دیوان اشعار - مقطعات

انوری

شمارهٔ ۳۵۲ - در شکایت

انوری
بزرگوارا دانی کز آفت نقرس ز هرچه ترشی من بنده می بپرهیزم
شراب خواستم و سرکه ای کهن دادی که گر خورم به قیامت مصوص برخیزم
شراب دار ندانم کجاست تا قدحی به گوش و بینی آن قلتبان فروریزم