دیوان اشعار - غزلیات

انوری

غزل شمارهٔ ۲۱

انوری
پایم از عشق تو در سنگ آمدست پایم از عشق تو در سنگ آمدست
پایم از عشق تو در سنگ آمدست عقل را با تو قبا تنگ آمدست
عقل را با تو قبا تنگ آمدست
عقل را با تو قبا تنگ آمدست
نام من هرگز نیاری بر زبان نام من هرگز نیاری بر زبان
نام من هرگز نیاری بر زبان آری از نامم ترا ننگ آمدست
آری از نامم ترا ننگ آمدست
آری از نامم ترا ننگ آمدست
هرچه دانی از جفا با من بکن هرچه دانی از جفا با من بکن
هرچه دانی از جفا با من بکن کت زبونی نیک در چنگ آمدست
کت زبونی نیک در چنگ آمدست
کت زبونی نیک در چنگ آمدست
هرکسی آمد به استقبال من هرکسی آمد به استقبال من
هرکسی آمد به استقبال من اندهانت چند فرسنگ آمدست
اندهانت چند فرسنگ آمدست
اندهانت چند فرسنگ آمدست
انوری پایت ز راهی بازکش انوری پایت ز راهی بازکش
انوری پایت ز راهی بازکش کاندران هر مرکبی لنگ آمدست
کاندران هر مرکبی لنگ آمدست
کاندران هر مرکبی لنگ آمدست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه با زبانی صمیمانه و در عین حال حسرت‌بار، توصیفگرِ حال و هوای عاشقی است که در راه عشق به بن‌بست رسیده است. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیمِ عقل و رنج، تضاد میان شوریدگیِ عاشق و بی‌توجهیِ معشوق را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه عشق، عقل و منطقِ انسان را در هم می‌شکند و او را به ورطه‌ی حقارت می‌کشاند.

در نهایت، این اثر روایتی است از ناامیدیِ حاصل از پیمودنِ راهی که پایانش جز ناتوانی و شکست نیست. شاعر با لحنی آمرانه و در عین حال مأیوس، به خود نهیب می‌زند که این مسیر، راهی نیست که بتوان به سلامت از آن گذشت و بهتر است پیش از آنکه بیش از این در دام رنج گرفتار شود، از آن دوری گزیند.

معنای روان

پایم از عشق تو در سنگ آمدست پایم از عشق تو در سنگ آمدست

به سبب عشقی که به تو دارم، در مسیرِ زندگی دچار مانع، سختی و شکست شده‌ام.

نکته ادبی: پای در سنگ آمدن کنایه از در تنگنا و بلا افتادن است.

پایم از عشق تو در سنگ آمدست عقل را با تو قبا تنگ آمدست

به سبب عشقی که به تو دارم در سختی افتاده‌ام و عقل و خردِ من در برابر تو، ناتوان و کوچک شده است.

نکته ادبی: قبا تنگ آمدن استعاره از ناتوانیِ عقل در درک یا مواجهه با قدرت عشق است.

عقل را با تو قبا تنگ آمدست

عقل و تدبیر من در مواجهه با رفتار تو، ناتوان و بی‌فایده شده است.

نکته ادبی: تداومِ استعاره‌ی قبلی که نشان‌دهنده‌ی تسلیمِ خرد در برابر قدرت عشق است.

عقل را با تو قبا تنگ آمدست

عقل و تدبیر من در مواجهه با رفتار تو، ناتوان و بی‌فایده شده است.

نکته ادبی: تأکید مجدد بر عجزِ عقل در وادیِ عشق.

نام من هرگز نیاری بر زبان نام من هرگز نیاری بر زبان

تو هرگز حاضر نیستی نام مرا بر زبان بیاوری و از من یاد کنی.

نکته ادبی: اشاره به بی‌اعتنایی و بی‌مهریِ شدیدِ معشوق.

نام من هرگز نیاری بر زبان آری از نامم ترا ننگ آمدست

تو هرگز حاضر نیستی نام مرا بر زبان بیاوری، چرا که گویی از نامِ من احساس شرمساری و ننگ می‌کنی.

نکته ادبی: تضاد میان عاشقیِ راوی و سرافکندگیِ معشوق از انتساب به او.

آری از نامم ترا ننگ آمدست

تو از اینکه نام من با نام تو همراه شود، احساس شرمساری و ننگ می‌کنی.

نکته ادبی: تأکید بر جایگاهِ پایینِ عاشق نزدِ معشوق.

