دیوان اشعار - غزلیات

انوری

غزل شمارهٔ ۱۶

انوری
جرم رهی دوستی روی تست جرم رهی دوستی روی تست
جرم رهی دوستی روی تست آفت سودای دلش موی تست
آفت سودای دلش موی تست
آفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزد دل نفس از عشق تو تنها نزد
دل نفس از عشق تو تنها نزد در همه دلها هوس روی تست
در همه دلها هوس روی تست
در همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که او ناوک غمزه مزن او را که او
ناوک غمزه مزن او را که او کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست
کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست
کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگ هست بسی یوسف یعقوب رنگ
هست بسی یوسف یعقوب رنگ پیرهنی را که درو بوی تست
پیرهنی را که درو بوی تست
پیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مران از در خود عاشق خود را مران
از در خود عاشق خود را مران رحم کن انگار سگ کوی تست
رحم کن انگار سگ کوی تست
رحم کن انگار سگ کوی تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتاب‌دهنده عجز و اشتیاقِ عاشق نسبت به معشوقی است که زیبایی‌اش تمام هستیِ عاشق را تسخیر کرده است. شاعر در این قطعات، بندگی و فنایِ خویش را در برابر جلوه‌هایِ جمالِ یار به تصویر می‌کشد و با زبانی پُرشور و پراحساس، اقرار می‌کند که تمامِ هستی و هوسِ دلش، در گروِ دیدار و مهرِ معشوق است.

درونمایه اصلیِ اشعار، تسلیمِ محض در برابرِ جفایِ یار و تمنایِ نگاهی از جانبِ اوست. شاعر با بهره‌گیری از نمادهایِ کهنِ ادبی، پیوندِ عمیقِ میانِ زیباییِ معشوق و آشفتگیِ دلِ عاشق را ترسیم کرده و معشوق را سرمنشأِ تمامیِ خیر و شرِ زندگیِ خود می‌داند؛ عشقی که در آن، حتی رنج و جفا نیز شیرین و خواستنی جلوه می‌کند.

معنای روان

جرم رهی دوستی روی تست جرم رهی دوستی روی تست

تنها گناهِ منِ بنده، عشق ورزیدن به چهره‌ زیبایِ توست.

نکته ادبی: رهی در اینجا به معنای بنده، چاکر و به صورت نمادین، خودِ شاعر است.

جرم رهی دوستی روی تست آفت سودای دلش موی تست

گناهِ منِ بنده تنها دوست داشتنِ چهره توست و دلیلِ پریشانی و آشفتگیِ دل من، فکرِ موهایِ توست.

نکته ادبی: سودا در اینجا به معنای عشق تند و شوریدگی است که در قدیم با مالیخولیا و اختلالاتِ فکری مرتبط بود.

آفت سودای دلش موی تست

آشفتگی و دردسرِ دل من، در بند بودن به یادِ موهایِ توست.

نکته ادبی: آفت در اینجا به معنای عاملِ ویرانی و آسیب به آرامشِ روح است.

آفت سودای دلش موی تست

آشفتگی و دردسرِ دل من، در بند بودن به یادِ موهایِ توست.

نکته ادبی: موی یار استعاره از پیچ و خم‌هایِ عشق و تارهایِ گرفتارکننده‌ دل است.

دل نفس از عشق تو تنها نزد دل نفس از عشق تو تنها نزد

قلبِ من بدونِ عشقِ تو حتی یک دم هم نفس نکشید.

نکته ادبی: نفس زدن کنایه از حیات و زنده بودن است؛ بدون عشق تو برای دلم زندگی ممکن نیست.

دل نفس از عشق تو تنها نزد در همه دلها هوس روی تست

دلِ من بدونِ عشقِ تو زنده نیست و در واقع، هوسِ دیدارِ رویِ تو در دلِ تمامِ جهانیان ریشه دارد.

نکته ادبی: روی در اینجا به معنای چهره و صورتِ زیباست که کانونِ توجهِ همگان است.

در همه دلها هوس روی تست

میل و اشتیاقِ تمامِ دل‌ها، به سویِ تماشایِ چهره‌ توست.

نکته ادبی: هوس در اینجا به معنایِ آرزو و میلِ شدید و قلبی است.

در همه دلها هوس روی تست

میل و اشتیاقِ تمامِ دل‌ها، به سویِ تماشایِ چهره‌ توست.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر همگانی بودنِ عشقِ معشوق است.

