قطعات

امیر محمد معزی

شمارهٔ ۱۵

امیر محمد معزی
ای روزگار خورده کم روزگار گیر بیغوله را ز تیر حوادث حصار گیر
یک ره که در سرای سپنجی نشسته ای اندیشه کن ز راه و شدن را شمار گیر
اکنون که کارهای جهان با خصومت است بگریز و از میان خصومت کنار گیر
پیشی مجوی بر کس و بیشی طلب مکن در کنج خانه ای به قناعت قرار گیر
غره مشو به نعمت و دل در جهان مبند از فخر ملک و نعمت او اعتبار گیر