دیوان اشعار - رباعیات

اوحدی مراغه‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۲۸

اوحدی مراغه‌ای
روزی شکن از زلف چو دالت ببرم جانی بکنم، ز دل ملامت ببرم
گر بر رخ من نهی به بازی رخ خویش از بوسه به یک پیاده خالت ببرم