ناوک غمزه مزن او را که او ناوک غمزه مزن او را که او

تیرِ نگاهِ مکارانه و عشوه خود را به سمتِ او رها نکن.

نکته ادبی: ناوک به معنای تیرِ کوچک و غمزه به معنای اشاره‌هایِ چشم و ابروست.

ناوک غمزه مزن او را که او کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست

تیرِ نگاهِ خود را به سمتِ او رها نکن، زیرا او هم‌اکنون در بندِ اخلاق و رفتارِ تو کشته و از پا درآمده است.

نکته ادبی: خوی در اینجا به معنای منش، رفتار و عادت‌هایِ معشوق است که عاشق را مجذوب کرده است.

کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست

او هم‌اکنون به خاطرِ شیفتگی به رفتارِ تو، از پا درآمده و نابود شده است.

نکته ادبی: غم‌زده در اینجا به معنایِ مبتلا به عشق و دردمند است.

کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست

او هم‌اکنون به خاطرِ شیفتگی به رفتارِ تو، از پا درآمده و نابود شده است.

نکته ادبی: کشته در اینجا کنایه از مغلوب شدن و فنا شدنِ عاشق در برابر معشوق است.

هست بسی یوسف یعقوب رنگ هست بسی یوسف یعقوب رنگ

بسیاری از زیبارویانِ یوسف‌گونه در جهان وجود دارند.

نکته ادبی: یوسف یعقوب‌رنگ تلمیحی است به داستانِ حضرت یوسف که نمادِ زیباییِ مطلق است.

هست بسی یوسف یعقوب رنگ پیرهنی را که درو بوی تست

بسیاری از زیبارویانِ یوسف‌گونه وجود دارند، اما در واقع آنان فقط پیرهنی هستند که بویِ تو را در خود دارند.

نکته ادبی: تلمیح به داستانِ یوسف و پیراهنِ او که بویِ یوسف را به یعقوب رساند.

پیرهنی را که درو بوی تست

تمامِ این زیبارویان فقط مانندِ پیرهنی هستند که نشانه‌ای از بویِ خوشِ تو در آن‌هاست.

نکته ادبی: بوی در اینجا کنایه از حقیقت و روحِ معشوق است.

پیرهنی را که درو بوی تست

تمامِ این زیبارویان فقط مانندِ پیرهنی هستند که نشانه‌ای از بویِ خوشِ تو در آن‌هاست.

نکته ادبی: تأکید بر اینکه زیباییِ دیگران عاریتی و برخاسته از جلوه‌ معشوق است.

از در خود عاشق خود را مران از در خود عاشق خود را مران

عاشقِ خودت را از درگاهت دور مکن.

نکته ادبی: از در راندن کنایه از طرد کردن و بی‌توجهی است.

از در خود عاشق خود را مران رحم کن انگار سگ کوی تست

عاشقِ خود را از درگاهت دور مکن، به او رحم کن و او را مانندِ سگی در کویِ خود بدان.

نکته ادبی: سگ کوی کنایه از وفاداریِ مطلق و فروتنیِ عاشق است که با وجودِ ذلت، در کویِ یار می‌ماند.

رحم کن انگار سگ کوی تست

به او رحم کن، او همچون سگِ وفادارِ کویِ توست.

نکته ادبی: اشاره به جایگاهِ پایین اما وفادارانه عاشق در نظرِ معشوق.

رحم کن انگار سگ کوی تست

به او رحم کن، او همچون سگِ وفادارِ کویِ توست.

نکته ادبی: تکرارِ بیت برای تأکید بر عجز و تمنایِ عاشق.

آرایه‌های ادبی

تلمیح یوسف یعقوب رنگ

اشاره به داستان حضرت یوسف و پیراهن او که بویِ وی را به پدر می‌رساند؛ کنایه از زیبایی و رایحه‌ معشوق.

استعاره ناوک غمزه

تیر دانستنِ نگاهِ معشوق که به قلبِ عاشق اصابت می‌کند و او را از پای در می‌آورد.

کنایه سگ کوی

نمادِ عاشقِ فروتن و وفاداری که علی‌رغم بی‌اعتناییِ یار، از درگاهِ او جدا نمی‌شود.

اغراق دل نفس از عشق تو تنها نزد

بزرگ‌نماییِ وابستگیِ حیاتِ عاشق به عشقِ معشوق برای نشان دادنِ شدتِ دلبستگی.