دیوان اشعار - مقطعات

انوری

شمارهٔ ۱۷۱

انوری
مرکب من که دادهٔ شه بود جان فدای مراکب شه کرد
بنده را با پیادگان سپاه درچنین جایگاه همره کرد
اندر آمد ز بی جوی از پای رویم از غم به گونهٔ که کرد
سالها گفت باز نتوانم آنچه با من فلک درین مه کرد