دیوان اشعار - غزلیات

انوری

غزل شمارهٔ ۲۰

انوری
گلبن عشق تو بی خار آمدست گلبن عشق تو بی خار آمدست
گلبن عشق تو بی خار آمدست هر گلی را صد خریدار آمدست
هر گلی را صد خریدار آمدست
هر گلی را صد خریدار آمدست
عالمی را از جفای عشق تو عالمی را از جفای عشق تو
عالمی را از جفای عشق تو پای و پیشانی به دیوار آمدست
پای و پیشانی به دیوار آمدست
پای و پیشانی به دیوار آمدست
حسن را تا کرده ای بازار تیز حسن را تا کرده ای بازار تیز
حسن را تا کرده ای بازار تیز فتنه از خانه به بازار آمدست
فتنه از خانه به بازار آمدست
فتنه از خانه به بازار آمدست
باز کاری درگرفتستی مگر باز کاری درگرفتستی مگر
باز کاری درگرفتستی مگر نو گرفتی تازه در کار آمدست
نو گرفتی تازه در کار آمدست
نو گرفتی تازه در کار آمدست
تا ترا جان جهان خواند انوری تا ترا جان جهان خواند انوری
تا ترا جان جهان خواند انوری در جهان شوری پدیدار آمدست
در جهان شوری پدیدار آمدست
در جهان شوری پدیدار آمدست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری در سبک غزل، به ستایش زیبایی مسحورکننده معشوق و تأثیرات شگرف و پرآشوب آن بر جهان و عاشقان می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های زنده، معشوق را کانون تحولات جهانی معرفی می‌کند که ظهورش، نظمِ معمول را برهم زده و شور و شیدایی را در جان جهانیان افکنده است.

درونمایه اصلی این ابیات، تضاد میان لطف و زیبایی معشوق و رنجی است که عاشقان از جفای او می‌برند. شاعر با لحنی ستایش‌آمیز و در عین حال شاکی، بیان می‌کند که زیبایی معشوق به‌قدری پرمخاطب و اثرگذار است که حتی ناآرامی‌ها و فتنه‌ها را نیز از خفا به میانِ کوی و برزن کشانده است و انوری (شاعر) نیز از این دگرگونی به عنوان جانِ جهان یاد می‌کند.

معنای روان

گلبن عشق تو بی خار آمدست گلبن عشق تو بی خار آمدست

عشق تو همچون بوته گلی است که هیچ خاری ندارد و سراسر لطافت و زیبایی است.

نکته ادبی: گلبن در اینجا به معنای بوته گل یا ریشه گل است و کنایه از اصل و نهاد عشق است.

گلبن عشق تو بی خار آمدست هر گلی را صد خریدار آمدست

عشق تو همچون بوته گلی بی‌خار است و هر گل زیبایی در این جهان، خریداران و عاشقان فراوانی دارد.

نکته ادبی: ترکیب 'صد خریدار' در اینجا کنایه از کثرت طالبان و عاشقان است.

هر گلی را صد خریدار آمدست

هر گل زیبایی، خواهان و خریداران بسیاری پیدا کرده است.

نکته ادبی: استفاده از 'آمدست' به جای 'آمده است' از ویژگی‌های زبانی متون کهن برای حفظ وزن شعر است.

هر گلی را صد خریدار آمدست

برای هر چهره‌ی دلربا، صدها نفر به دنبال رسیدن به او هستند.

نکته ادبی: تکرار ابیات در متن اصلی، بر تأکیدِ شاعر بر فراوانیِ عاشقان صحه می‌گذارد.

عالمی را از جفای عشق تو عالمی را از جفای عشق تو

به خاطر جفا و بی‌وفایی‌های عشق تو، جهانیان به درد و رنج افتاده‌اند.

نکته ادبی: جفا در ادبیات کهن به معنای ستم و بی‌مهری است.

عالمی را از جفای عشق تو پای و پیشانی به دیوار آمدست

به خاطر بی‌وفایی‌های عشق تو، جهانیان از شدت درد و غم، سر و پیشانی خود را به دیوار می‌کوبند.

نکته ادبی: کنایه 'پای و پیشانی به دیوار آمدن' نماد نهایت استیصال، حیرت و درماندگی عاشق است.

پای و پیشانی به دیوار آمدست

عاشقان از شدت رنج عشق تو، سر به دیوار کوبیده‌اند.

نکته ادبی: این تعبیر نمادینِ استیصال در بسیاری از اشعار کهن به کار رفته است.

