دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۲ - سرگذشت

امیرخسرو دهلوی
شه آن را دان که گفت از جان آزاد به ترک بخل و خشم لهو و بیداد
شهی کش چارترکش در کله نیست بباید ترک او گفتن که شه نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، مفهوم پادشاهی و سلطنت را از نگاه عرفانی بازتعریف کرده و بر این باور است که قدرت واقعی نه در سلطه بر دیگران، بلکه در چیرگی بر هوای نفسانی و رذایل اخلاقی نهفته است.

شاعر بیان می‌دارد که اگر انسانی نتواند بر چهار صفتِ بخل، خشم، خوشگذرانی بیهوده و ستمگری غلبه کند، هرچند که در ظاهر پادشاه باشد، در ساحتِ حقیقت فاقدِ شایستگی و پادشاهی است.

معنای روان

شه آن را دان که گفت از جان آزاد به ترک بخل و خشم لهو و بیداد

پادشاه حقیقی کسی است که توانسته باشد با رها کردنِ بخل، خشم، سرگرمی‌های بیهوده و بی‌عدالتی، جان و روح خود را از قید و بندهای نفسانی کاملاً آزاد سازد.

نکته ادبی: ترکیب 'جان آزاد' کنایه از وارستگی و رهایی از تعلقات دنیوی است که از مفاهیم کلیدی در عرفان به شمار می‌آید.

شهی کش چارترکش در کله نیست بباید ترک او گفتن که شه نیست

کسی که چهار خصلتِ رذیلِ مذکور را از ذهن و جان خود بیرون نکرده باشد، در حقیقت پادشاه نیست و باید او را از منصب پادشاهی خلع کرد؛ زیرا او هنوز اسیر بندهای نفسِ خویش است.

نکته ادبی: واژه 'چارترکش' اشاره‌ای است فنی به چهار رذیلتی که در بیت پیشین آمده و سالک باید آن‌ها را رها کند.

آرایه‌های ادبی

ایهام چارترکش

اشاره به دو معنا دارد؛ نخست معنای ظاهری تیردان (وسیله‌ای برای حمل تیر) و دوم معنای عرفانی که همان چهار صفتِ زشت (بخل، خشم، لهو، بیداد) است که باید رها شوند.

استعاره شه

استفاده از واژه 'شه' (پادشاه) برای اشاره به انسانِ کامل و وارسته‌ای است که بر خویشتن مسلط است، نه یک حاکم سیاسی.