دیوان اشعار - مقطعات

انوری

شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم

انوری
ای ز دست تجاسر خادم شربهای ملال نوشیده
اختلالی که من دارد نیست بر خاطر تو پوشیده
بدو ایام بیض و من صایم وز خطا در صواب کوشیده
نیم جوشیده دیگکی دارم قلقلش گوش نانیوشیده
از طریق کرم توانی کرد بدو چوبش تمام جوشیده