شاهنامه - پادشاهی اسکندر
بخش ۳۶
فردوسیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این بخش از اثر، روایتگر مواجهه قهرمان داستان با بحرانی بزرگ و ناشناخته در سرزمینهای دوردست است. در اینجا، رهبر داستان نه تنها با نیروی نظامی، بلکه با تکیه بر خرد، دانش مهندسان و تدبیر خویش، به یاری مردم ستمدیده میشتابد تا امنیت را به آنان بازگرداند.
مضمون اصلی، تقابل میان نظمِ برآمده از خرد انسانی و آشوبِ برخاسته از نیروهای وحشی و ویرانگر است. این داستان نمادی از مسئولیتشناسی حاکم در قبال رعایا و پیوند میان علم و قدرت برای ایجاد صلحی پایدار است که تا نسلها باقی میماند.
معنای روان
سکندر چون خاور (شرق) را پشت سر گذاشت، به سمت باختر (غرب) حرکت کرد و تصمیم گرفت به سفر خود ادامه دهد.
نکته ادبی: خاور و باختر به ترتیب استعاره از مشرق و مغرب است. رای رفتن گزید به معنای انتخاب کردن تصمیمِ حرکت است.
در راه، به شهری آباد و پاکیزه رسید که چنان آرام و مستحکم بود که گویی دست روزگار و حوادث طبیعی آسیبی به آن نرسانده بود.
نکته ادبی: شارستان به معنای شهر یا قلعه است. بیت کنایه از سلامت و پاکیزگی بیش از حد شهر است.
هنگامی که صدای طبلهای جنگی از پشت سر فیلها به گوش رسید، بزرگان آن شهر به نشانه احترام و استقبال، تا دو میل (واحد مسافت) به پیشواز او آمدند.
نکته ادبی: کوس به معنای طبل بزرگ جنگی است. پذیره شدن به معنای به پیشواز رفتن است.
سکندر (جهانجوی) چون بزرگان را دید، با آنان به نیکی رفتار کرد و با عزت و احترام آنان را مورد توجه قرار داد.
نکته ادبی: بنواختن به معنای نوازش کردن و مهربانی کردن است. گردن برافراختن کنایه از ارجمند کردن و عزت دادن است.
سکندر از آنان پرسید که چه مشکل یا حادثه عجیبی در این سرزمین وجود دارد که بزرگتر و هولناکتر از آن نمیتوان یافت؟
نکته ادبی: شگفت در اینجا به معنای امر عجیب و مایه حیرت است.
بزرگان در برابر پادشاه زبان گشودند و با غم و اندوه از سختیهایی که روزگار بر آنان تحمیل کرده بود، سخن گفتند.
نکته ادبی: گردش روزگار کنایه از سختیهای گذران زندگی و سرنوشت است.
گفتند که ما در پیش روی خود مشکلی بزرگ و طاقتفرسا داریم که میخواهیم با شاهِ پیروزمند و خوشاقبال در میان بگذاریم.
نکته ادبی: پیروزبخت لقبی برای پادشاهی است که بخت با او یار است.
در این کوه که تا نزدیکی ابرها کشیده شده است، دلی پر از رنج و خونجگر داریم (به دلیل وجود یاجوج و ماجوج).
نکته ادبی: اشاره به کوهی بلند که پناهگاه یا مسیرِ ورود یاجوج و ماجوج است.
از موجوداتی که هیچ راه گریزی از دستشان نداریم و نامشان یاجوج و ماجوج است، شب و روز آسایش نداریم.
نکته ادبی: تاب داشتن به معنای توانِ ایستادگی و مقابله است.
هرگاه بخشی از آنان به سمت شهر ما میآیند، جز غم و رنج چیزی برای ما باقی نمیگذارند.
نکته ادبی: بهر در اینجا به معنای بخش و قسمت است.
چهرههایشان شبیه به هیون (شتر بزرگ) است، زبانشان تیره و چشمهایشان از خشم و خشونت پر از خون است.
نکته ادبی: هیون به معنای شتر بارکش قویهیکل است.
چهرههایی تیره و دندانهایی مانند گراز دارند که هیچکس جرئت نمیکند به آنان نزدیک شود.
نکته ادبی: فراز شدن به معنای نزدیک شدن و به سوی کسی رفتن است.
تمام بدنشان پر از مویی به رنگ نیل (آبی تیره) است و سینه و گوشهایشان به بزرگی بدن فیل است.
نکته ادبی: نیل در اینجا رنگی متمایل به سیاه یا کبود است.
هنگام خواب، یکی از گوشهایشان را بسترِ خود میکنند و با گوش دیگرشان، خود را میپوشانند.
نکته ادبی: این بیت در سنت افسانهپردازی قدما در توصیف موجودات عجیبالخلقه آمده است.
