شاهنامه - پادشاهی یزدگرد

فردوسی

بخش ۱۳

فردوسی
چنین دادخوانیم بر یزدگرد وگرکینه خوانیم ازین هفت گرد
اگر خود نداند همی کین و داد مرا فیلسوف ایچ پاسخ نداد
وگر گفت دینی همه بسته گفت بماند همی پاسخ اندر نهفت
گرهیچ گنجست ای نیک رای بیار ای و دل را به فردا مپای
که گیتی همی بر تو بر بگذرد زمانه دم ما همی بشمرد
در خوردنت چیره کن برنهاد اگر خود بمانی دهد آنک داد
مرا دخل و خرج ار برابر بدی زمانه مرا چون برادر بدی
تگرگ آمدی امسال برسان مرگ مرا مگر بهتر بدی از تگرگ
در هیزم و گندم و گوسفند ببست این برآورده چرخ بلند
می آور که از روزمان بس نماند چنین تا بود و برکس نماند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با لحنی اندوه‌گین و حکیمانه به ناپایداریِ روزگار و سختی‌هایِ معیشت می‌پردازد. شاعر در پیِ یافتنِ پاسخی برایِ بی‌عدالتی‌هایِ زمانه و تقدیر است و چون در میانِ مدعیانِ فلسفه و دین، پاسخی قانع‌کننده نمی‌یابد، به اندرزِ خود و دیگران روی می‌آورد تا دم را غنیمت شمارند و به جایِ حسرتِ فردا، از فرصت‌هایِ اندکِ امروز بهره گیرند.

تصویرسازی‌هایِ اثر نشان‌دهندهٔ درگیریِ ملموسِ انسان با نیازهایِ مادی (هیزم و گندم و گوسفند) و بی‌پاسخ ماندنِ پرسش‌هایِ بنیادینِ هستی‌شناسانه نزدِ مدعیانِ حکمت است؛ فضایی که در آن چرخِ گردون به جایِ برادری، تگرگِ بلا بر سرِ انسان می‌بارد و تنها راهِ تسلی، بهره‌مندی از می و دوری از خیال‌پردازی‌هایِ بی‌حاصل است.

معنای روان

چنین دادخوانیم بر یزدگرد وگرکینه خوانیم ازین هفت گرد

اگر این رویدادها را برای یزدگرد (پادشاه) عدالت بدانیم یا آن را کینه‌توزی و ستمِ چرخِ هفت‌گانه (آسمان) بخوانیم، تفاوتی در اصلِ ماجرا ایجاد نمی‌شود.

نکته ادبی: هفت‌گرد استعاره از هفت آسمان یا افلاکِ نه‌گانه است که در ادبیات کهن نمادِ سرنوشتِ مقدر و تغییراتِ زمانه هستند.

اگر خود نداند همی کین و داد مرا فیلسوف ایچ پاسخ نداد

حتی اگر فیلسوفِ زمانه هم از حقیقتِ این عدالت و ستم آگاه نباشد، به هر حال پاسخی که به من داد، گرهی از کارم نگشود.

نکته ادبی: ایچ در فارسیِ کهن به معنای هیچ است که در اینجا برای تأکید بر ناتوانیِ فیلسوف در پاسخ‌گویی به کار رفته است.

وگر گفت دینی همه بسته گفت بماند همی پاسخ اندر نهفت

و اگر هم از دین سخنی گفت، کلامش آکنده از ابهام و پیچیدگی بود و پاسخِ حقیقی همچنان در پرده‌ای از راز باقی ماند.

نکته ادبی: بسته گفتن کنایه از سخنِ مبهم و غیرِشفاف است که از حقیقتِ امر پرده برنمی‌دارد.

گرهیچ گنجست ای نیک رای بیار ای و دل را به فردا مپای

ای انسانِ خردمند و نیک‌اندیش، اگر ثروتی در دست داری، آن را خرج کن و دلت را به امیدِ فردا خوش‌خیالی مکن.

نکته ادبی: نیک‌رای به معنایِ کسی است که اندیشه‌ای درست و سنجیده دارد؛ مخاطب قرار دادنِ خود یا دیگری برایِ پرهیز از تأخیر.

که گیتی همی بر تو بر بگذرد زمانه دم ما همی بشمرد

زیرا عمرِ دنیا به‌سرعت از مقابلِ تو می‌گذرد و زمان، لحظه‌به‌لحظه عمر و نفس‌هایِ ما را می‌شمارد تا پایان یابد.

نکته ادبی: استعارهٔ شمردنِ دم نشان‌دهندهٔ گذرِ بی‌بازگشتِ عمر است که به شکلی فشرده بیان شده.

در خوردنت چیره کن برنهاد اگر خود بمانی دهد آنک داد

در خوردن و مصرفِ داشته‌هایت، بر طبع و هوایِ نفسِ خود چیره باش، اما اگر چیزی باقی ماند، آن را به کسی که بخشندهٔ اصلی است (خدا) ببخش.

نکته ادبی: برنهاد در اینجا به معنایِ سرشت، طبیعت و گرایش‌هایِ درونیِ انسان است که نیاز به مهار دارد.

مرا دخل و خرج ار برابر بدی زمانه مرا چون برادر بدی

اگر درآمد و مخارجِ من در این زندگی با هم برابر و متوازن بود، زمانه همچون برادری مهربان با من رفتار می‌کرد.

نکته ادبی: تضاد میان دخل و خرج به عنوانِ اصلی‌ترین دغدغهٔ مادیِ انسان، نمادی از تعادل در زندگی است.

تگرگ آمدی امسال برسان مرگ مرا مگر بهتر بدی از تگرگ

اگر امسال تگرگی هم آمد که مانندِ مرگ بود، برای من شاید از آن تگرگِ واقعی (که مایهٔ نابودیِ کشت‌وزار است) بهتر و قابل‌تحمل‌تر می‌بود.

نکته ادبی: تشبیه تگرگ به مرگ، اغراقی است برای نشان دادنِ شدتِ خسارت و ناامیدیِ شاعر از وضعیتِ کشاورزی و معیشت.

در هیزم و گندم و گوسفند ببست این برآورده چرخ بلند

این آسمانِ بلند، دستِ مرا در تأمینِ نیازهایِ اولیه همچون هیزم و گندم و گوسفند بسته است و در تنگنا قرار داده.

نکته ادبی: برآورده چرخ بلند استعاره از گردشِ افلاک است که مسببِ تنگیِ معیشت دانسته شده است.

می آور که از روزمان بس نماند چنین تا بود و برکس نماند

باده بیاور که از روزگارِ عمرمان چیزی باقی نمانده است؛ رسمِ دنیا همیشه همین بوده و برای هیچ‌کس پایدار نمانده است.

نکته ادبی: اشاره به غنیمت‌شمردنِ دم که از مضامینِ رایج در شعرِ خِیامی و زهدستیز است.

آرایه‌های ادبی

استعاره هفت گرد

اشاره به هفت آسمان که در ادبیاتِ کهن نمادِ سرنوشت و تقدیرِ الهی است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) زمانه دمِ ما همی بشمرد

زمان به انسانی تشبیه شده که با دقت و بی‌رحمی در حالِ شمردنِ لحظاتِ عمرِ انسان است.

کنایه بسته گفتن

کنایه از سخن گفتنِ مبهم و پیچیده که از حقیقتِ امر پرده برنمی‌دارد.

تضاد دخل و خرج

تقابل میانِ درآمد و هزینه که نمادِ تعادل یا عدمِ تعادل در زندگیِ مادی است.