دیوان اشعار - غزلیات

انوری

غزل شمارهٔ ۱۳

انوری
در همه عالم وفاداری کجاست در همه عالم وفاداری کجاست
در همه عالم وفاداری کجاست غم به خروارست غمخواری کجاست
غم به خروارست غمخواری کجاست
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان که گنجد در ضمیر درد دل چندان که گنجد در ضمیر
درد دل چندان که گنجد در ضمیر حاصلست از عشق دلداری کجاست
حاصلست از عشق دلداری کجاست
حاصلست از عشق دلداری کجاست
گر به گیتی نیست دلداری مرا گر به گیتی نیست دلداری مرا
گر به گیتی نیست دلداری مرا ممکن است از بخت دل باری کجاست
ممکن است از بخت دل باری کجاست
ممکن است از بخت دل باری کجاست
اندرین ایام در باغ وفا اندرین ایام در باغ وفا
اندرین ایام در باغ وفا گر نمی روید گلی خاری کجاست
گر نمی روید گلی خاری کجاست
گر نمی روید گلی خاری کجاست
جان فدای یار کردن هست سهل جان فدای یار کردن هست سهل
جان فدای یار کردن هست سهل کاشکی یار بسی یاری کجاست
کاشکی یار بسی یاری کجاست
کاشکی یار بسی یاری کجاست
در جهان عاشقی بینم همی در جهان عاشقی بینم همی
در جهان عاشقی بینم همی یک جهان بی کار با کاری کجاست
یک جهان بی کار با کاری کجاست
یک جهان بی کار با کاری کجاست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتابی از دردهای عمیق انسانی و حسرت شاعر برای یافتن همدلی راستین در روزگار بی‌مهری است. در این اشعار، فضای یاس و تنهایی بر جان کلام سایه افکنده و شاعر در جستجوی گمشده‌ای است که در دنیای مادی، نشانی از او باقی نمانده است.

مضمون اصلی، سوگ‌نامه‌ای برای وفاداری و عشق واقعی است. شاعر با زبانی پرسشگر و مشحون از اندوه، از نبود یاری که غم‌خوار دردمندان باشد شکایت دارد و سرگشتگی خود را در جهانی که تنها نامی از عشق در آن باقی مانده، به تصویر می‌کشد.

معنای روان

در همه عالم وفاداری کجاست در همه عالم وفاداری کجاست

در سراسر دنیا، وفاداری نایاب شده است. غم و اندوه به اندازه‌ای بسیار (به مقدار خروار) انباشته گشته، اما کسی که غم‌خوار و هم‌درد باشد، یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: استفهام انکاری برای تاکید بر نایابی وفاداری و غم‌خواری.

در همه عالم وفاداری کجاست در همه عالم وفاداری کجاست

در سرتاسر این جهان هستی، اثری از وفاداری و صداقت یافت نمی‌شود؛ وفاداری کجاست؟

نکته ادبی: پرسش انکاری برای تأکید بر فقدان وفاداری.

در همه عالم وفاداری کجاست غم به خروارست غمخواری کجاست

اندوه و رنج به قدری زیاد است که گویی به خروار انباشته شده، اما کسی که غمخوار و هم‌درد باشد، یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: خروار واحدی برای وزن‌های سنگین در قدیم که برای اغراق در کثرت غم به کار رفته است.

غم به خروارست غمخواری کجاست

غم‌ها به اندازه‌ای فراوانند که به شمار نمی‌آیند، اما کسی که دلسوز باشد وجود ندارد.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر تنهایی شاعر.

غم به خروارست غمخواری کجاست

انبوهی از غم وجود دارد، ولی دریغ از یک هم‌درد که تسلای خاطر باشد.

نکته ادبی: جمله پرسشی عاطفی.

درد دل چندان که گنجد در ضمیر درد دل چندان که گنجد در ضمیر

دردهای دلم به قدری عمیق و زیاد است که در اعماق ذهن و جانم جای گرفته و انباشته شده است.

نکته ادبی: ضمیر به معنای باطن و درون انسان است.

درد دل چندان که گنجد در ضمیر حاصلست از عشق دلداری کجاست

از این همه عشق و دلدادگی، چه حاصلی به دست آمده است؟ آن معشوقی که باید دلداری دهد، کجاست؟

نکته ادبی: دلداری در اینجا به معنی کسی است که دل به او داده‌ایم یا کسی که دلداری می‌دهد؛ ایهام زیبایی دارد.

حاصلست از عشق دلداری کجاست

اگر نتیجه عشق، تنها درد است، پس آن محبوب و معشوقی که باید مرهم دل باشد کجاست؟

نکته ادبی: اشاره به بی‌پاسخ ماندن طلب عشق.

حاصلست از عشق دلداری کجاست

حاصلِ این همه عشق، هیچ است؛ زیرا دلداری که در کنارم باشد، دیده نمی‌شود.