پای و پیشانی به دیوار آمدست

همه عاشقانِ تو در این راه به درماندگی و درد رسیده‌اند.

نکته ادبی: اشاره به وضعیتِ دردمندانه سوژه‌هایی که گرفتار عشق شده‌اند.

حسن را تا کرده ای بازار تیز حسن را تا کرده ای بازار تیز

از وقتی تو بازار زیبایی و دلربایی را گرم و پررونق کردی.

نکته ادبی: بازار تیز کردن استعاره از رونق بخشیدن و به اوج رساندن چیزی است.

حسن را تا کرده ای بازار تیز فتنه از خانه به بازار آمدست

از وقتی تو بازار زیبایی را گرم کردی، فتنه و آشوب از خانه‌ها به دلِ شهر و بازار کشیده شده است.

نکته ادبی: فتنه در اینجا هم به معنای آشوب است و هم به معنای زیباییِ فتنه‌انگیزِ معشوق.

فتنه از خانه به بازار آمدست

آشوب و فتنه از نهان به عیان آمده و در سطح جامعه گسترده شده است.

نکته ادبی: اشاره به تأثیرِ همگانی و بیرونیِ زیباییِ معشوق.

فتنه از خانه به بازار آمدست

فتنه و آشوب، که گویی در خانه‌ها پنهان بود، اکنون به فضای عمومی و بازار آمده است.

نکته ادبی: تصویرسازیِ خروجِ آشوب از خفا به آشکارا.

باز کاری درگرفتستی مگر باز کاری درگرفتستی مگر

مگر دوباره ماجرای تازه‌ای در گرفته است؟

نکته ادبی: استفاده از 'باز' برای پرسش از تکرارِ یک حادثه یا وضعیت.

باز کاری درگرفتستی مگر نو گرفتی تازه در کار آمدست

مگر ماجرای تازه‌ای در گرفته است که گویی نو عروسی تازه در کار آمده است؟

نکته ادبی: اشاره به آغاز دورانی جدید در روابط عاشقانه یا حادثه‌ای تازه.

نو گرفتی تازه در کار آمدست

انگار ماجرای تازه‌ای آغاز شده است.

نکته ادبی: اشاره به تجدید عهد یا ظهورِ محبوبی جدید.

نو گرفتی تازه در کار آمدست

اتفاقی نو و تازه در جریان است.

نکته ادبی: تأکید بر تازگی و نو بودنِ شرایطِ حاکم.

تا ترا جان جهان خواند انوری تا ترا جان جهان خواند انوری

از آن لحظه که انوری (شاعر) تو را جانِ جانان و جانِ جهان خواند.

نکته ادبی: تخلص شاعر (انوری) در شعر ذکر شده است که نشان‌دهنده هویتِ گوینده است.

تا ترا جان جهان خواند انوری در جهان شوری پدیدار آمدست

از زمانی که انوری تو را جان جهان نامید، غوغا و شور و هیجان در جهان پدیدار شد.

نکته ادبی: شوری در اینجا به معنای غوغا، همهمه و هیجانِ عاشقانه است.

در جهان شوری پدیدار آمدست

پس از توصیف تو توسط شاعر، جهان دچار شور و غوغا شده است.

نکته ادبی: تأثیرِ کلامِ شاعر بر فضای جهان.

در جهان شوری پدیدار آمدست

اکنون در همه جهان، شور و شیدایی نمایان شده است.

نکته ادبی: پایان‌بندیِ توصیفِ وضعیتِ جهان تحتِ تأثیرِ محبوب.

آرایه‌های ادبی

استعاره گلبن عشق

عشق به درخت گلی تشبیه شده که بی‌خار است؛ نشان‌دهنده لطافت و زیبایی عشق است.

کنایه پای و پیشانی به دیوار آمدست

کنایه از شدتِ درد، درماندگی و حیرت که عاشق به خاطر بی‌مهری معشوق دچار آن می‌شود.

تشبیه و استعاره بازار تیز کردن

رونق بخشیدن به زیبایی؛ بازار نمادِ جامعه‌ای است که زیبایی معشوق در آن عرضه شده و خریداران (عاشقان) را به دنبال خود کشانده است.

تناقض و تشخیص فتنه از خانه به بازار آمدست

دادن ویژگی جاندار به فتنه و بیرون آوردن آن از خفا به آشکارا، برای نشان دادن عمقِ تأثیر زیبایی معشوق بر جامعه.