از هر مادهای از آنها هزار بچه متولد میشود و چه کسی میتواند شمار دقیق آنان را بداند؟
نکته ادبی: اشاره به کثرت و زاد و ولد سریع این موجودات.
مانند حیوانات گلهای جمع میشوند و چنان سریع میدوند که گویی گورخر هستند.
نکته ادبی: ستوران (جمع ستور) به معنای چهارپایان و گوران (جمع گور) به معنای گورخر است.
در فصل بهار که ابرها میغرند، دریای سبز نیز به خروش میآید.
نکته ادبی: اشاره به تغییرات اقلیمی در افسانههای مربوط به یاجوج و ماجوج.
وقتی تنین (اژدها یا موجود دریایی) از میان امواج بیرون میآید، هوا مانند صدای شیر به خروش میآید.
نکته ادبی: تنین موجودی افسانهای در دریاست. هژبر به معنای شیر است.
ابرها موجودات دریایی (تنین) را مانند کوهی فرو میافکنند و آنها گروه گروه به سوی ما میآیند.
نکته ادبی: اشاره به هجوم این موجودات از دریا.
خوراک آنها در تمام طول سال فقط همان موجوداتی است که بدنشان را پر میکند (آن را ذخیره میکنند).
نکته ادبی: آگنده به معنای پر شده و انباشته است.
پس از آن، هر گیاهی که بتوانند از هر سو بیاورند را میخورند.
نکته ادبی: اشاره به همهچیزخواری آنان.
در فصل سرما بسیار لاغر میشوند و صدایشان شبیه به کبوتر (نازک و ضعیف) میشود.
نکته ادبی: کفتر در اینجا به معنای کبوتر است.
در فصل بهار، مانند گرگ درنده میشوند و چنان فریادی میکشند که گویی پیلی سترگ است.
نکته ادبی: سترگ به معنای بزرگ و عظیم است.
اگر شما پادشاه بتوانید چارهای بیندیشید که دل ما را از این غم پاک کنید، ...
نکته ادبی: پرداختن در اینجا به معنای خالی کردن و دور کردنِ غم است.
آفرین و دعای خیر بسیاری از مردم دریافت خواهید کرد و نام نیک شما تا مدتها در جهان باقی خواهد ماند.
نکته ادبی: اشاره به ماندگاری نام پادشاه به واسطه کار خیر.
بزرگواری کن و رنج ما را برطرف ساز که تو نیز در نزد خداوندِ پاک، بینیاز نیستی و به یاری او نیازمندی.
نکته ادبی: تذکر اخلاقی مردم به پادشاه در مورد نیاز به لطف الهی.
سکندر از شنیدن این ماجراها بسیار حیرت کرد، غمگین شد و در اندیشهی چارهجویی فرو رفت.
نکته ادبی: شگفت ماندن کنایه از حیرت و تعجب کردن است.
سکندر پاسخ داد: ثروت و گنج از ماست و رنج و سختیِ یاری رساندن به شما نیز بر عهده ماست.
نکته ادبی: یارمندی به معنای کمک کردن است.
من با تدبیر و به کمک خداوندِ نیکیبخش، این راه (ورود آنان) را مسدود خواهم کرد.
نکته ادبی: نیکیدهش از صفات خداوند است.
مردم یکصدا گفتند: ای پادشاه، روزگارِ بد از تو دور باد.
نکته ادبی: دعای خیر مردم برای پادشاه.
ما هر چه نیاز داشته باشی، بنده تو هستیم و تا زندهایم پرستنده و خدمتگزار تو خواهیم بود.
نکته ادبی: پرستنده در متون کهن به معنای خدمتگزار است.
هر اندازه بخواهی برایت ثروت میآوریم، چرا که از این بیش کاری از دست ما برنمیآید.
نکته ادبی: اشاره به تضاد میان توانِ مالی مردم و توانِ مهندسی پادشاه.
سکندر آمد و کوه را بررسی کرد و گروهی از فیلسوفان و دانشمندان را با خود آورد.
نکته ادبی: فیلسوفان در آن دوران به معنای دانشمندان و مهندسان علوم طبیعی نیز بوده است.
دستور داد که آهنگران را بیاورند و مس و روی (فلز) و پتکهای سنگین آماده کنند.
نکته ادبی: روی (معدنی) از فلزات رایج در صنایع کهن بوده است.
سنگ و هیزم فراوان و هر آنچه برای کار نیاز بود، به مقدار بسیار زیاد فراهم کردند.
نکته ادبی: کج در اینجا احتمالاً به معنای آهک یا مادهای برای چسباندن سنگهاست.
هر چه خواست، بیحد و مرز فراهم کردند و وقتی ابزار کار کامل شد، فکرش درست از آب درآمد.
نکته ادبی: اندیشه راست شدن کنایه از موفقیتِ طرح مهندسی است.
