دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۶ - ترجیح اهل هند بر اهل عجم همه در زیرکی و دانش و دلهای هوشیار

امیرخسرو دهلوی
گشت چو ثابت که به هند است هوا نایب جنت ز بسی برگ و نوا
چون بهر اقلیم که جنبد قلمی نیست به از دانش حکمت رقمی
گر به حکمت سخن از روم شده فلسفه ز آنجا همه معلوم شده
رومی از آن گونه که افگند برون برهمنان داشت از آن مایه فزون
لیک ازیشان چو بجسته است کسی آن همه در پرده نمانده ست بسی
من قدری بر سر این کار شدم در دل شان محرم اسرار شدم
هر چه به اندازهٔ خود رمز خرد جستم از آن قوم نبود از در رد
جز بالهی، که در آن عرصه درون عقل زبون است، خرامند نگون
هند و تنها نه در آن ره شده گم فلسفه را نیز در آن صد شتلم
معترف وحدت و هستی و قدم قدر ایجاد همه بعد عدم
رازق هر پر هنر و بی هنری عمر بر جادهٔ هر جانوری
خالق افعال نیکی و بدی حکمت و حکمش ازلی و ابدی
فعال مختار و مجازی به عمل عالم هر کلی و جزوی ز ازل
این همه را گشت به تحقیق مقر نی چو بسی طایفه بر کذب مفر
عیسویان زوج و ولد بسته بدو هندو ازین جنس نه پیوسته برو
قوم مجسم رقم از جسم زده برهمنان نی دم از این قسم زده
قوم مشبه سوی تشبیه شده هندو ازین هاش به تنبیه شده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

سراینده در این ابیات، به توصیف سفر خود به سرزمین هند و ستایش جایگاه دانش و حکمت در میان مردمان آن دیار می‌پردازد. او هند را سرزمینی پربرکت و هم‌تراز با بهشت می‌داند و بر این باور است که در میان تمامی دانش‌ها، فلسفه و حکمت از والاترین جایگاه برخوردار است.

شاعر با تکیه بر تحقیقات شخصی خود، بیان می‌کند که خرد هندیان در درک مسائل جهان‌شناختی عمیق است، اما در شناخت ذات الهی، هم‌سان با سایر اندیشمندان و فیلسوفان، دچار حیرت و عجز می‌شود. با این حال، او بر این نکته تأکید دارد که هندیان برخلاف برخی فرقه‌های دیگر، از دام‌های عقیدتی نظیر تثلیث یا جسم‌انگاریِ خداوند به‌دور مانده و به وحدانیت و صفات خداوند اعتقاد راسخ دارند.

معنای روان

گشت چو ثابت که به هند است هوا نایب جنت ز بسی برگ و نوا

وقتی ثابت شد که هند سرزمینی است که هوای لطیف و مواهب بهشتی دارد و از نظر منابع و نعمت‌ها بسیار غنی است.

نکته ادبی: ترکیب «نایب جنت» استعاره از سرزمینی بسیار حاصلخیز و پربرکت است.

چون بهر اقلیم که جنبد قلمی نیست به از دانش حکمت رقمی

زیرا در هر اقلیم و سرزمینی که قلمی برای نوشتن حرکت می‌کند، هیچ دانشی برتر از دانش حکمت و فلسفه وجود ندارد.

نکته ادبی: اشاره به اهمیت فلسفه در میان دانش‌های بشری در فرهنگ قدیم.

گر به حکمت سخن از روم شده فلسفه ز آنجا همه معلوم شده

اگرچه چنین مشهور است که فلسفه از روم (یونان) آغاز شده، اما هندیان نیز از همان‌جا این دانش را آموختند و به آن آگاه شدند.

نکته ادبی: روم در متون کهن غالباً به امپراتوری روم شرقی یا قلمرو یونانی‌مآب اشاره دارد که خاستگاه فلسفه تلقی می‌شد.

رومی از آن گونه که افگند برون برهمنان داشت از آن مایه فزون

آن‌گونه که مردم روم آثار علمی و فلسفی از خود بر جای گذاشتند، برهمنان هندی از آن هم فراتر رفتند و دانش بیشتری داشتند.

نکته ادبی: «مایه فزون» به معنای بهره و توشه بیشتر است.

لیک ازیشان چو بجسته است کسی آن همه در پرده نمانده ست بسی

اما هر کس که به دنبال کشف اسرار آنان رفت، دریافت که دانش و رموز ایشان چندان در پرده پنهان نبوده و به راحتی قابل فهم است.

نکته ادبی: تأکید بر سهولت دستیابی به اسرار حکمی هند برای طالبان علم.

من قدری بر سر این کار شدم در دل شان محرم اسرار شدم

من در این راه تلاش بسیاری کردم و به عمق کار رسیدم تا جایی که نزد آنان به عنوان محرم اسرار پذیرفته شدم.

