رباعیات

امیر محمد معزی

شمارهٔ ۸۹

امیر محمد معزی
از عمر شبی به کام دل دوشم بود کاواز سرود و رود درگوشم بود
بگذشته و بامداد فرموشم بود مهتاب نبود و مه در آغوشم بود