از میان دیوارسازان و آهنگران، هر کس که در این کار استاد و ماهر بود، جمع شدند.
نکته ادبی: دیوارگر کسی است که تخصصش ساخت استحکامات است.
از سراسر جهان به سوی سکندر آمدند و در این کار مهم، یاریدهنده او شدند.
نکته ادبی: بایسته به معنای لازم و ضروری است.
از هر کشوری گروهی از دانایان آمدند و دو دیوار بزرگ از دو سوی کوه ساختند.
نکته ادبی: اشاره به معماری عظیم سد یا دیوار.
از پایین تا بالای قله، پهنای آن به اندازه صد برابرِ قدِ پادشاهان بود.
نکته ادبی: رش واحد اندازهگیری طول (معادل ذراع یا یک و نیم متر) است.
در میان آن، یک وجب یا یک واحد آهن و مقداری مسِ پراکنده به کار رفت.
نکته ادبی: توصیفِ ترکیبِ آلیاژی دیوار.
گوگرد را نیز در میان آن میریختند؛ چنین است فنون و شگردهای پادشاهان دانا.
نکته ادبی: افسون در اینجا به معنای فنونِ علمی و جادویِ مهندسی است.
هر مادهای را لایه لایه میریختند تا زمانی که دیوار از زمین تا قله کاملاً پر و مستحکم شد.
نکته ادبی: آژده به معنای پر شده و متراکم است.
نفت و روغن بسیاری با هم ترکیب کردند و بر روی مواد (گوگرد و فلزات) ریختند.
نکته ادبی: استفاده از مواد اشتعالزا برای گداختن فلزات.
بر روی آن به مقدار زیاد سوخت ریختند و دستور داد که آتش به آن بیفروزند.
نکته ادبی: خروار واحد وزنِ بسیار سنگین است.
صد هزار آهنگر به فرمان آن پادشاه پیروزمند، شروع به دمیدن در کورهها کردند.
نکته ادبی: دم آوردن کنایه از به کار انداختن کورههای آهنگری با دم است.
صدای دمیدن در کورهها از کوه بلند شد و از شدتِ حرارتِ آتش، گویی ستارهها نیز در عذاب افتادند.
نکته ادبی: ستوه شدن به معنای به تنگ آمدن و عاجز شدن است.
مدتی چنین رنجِ کورههای آتش و آهنگران بر این کار گذشت.
نکته ادبی: توصیفِ دشواریِ عملیاتِ ذوبسازی.
فلزات را درون یکدیگر ترکیب کردند و با آن آتشِ تیز و تند، آنها را ذوب کردند.
نکته ادبی: بگداختن به معنای ذوب کردن فلزات است.
جهان از شر یاجوج و ماجوج رهایی یافت و زمین دوباره به محلی امن برای زندگی و آسایش تبدیل شد.
نکته ادبی: خرام و نشست کنایه از زندگیِ آرام و بدون ترس است.
در بیت اول: ارتفاعِ این دیوار پانصد [گام یا ذراع] بود. در بیت دوم: و پهنایِ آن نیز سیصد [واحد] بود.
نکته ادبی: واژه «بَر» در اینجا استعاره از بلندی و ارتفاع است. واژگانِ «پانصد» و «سیصد» نشاندهندهیِ اغراق در ابعادِ حماسیِ بنا هستند.
به واسطهیِ آن سدِ مشهورِ اسکندری، جهانیان از چنگالِ حوادثِ تلخ و سرنوشتِ شوم نجات یافتند.
نکته ادبی: «بد داوری» کنایهای از تقدیرِ شوم، ستم و آشوبهایِ خارجی (اشاره به اقوامِ یأجوج و مأجوج) است.
در بیت اول: بزرگان نزدِ او آمدند و او را ستایش کردند. در بیت دوم: و گفتند که بدونِ وجودِ تو، دیگر زمان و زمین پایدار نماند.
نکته ادبی: «مهتران» به معنایِ بزرگان، سرداران و صاحبمنصبان است. «آفرین خواندن» در اینجا به معنایِ تحسین و دعایِ خیر است.
بسیاری از اشیاءِ ارزشمند و اموالی که در آن مکانِ خاص یافت شده بود را جمع کردند و نزدِ شاه آوردند.
نکته ادبی: «جایگاه» در اینجا به موقعیتِ جغرافیاییِ سد اشاره دارد که احتمالاً گنجینههایی در آن نهفته بوده است.
در بیت اول: او هیچکدام را نپذیرفت و خود [بهتنهایی] از آنجا عزیمت کرد. در بیت دوم: و جهانیان از این رفتارِ او در شگفتی ماندند.
نکته ادبی: «جهان» در اینجا به معنایِ مردمِ حاضر در آن زمان است (مجاز از مردم).