رباعیات
شمارهٔ ۱۲۸
امیر محمد معزی
گرچه دل و سینه کان گوهر دارم
رخساره زرنج هر دو چون زر دارم
کان بستهٔ زلف ماه دلبر دارم
وین خستهٔ تیر شاه سنجر دارم