دیوان اشعار - غزلیات

انوری

غزل شمارهٔ ۱۸۸

انوری
دل از خوبان دیگر برگرفتم دل از خوبان دیگر برگرفتم
ز دل نو باز عشقی درگرفتم
ز دل نو باز عشقی درگرفتم
ندانستم که اصل عاشقی چیست ندانستم که اصل عاشقی چیست
چو دانستم رهی دیگر گرفتم
چو دانستم رهی دیگر گرفتم
فکندم دفتر و جستم ز طامات فکندم دفتر و جستم ز طامات
خراباتی شدم ساغر گرفتم
خراباتی شدم ساغر گرفتم
عتاب دوستان یکسو گرفتم عتاب دوستان یکسو گرفتم
کتاب عاشقی را برگرفتم
کتاب عاشقی را برگرفتم
ز بهر عشق تو در بت پرستی ز بهر عشق تو در بت پرستی
طریق مانی و آزر گرفتم
طریق مانی و آزر گرفتم