دیوان اشعار - مقطعات

انوری

شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو

انوری
ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم که در دعا همه آن خواهم از خداوندم
شنیده ام که به خرسند کم گراید غم غمم چراست که از تو به نامه خرسندم
ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود چرا که بی تو همی عمر و عیش نپسندم
مرا و حال مرا بی جمال طلعت تو صفت ندیدم از این به چو دل برافکندم
چنان که تشنه به آب حیات و مرده به جان به جان تو که به دیدارت آرزومندم