غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۳

بیدل دهلوی
ز زلف و روی توتا دیده ام سیاه و سفید به جای دیده پسندیده ام سیاه و سفید
ز خط و روی توکایینهٔ فریب نماست ز شام و صبح چه فهمیده ام سیاه و سفید
ازآن زمان که به سرگشتگی ست نسبت من به رنگ خامه بسی دیده ام سیاه و سفید
مژه به نرگس نیرنگ ساز او می گفت غزاله ای چو تو نشنیده ام سیاه و سفید
ز بس شرار خیال تو در نظر دارم چو داغ پنبه بود دیده ام سیاه و سفید
ز داغهای دل و اشک چشم تر بیدل گل بهار جنون چیده ام سیاه و سفید