آری از نامم ترا ننگ آمدست

تو از اینکه نام من با نام تو همراه شود، احساس شرمساری و ننگ می‌کنی.

نکته ادبی: تأکید بر طرد شدنِ عاشق توسط معشوق.

هرچه دانی از جفا با من بکن هرچه دانی از جفا با من بکن

هرگونه ستم و بی‌مهری که می‌دانی و می‌توانی، در حق من روا دار و دریغ نکن.

نکته ادبی: تسلیمِ محضِ عاشق در برابر اراده‌ی معشوق که نشانه‌ی اوجِ زبونی و عشق است.

هرچه دانی از جفا با من بکن کت زبونی نیک در چنگ آمدست

هرگونه ستمی می‌خواهی بر من روا دار، چرا که اکنون خود را به طور کامل در چنگالِ تو اسیر و خوار می‌بینم.

نکته ادبی: استعاره‌ی چنگ برای نشان دادنِ اسارت و بی‌اختیاریِ عاشق.

کت زبونی نیک در چنگ آمدست

اکنون خود را به طور کامل در چنگالِ قدرت و بی‌مهریِ تو اسیر و خوار می‌بینم.

نکته ادبی: توصیفِ وضعیتِ انقیادِ عاشق.

کت زبونی نیک در چنگ آمدست

اکنون خود را به طور کامل در چنگالِ قدرت و بی‌مهریِ تو اسیر و خوار می‌بینم.

نکته ادبی: تأکید بر شکستِ عاشق.

هرکسی آمد به استقبال من هرکسی آمد به استقبال من

هر کسی که با روی گشاده به استقبال من آمد و به من پیوست، رنجِ تو را به همراه داشت.

نکته ادبی: تلمیح به این معنا که همراهی و نزدیکی به معشوق، جز رنج چیزی به ارمغان نمی‌آورد.

هرکسی آمد به استقبال من اندهانت چند فرسنگ آمدست

هر کسی که به دیدار و استقبال من آمد، اندوهی به اندازه‌ی فرسنگ‌ها با خود داشت؛ گویی رنجِ تو همراهِ همه است.

نکته ادبی: فرسنگ واحد مسافت است و در اینجا برای مبالغه در عمقِ اندوه به کار رفته است.

اندهانت چند فرسنگ آمدست

غم و اندوهِ ناشی از تو، فاصله‌ای بسیار طولانی و طاقت‌فرسا یافته است.

نکته ادبی: استفاده از عنصر مکان برای نشان دادنِ بزرگیِ اندوه.

اندهانت چند فرسنگ آمدست

غم و اندوهِ ناشی از تو، فاصله‌ای بسیار طولانی و طاقت‌فرسا یافته است.

نکته ادبی: تأکید بر شدتِ رنج.

انوری پایت ز راهی بازکش انوری پایت ز راهی بازکش

ای انوری، گام خود را از این راهی که در پیش گرفته‌ای عقب بکش و از این مسیر بازگرد.

نکته ادبی: انوری تخلص شاعر است که در اینجا به خود نهیب می‌زند.

انوری پایت ز راهی بازکش کاندران هر مرکبی لنگ آمدست

ای انوری، از این راه بازگرد، چرا که این مسیر چنان پرخطر و دشوار است که هر مرکبی در آن لنگ می‌ماند.

نکته ادبی: مرکب استعاره از وجود و جانِ عاشق است که در این راه فرسوده می‌شود.

کاندران هر مرکبی لنگ آمدست

این مسیرِ عشق، به قدری ناهموار است که هر رهرویی در آن از پا در می‌آید و درمانده می‌شود.

نکته ادبی: توصیفِ سختیِ لاینحلِ راهِ عشق.

کاندران هر مرکبی لنگ آمدست

این مسیرِ عشق، به قدری ناهموار است که هر رهرویی در آن از پا در می‌آید و درمانده می‌شود.

نکته ادبی: تأکید بر عاقبتِ نافرجامِ این راه.

آرایه‌های ادبی

کنایه پای در سنگ آمدن

کنایه از دچار شدن به سختی، بلا و بن‌بست در کار.

استعاره قبا تنگ آمدن عقل

نشان‌دهنده‌ی ناتوانی و عجز عقل و منطق در برابر عظمت و دشواری عشق.

مبالغه اندهانت چند فرسنگ

استفاده از واحد مسافت برای نشان دادنِ وسعت و عمقِ بسیارِ اندوه.

استعاره مرکب لنگ

مرکب استعاره از جان و وجودِ عاشق و لنگ شدن به معنای از پا درآمدن و ناتوانی در طی طریق است.