر خندد به نور زرد فانوس پرستویی دهد بر جفت خود، بوس
نگاهم می دود بر سینهٔ راه تو را دیگر نخواهم دید... افسوس