غزلیات

امیر محمد معزی

شمارهٔ ۱۰

امیر محمد معزی
ای روی تو رخشنده تر از قبلهٔ زردشت بی روی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت
عشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوخت جور تو مرا خست و جفای تو مرا کشت
هر چند همه جور و جفای تو کشیدم هرگز نکنم مهر و وفای تو فرامشت
برخیز و بیا تا ز رخ و زلف تو امشب پر لاله کنم دامن و پر مشک کنم مشت