دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۳ - تنسیق الصفات

امیرخسرو دهلوی
باد! همه وقت، به شادی و ناز باده کش و خصم کش و بزم ساز
لشکر مشرق «زاودهٔ» تا به بنگ چیره دل و خیره کش و تیز چنگ
چند هزارش ز سواران کار تیغ زن و کینه کش و نامدار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات توصیفگر شکوه و اقتدار یک حاکم یا سپاهی است که همزمان با داشتن خوی پهلوانی و جنگاوری، از نعمت‌های زندگی نیز بهره‌مند است. فضا آمیخته به غرور حماسی و شادی است.

شاعر در این کلام، تصویری از گستره نفوذ و صلابت این نیروها در جغرافیایی وسیع ترسیم می‌کند و آنان را در عین شجاعت و دلیری، اهل بزمی می‌داند که پیروزی بر دشمنان، ویژگی جدانشدنی آن‌هاست.

معنای روان

باد! همه وقت، به شادی و ناز باده کش و خصم کش و بزم ساز

همواره در شادی و سرافرازی باش؛ باده‌نوش باش و دشمن‌کُش و برپا‌کننده بزم‌های شکوهمند.

نکته ادبی: واژه «باد» در اینجا فعل دعایی است که برای تداوم خوشی آرزو شده است. «خصم‌کش» و «بزم‌ساز» ترکیبات وصفی هستند که بر دوگانه جنگ و صلح در شخصیت تأکید دارند.

لشکر مشرق «زاودهٔ» تا به بنگ چیره دل و خیره کش و تیز چنگ

لشکر شرق از منطقه زاوده تا سرزمین بنگ گسترده است؛ سپاهی که دلیر، در برابر دشمنان خیره‌سر بی‌رحم و در جنگ بسیار سریع و چابک هستند.

نکته ادبی: «زاوده» و «بنگ» مکان‌های جغرافیایی هستند. «خیره‌کش» به معنای کسی است که افراد گستاخ و بی‌پروایِ نادان را از میان برمی‌دارد.

چند هزارش ز سواران کار تیغ زن و کینه کش و نامدار

هزاران تن از سواران کارآزموده در آن سپاه هستند که شمشیرزنانی کینه‌توز نسبت به دشمن و جنگجویانی نامدار و بلندآوازه‌اند.

نکته ادبی: «سواران کار» به معنای سوارکاران باتجربه و زبده است. «کینه‌کش» در متون حماسی به معنای کسی است که در پی گرفتن انتقام خونِ یاران یا ادای حق خود در میدان نبرد است.

آرایه‌های ادبی

تکرار و واج‌آرایی خصم‌کش، بزم‌ساز، خیره‌کش، کینه‌کش

تکرار صامت «ک» و واژه «کش» در پایان ترکیبات، آهنگ حماسی و کوبنده‌ای به کلام بخشیده است.

کنایه باده‌کش

کنایه از بهره‌مندی از لذت‌های زندگی و شکوه و جلال درباری و آسودگی خاطر.

اغراق از زاوده تا به بنگ

اشاره به گستردگی قلمرو و عظمت سپاه که از شرق دور تا سرزمینی دیگر را در بر گرفته است.