غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۲۷

بیدل دهلوی
دل گرم من آتشخانهٔ کیست نگاه حسرتم پروانهٔ کیست
خط جام است امشب رهزن هوش خیال نرگس م ستانهٔ کیست
هزار آیینه روز خویش شب کرد صفا مهتاب فرش خانهٔ کیست
امل در مزرع ما ره ندارد فسون ریشه ، دام و دانهٔ کیست
اگر تیغت ند ارد می پرستی لب زخم خط پیمانهٔ کیست
ز چاک دل نواها می تراود که می فهمد زبان شانهٔ کیست
نیرزیدم به تعمیر خیالی غبارم یارب از ف برانهٔ کیست
رک گا نالهٔ زنجیر درد چمن جولانگه دیوانهٔ کیست
سپند آهی کشید و چشم پوشید به ا ین تکلیف خواب افسانهٔ کیست
شرارم ناز خواهد کرد خرمن برون از ریشه جستن دانهٔ کیست
به ذوق بیخودی مردیم بیدل شکست رنگ، صورت خانهٔ کیست