دیوان اشعار - قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

فرخی سیستانی

شمارهٔ ۲ - و او راست

فرخی سیستانی
همه نعیم سمر قند سر بسر دیدم نظاره کردم در ناغ و راغ و وادی و دشت
چو بود کیسه و جیب من از درم خالی دلم ز صحن امل فرش خرمی بنوشت
بسی ز اهل هنر بارها به هر شهری شنیده بودم کوثر یکی و جنت هشت
هزار جنت دیدم هزار کوثر بیش ولی چه سود که لب تشنه باز خواهم گشت
چو دیده و نعمت بیند به کف درم نبود سر بریده بود در میان زرین طشت