نکته ادبی: تکرار پرسش برای افزایش بار عاطفی کلام.

گر به گیتی نیست دلداری مرا گر به گیتی نیست دلداری مرا

اگر در این دنیا و گیتی، هیچ معشوق و یاوری ندارم.

نکته ادبی: گیتی به معنای جهان و روزگار است.

گر به گیتی نیست دلداری مرا ممکن است از بخت دل باری کجاست

شاید از سوی بخت و اقبال، گشایشی در کار باشد که به من یاری رساند؛ اما کو آن یاری؟

نکته ادبی: دل باری در اینجا می‌تواند به معنی غم و اندوهِ دل یا ارتباط قلبی باشد.

ممکن است از بخت دل باری کجاست

تنها امیدم این است که سرنوشت برایم دلداری بیاورد، اما فعلاً که نشانه‌ای نیست.

نکته ادبی: اشاره به امید واهی به بخت و سرنوشت.

ممکن است از بخت دل باری کجاست

آیا از بخت من چیزی عاید می‌شود یا همچنان در حسرت خواهم ماند؟

نکته ادبی: ابهام در معنای بخت و سرنوشت.

اندرین ایام در باغ وفا اندرین ایام در باغ وفا

در این روزگار و در این باغ که تمثیلی از وفاداری است.

نکته ادبی: باغ وفا استعاره از محیطی است که انتظار می‌رود در آن صداقت رشد کند.

اندرین ایام در باغ وفا گر نمی روید گلی خاری کجاست

اگر گلی (خوبی) در آن نمی‌روید، پس حداقل باید خاری (درد و سختی) باشد که نشان از حیات داشته باشد، اما کو؟

نکته ادبی: تضاد گل و خار برای نشان دادن پوچی مطلق.

گر نمی روید گلی خاری کجاست

چرا در این باغ وفا، نه گلی هست و نه خاری؟ یعنی هیچ اثری از زندگی و واکنش نیست.

نکته ادبی: اشاره به سردی و بی‌روحی روزگار.

گر نمی روید گلی خاری کجاست

نه خیر و خوبی می‌بینم و نه شر و رنجی که بتوان با آن زیست.

نکته ادبی: تأکید بر یأس کامل.

جان فدای یار کردن هست سهل جان فدای یار کردن هست سهل

اینکه بخواهم جانم را فدای یار کنم، برای من بسیار آسان است و مشکلی با آن ندارم.

نکته ادبی: سهل به معنای آسان و بی‌تکلف.

جان فدای یار کردن هست سهل کاشکی یار بسی یاری کجاست

کاش معشوقی بود که قدر این عشق را می‌دانست و یاری‌رسان بود؛ اما کجاست؟

نکته ادبی: آرزو (تمنی) برای وجود یار.

کاشکی یار بسی یاری کجاست

ای کاش کسی بود که در راه عشق دست مرا می‌گرفت.

نکته ادبی: تکرار برای شدت بخشیدن به آرزوی قلبی.

کاشکی یار بسی یاری کجاست

جان دادنم آسان است، اما یاری که لایق باشد کجاست؟

نکته ادبی: تضاد جان‌فشانی و نبودِ یار.

در جهان عاشقی بینم همی در جهان عاشقی بینم همی

در سراسر جهان می‌بینم که همه ادعای عاشقی دارند.

نکته ادبی: همی به معنای همواره یا در حالِ انجام کاری است.

در جهان عاشقی بینم همی یک جهان بی کار با کاری کجاست

جهانی پر از آدم‌های بی‌کار و سرگردان؛ اما کسی که حقیقتاً کاری از دستش برآید کجاست؟

نکته ادبی: ابهام در واژه کار (به معنای شغل، وظیفه یا عشق واقعی).

یک جهان بی کار با کاری کجاست

همه در کارِ عشق‌بازی هستند اما هیچ‌کدام کارآمد نیستند.

نکته ادبی: ایهام در بی‌کار و با کار.

یک جهان بی کار با کاری کجاست

این همه مدعی عاشقی هستند، اما آن که عاشقِ واقعی و باکفایت است کجاست؟

نکته ادبی: پایان‌بندی با پرسش برای زیر سوال بردن ادعاهای مردم.

آرایه‌های ادبی

مبالغه غم به خروارست

استفاده از واحد وزن برای نشان دادن انبوهیِ اندوه.

استعاره باغ وفا

تشبیه جهان یا روزگار به باغی که باید در آن وفاداری (گل) بروید.

استفهام انکاری وفاداری کجاست؟

پرسشی که پاسخ آن منفی است و برای تأکید بر نبودِ صداقت به کار رفته است.

ایهام دل باری

می‌تواند به معنای غمِ دل یا یاری‌رسانیِ قلبی باشد.

تضاد گل و خار

نشان‌دهنده دو روی سکه زندگی که در اینجا هیچ‌کدام یافت نمی‌شود.