دیوان اشعار - مقطعات
شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گوید
انوری
ندارد مجلس ما بی تو نوری
اگرچه نیست مجلس درخور تو
چه فرمایی چه گویی مصلحت چیست
تو آیی نزد ما یا ما بر تو