نکته ادبی: «محرم اسرار شدن» کنایه از رسیدن به شناخت عمیق و اعتماد آن قوم است.

هر چه به اندازهٔ خود رمز خرد جستم از آن قوم نبود از در رد

هر رمزی از خرد و دانش که به اندازه ظرفیت و درک خودم جستجو کردم، از جانب آن قوم با بی‌مهری یا رد مواجه نشد.

نکته ادبی: اشاره به گشاده‌رویی و علمی بودن فضای فکری برهمنان.

جز بالهی، که در آن عرصه درون عقل زبون است، خرامند نگون

تنها در موضوع شناخت ذات الهی است که در آن عرصه، عقل انسان ناتوان و درمانده می‌شود و سرافکنده بازمی‌گردد.

نکته ادبی: اشاره به عجز عقل در شناخت کنه ذات خدا که مرز نهایی فلسفه است.

هند و تنها نه در آن ره شده گم فلسفه را نیز در آن صد شتلم

تنها هند نیست که در این راه (شناخت ذات) گمگشته و حیران شده است، بلکه دانش فلسفه نیز در مواجهه با این مسئله دچار سردرگمی و پریشانی است.

نکته ادبی: «شتلم» واژه‌ای کهن به معنای لاف زدن، خروشیدن یا سردرگمی و آشفتگی است.

معترف وحدت و هستی و قدم قدر ایجاد همه بعد عدم

آن‌ها به وحدانیت، هستی ازلی و قدیم خداوند اعتراف دارند و معتقدند که همه موجودات پس از «عدم» توسط او خلق شده‌اند.

نکته ادبی: اشاره به اعتقاد به توحید و حدوثِ عالم.

رازق هر پر هنر و بی هنری عمر بر جادهٔ هر جانوری

آن‌ها او را روزی‌دهنده همه، چه هنرمند و چه بی‌هنر می‌دانند و بر این باورند که عمر تمام جانداران در دست اوست.

نکته ادبی: توصیف صفات فاعلی خداوند در اندیشه هندی.

خالق افعال نیکی و بدی حکمت و حکمش ازلی و ابدی

او آفریدگار اعمال نیک و بد است و حکمت و فرمان او ازلی و ابدی است.

نکته ادبی: اشاره به صفات خالقیت و ازلی بودن حکمت الهی.

فعال مختار و مجازی به عمل عالم هر کلی و جزوی ز ازل

خداوند فاعلی مختار است که در کارهایش آزاد است و از ازل بر همه امور کلی و جزئی جهان عالم است.

نکته ادبی: تبیین صفت علم مطلق و قدرت مطلق الهی.

این همه را گشت به تحقیق مقر نی چو بسی طایفه بر کذب مفر

آن‌ها این حقایق را با تحقیق و استدلال پذیرفته‌اند، برخلاف بسیاری از گروه‌های دیگر که بدون دلیل به دروغ‌پردازی روی آورده‌اند.

نکته ادبی: «مقر» به معنای اقرارکننده و «مفر» به معنای گریزگاه یا پناهگاه است که در اینجا با کذب ترکیب شده تا به کذاب اشاره کند.

عیسویان زوج و ولد بسته بدو هندو ازین جنس نه پیوسته برو

مسیحیان به خداوند همسر و فرزند نسبت می‌دهند، اما هندوها از این عقاید به دور هستند و چنین چیزی را به خداوند نسبت نمی‌دهند.

نکته ادبی: اشاره کنایی به عقیده تثلیث مسیحی.

قوم مجسم رقم از جسم زده برهمنان نی دم از این قسم زده

گروه مجسمه (قائلین به جسمانیت خدا) برای خدا جسم قائل شدند، اما برهمنان هرگز چنین ادعایی نکردند.

نکته ادبی: مجسّمه فرقه‌ای بودند که برای خدا جسم قائل بودند.

قوم مشبه سوی تشبیه شده هندو ازین هاش به تنبیه شده

قوم مشبهه به سمت تشبیه خدا به خلق رفته‌اند، اما هندوها از این نظرگاه برحذر داشته شده و متنبه شده‌اند.

نکته ادبی: مشبهه فرقه‌ای بودند که صفات خدا را به خلق تشبیه می‌کردند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح عیسویان زوج و ولد بسته بدو

اشاره به عقاید مسیحیت درباره تثلیث و نسبت دادن فرزند به خداوند.

استعاره نایب جنت

توصیف هند به سرزمینی پربرکت که گویی نماینده بهشت بر روی زمین است.

تضاد (طباق) نیک و بد

به کار بردن مفاهیم متضاد برای نشان دادن شمول قدرت و علم خداوند بر تمامی امور.

تجاهل یا حیرت عارفانه عقل زبون است، خرامند نگون

توصیف عجز و ناتوانی عقل در درک ذات خداوند که تمثیلی از سردرگمی بشر در برابر عظمت الهی است.