غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۵

بیدل دهلوی
ز باده ای ست به بزم شهود، مستی ما که کرد رفع خمار شراب هستی ما
بگو به شیخ که زکفرتا به دین فرق است ز خودپرستی تو تا به می پرستی ما
زد0بم دست به دامان عشق از همه پیش مراد ما شده حاصل ز پیش دستی ما
به راه دوست چنان مست بادهٔ شوقیم که بیخودند رفیقان ما ز مستی ما
به پیش سرو قدی خاک راه شد بیدل بلند همتی ماببین وپستی ما